خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 15:35کد خبر29325

آقاى [محمدعلی]شهیدى، نماینده محلات آمد. براى عقیدتى سیاسى نهاجا[= نیروی هوایی ارتش] استمداد کرد و خواست در سفر به استان مرکزى، به شهرستان محلات هم بروم. آقاى [قاسم مهرزاد]صدقیانى، نماینده سلماس آمد. از رواج قاچاق در مرز ترکیه که مرتباً گوسفندان به

آقاى [محمدعلی]شهیدى، نماینده محلات آمد. براى عقیدتى سیاسى نهاجا[= نیروی هوایی ارتش] استمداد کرد و خواست در سفر به استان مرکزى، به شهرستان محلات هم بروم. آقاى [قاسم مهرزاد]صدقیانى، نماینده سلماس آمد. از رواج قاچاق در مرز ترکیه که مرتباً گوسفندان به خارج قاچاق مى شود، انتقاد داشت. همچنین از حمله من به نق زدن ها گله کرد.

آقاى[رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی]آمد. براى تخصیص اعتبار جهت خرید کارخانه ساخت آب سنگین از آرژانتین استمداد کرد و از پیشرفت کار غنى سازى[اورانیوم] گزارش داد. دکتر[هادی] منافى، [رییس سازمان نظام پزشکی]،آمد و درباره نظام پزشکى گزارش داد.

آقای [عباس]پورمحمدى آمد. اوضاع رفسنجان را گفت و از قرار عدم تعرّض با آشیخ محمد [هاشمیان] گفت. از مدیرکل آموزش و پرورش کرمان شاکى بود. براى عمل جراحى مثانه عازم بیمارستان است. دکتر رجبى براى امور جارى آمد و دربارة مذاکرات با صدام که قرار است از سوریه بیاید، نظرخواهى کرد.

عصر شوراى اقتصاد جلسه داشت. تصمیمات مهمى درباره حمل و نقل و امور دیگر گرفتیم. شب در دفترم ماندم. عفت هم آمد. [آقای سید حسین مرعشی]، استاندار کرمان هم آمد. شام با ما خورد و دربارة مسایل کرمان مذاکره شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا