خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 22:19کد خبر28820

در خانه ماندم. کارهای دیروز مجلس را انجام دادم. با محسن در مورد ارزیابی بازدید از مرکز تحقیقات مهندسی جهاد سازندگی مذاکره کردیم. قابل قبول و اساسی ارزیابی می شود؛ گرچه نهایتاً کار جهاد نیست و باید به نیروهای مسلح منتقل شود. ظهر حاجیه والده و همشیره

در خانه ماندم. کارهای دیروز مجلس را انجام دادم. با محسن در مورد ارزیابی بازدید از مرکز تحقیقات مهندسی جهاد سازندگی مذاکره کردیم. قابل قبول و اساسی ارزیابی می شود؛ گرچه نهایتاً کار جهاد نیست و باید به نیروهای مسلح منتقل شود. ظهر حاجیه والده و همشیره فاطمه و فرزندانش مهمانمان بودند. دیداری انجام شد. ماه هاست که والده را ندیده ایم؛ در نوق ساکن اند.

عصر با برنامه های تلویزیون مشغول بودم. شب عفت و بچه ها برای مراسم سالروز تولد مونا به منزل فائزه رفته بودند. تنهایی شام خوردم. بنا به خواست احمدآقا از سوی امام، نامه ای را که چند سال پیش امام به امانت نزد ما گذاشته بودند، پس دادم. پاکت سربسته ای چند سال پیش به من و آقایان خامنه ای و موسوی اردبیلی داده بودند که روی آن نوشته شده بود که پس از فوت ایشان مفتوح شود. برای ما معلوم نبود که محتوای نامه چیست. بعد از استعفای آقای منتظری مسترد شد. حدس زدیم مربوط به آقای منتظری بوده است. [ولی بعدها احمدآقا گفتند مربوط به وجوه موجود در اختیار امام بوده است.]

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا