خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ فروردین ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
شنبه 1405/05/24 - 22:19کد خبر28818

در راه مجلس، به منزل اخوی محمد برای دیدن حاجیه والده رفتم . از نوق آمده اند. حالشان خوب بود، گرچه سن زیاد ایشان را فرسوده کرده است. محمد هم از اداره آمد. پس از دیدار به مجلس رفتم. آقای [صادق] خلخالی [نماینده قم] آمد. از مسأله آقای منتظری اظهار ناراحتی

در راه مجلس، به منزل اخوی محمد برای دیدن حاجیه والده رفتم . از نوق آمده اند. حالشان خوب بود، گرچه سن زیاد ایشان را فرسوده کرده است. محمد هم از اداره آمد. پس از دیدار به مجلس رفتم.

آقای [صادق] خلخالی [نماینده قم] آمد. از مسأله آقای منتظری اظهار ناراحتی کرد و بر فکر حل مسأله تأکید داشت. دکتر [عبدالله] جاسبی [رئیس دانشگاه آزاد اسلامی] آمد. درباره نیازهای ارزی دانشگاه آزاد اسلامی و تصویب آئین نامه استمداد کرد و در مورد مسأله آقای منتظری و مسأله رهبری آینده ریاست جمهوری و دولت استفسار نمود.

ظهر مصطفی داودزاده همراه [علی اکبر] احمدیان از نیروی دریایی سپاه آمدند. پیشنهاد خرید قایق های جنگی از چین داشتند. گفتم دنبال پیدا کردن نوعی بهتر باشند. عصر هیت رئیسه [مجلس] جلسه داشت. دستور هفتگی و امور اداری بررسی و در مورد مسائل جاری مذاکره شد. از مدیریت مجلس در صورت رفتن من از مجلس اظهار نگرانی داشتند. دکتر [حسن] روحانی [رئیس ستاد قرارگاه خاتم] آمد. درباره سفر چین و موضوعات مورد نظر و نیز درباره مسائل جاری مذاکره شد

آقای [خسرو] عروج آمد. در مورد مسائل اخیر حفاظت بیت آیت الله منتظری استفسار کرد و در مورد تعویض محافظان نجف آبادی ایشان گزارش داد . خود ایشان اصرار دارند که [آن محافظان] بمانند و نگرانی که هست از تندی بعضی از آنهاست. گفتم سخت گیری نکنند و ایشان را بیش از این نرنجانند.

به آقای [علی] رازینی [رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح] در خصوص بازداشت آقای [محمد] کوثری [فرمانده لشکر 27 حضرت رسول (ص)] تلفنی اعتراض کردم و دستور دادم آزادش کنند. شب تا ساعت هشت ونیم در دفترم کار کردم. آقای [سیدهادی] خسروشاهی آمد. خیال کرده بود امشب جلسه در دفتر من است. به خانه آمدم. با محسن و عفت شام خوردیم. عفت از خانم شهید بهشتی نقل کرد که خانم [منیره] گرجی در جلسه ای علیه آقای منتظری صحبت کرده است؛ خانم بهشتی و عفت ناراحت شده بودند.

به زیارت امام رفتم. درباره اوضاع جاری صحبت کردیم. حالشان خوب است. نزدیک غروب تیمسار [علی] شهبازی [رئیس ستاد مشترک ارتش] آمد. از ادغام ارتش و سپاه طرفداری کرد، ولی معتقد است باید با ظرافت عمل کرد که بدبینی ها رفع شود. از نیروی زمینی [ارتش] ناراضی است و قصد تعویض دارد. گفتم فعلاً عجله نشود، شاید تفاهم پیش آید. درجه برای جمعی از امرای ارتش خواست.

شب از دفتر امام برای من و مهدی شام آوردند. با دکتر روحانی تلفنی در مورد احتمال حمله تلافی جویانه عراق به مجلس یا جای حساس دیگر تذکر دادم که دفاع را جدی بگیرد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا