خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 15:23کد خبر29313

امروز تاسوعاست. صبح زود حمید لاهوتى، [همسر فائزه]آمد. پیغام مهندس[مهدی] بازرگان، [رهبر نهضت آزادی ایران] را آورد که براى على اردلان که در زندان است، [و ناراحتی قلبی دارد]، اظهار نگرانى کرده و خواستار کمک براى معالجه اش شده است؛ گفتم کمک مى شود . براى

امروز تاسوعاست. صبح زود حمید لاهوتى، [همسر فائزه]آمد. پیغام مهندس[مهدی] بازرگان، [رهبر نهضت آزادی ایران] را آورد که براى على اردلان که در زندان است، [و ناراحتی قلبی دارد]، اظهار نگرانى کرده و خواستار کمک براى معالجه اش شده است؛ گفتم کمک مى شود .

براى عزادارى در حسینیه جماران، در جمع محافظان شرکت نمودم و براى آنها کمى صحبت کردم؛ خواستار امکانات بیشتر رفاهى شدند. دکتر ولایتى، [وزیر امور خارجه]، تلفنى گفت، آقاى[علی] خرّم، نامه اى از صدام[حسین، رییس جمهور عراق] که در ژنو تحویل داده اند،آورده است و آورندة نامه گفته که پایه هاى مذاکرات بعدى صلح، در این نامه نوشته شده و آن را خیلى مهم دانسته است؛ گفتم به منزل بیاورند.

عصر آقایان [علی]خرّم و [جواد] تُرک آبادى آمدند. پیش نویس نامه اى از صدام را آورده بودند. صدام آن را با عجله، با هواپیماى اختصاصى به ژنو فرستاده بود که زودتر به دست من برسد تا اگر ما مضمون نامه را بپذیریم، آن را امضا کند و رسماً با پیک ویژه بفرستد. نامة مفصلی است و در آن پیشنهاد جامعى براى اجراى قطعنامه 598 آمده که نکته اصلی آن، پذیرش نوعى مشارکت ایران و عراق در شط العرب[= اروندرود]، براساس خط تالوگ و یا منتظر خلع بعرض الطرفین، در مقابل صرف نظر از پذیرش قطعنامه است.

مضمون نامه را تلفنى با رهبری در میان گذاشتم؛ قرار شد در شوراى عالی امنیت ملی بررسى شود. به نظر مى رسد در ارتباط با کشور کویت، برنامه ای در نظر دارد که مى خواهد از جانب ما خیالش راحت باشد. شب بچه ها براى مراسم عزادارى رفتند. من تنهایى شام خوردم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا