خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 22:19کد خبر28819

ساعت هشت صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رسیدم. تیمسار [علی] شهبازی [رئیس ستاد کل ارتش] درباره دژبان و سپهر مطالبی گفت. تیمسار [مصطفی] ترابی [رئیس سازمان حفاظت اطلاعات ارتش] آمد. گزارشی از بازداشت جاسوسان آمریکایی و سلطنت طلب ها داد و برای خودروی بیشتر

ساعت هشت صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رسیدم. تیمسار [علی] شهبازی [رئیس ستاد کل ارتش] درباره دژبان و سپهر مطالبی گفت. تیمسار [مصطفی] ترابی [رئیس سازمان حفاظت اطلاعات ارتش] آمد. گزارشی از بازداشت جاسوسان آمریکایی و سلطنت طلب ها داد و برای خودروی بیشتر استمداد کرد. آقای [علی] رازینی [رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح] آمد و علت بازداشت و آزادی آقای [محمد] کوثری [فرمانده لشکر 27 حضرت رسول (ص)] را گفت. قرار شد در آینده مراقبت بیشتری در این جهت شود. پرونده بهرامی را توضیح داد و گفت چون تازه محکوم شده، بهتر است عفو او با تأخیر انجام شود؛ آقای [سید حسن] طاهری خرم آبادی از امام تقاضای عفوش را کرده و امام به نظر دادگاه موکول کرده اند.

آقای [علی] حسینی تاش با جمعی از محققان صنعتی آمدند. توضیحاتی درباره کارهای سپاه دادند و خواستار اجازه فعالیت سپاه در بخش های دیگر شدند. گفتم کارها باید متمرکز انجام شود. قرار شد بررسی بیشتری شود.

آقای دکتر [حسن] فیروزآبادی آمد. مسائل متعددی درباره کارهای ستاد و نیروها داشت که تصمیم گیری شد. ظهر آقای [علیرضا] افشار آمد. کمبودهای اختیاراتی و امکاناتی معاونت نیروی انسانی ستاد کل را مطرح کرد و پیشنهادهایی برای رفع آنها داشت.

ساعت سه به سوی مرکز تحقیقات [مهندسی] جهاد سازندگی در جاده کرج حرکت کردیم و تا ساعت هفت وچهل وپنج دقیقه آنجا بودم. از بخش های مختلف تحقیقات صنایع نظامی و به خصوص موشک بازدید کردم؛ کارهای اساسی انجام داده اند. آنها پایه محکمی برای صنعت موشک ریخته اند. فعلاً موشک تا برد 140 کیلومتری ساخته اند. همه اجزای آن ساخت خودشان است. نفربر زرهی خوبی هم نمونه سازی کرده اند. مصاحبه ای انجام شد و صحبت کوتاهی هم برای کارکنان کردم .

ساعت هشت و ربع به مجلس رسیدم. شورای مرکزی [جامعه] روحانیت مبارز [تهران] در دفترم جلسه داشت. مسأله آیت الله منتظری در دستور بود. من و آقای خامنه ای موضوع را آن گونه که اتفاق افتاده بود، برای آنها توضیح دادیم. ابهاماتی داشتند که رفع شد و برای کیفیت برخورد با موضوع تصمیم گیری شد. در مورد رهبری آینده مذاکره شد و به این نتیجه رسیدیم که شخص امام باید موضوع را هدایت کنند. درباره ریاست جمهوری من مذاکره شد. دیر وقت به خانه آمدم. اخوی احمد و خانواده اش اینجا بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا