خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۶۰

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اردیبهشت ۱۳۶۰
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 02:38 کد خبر 26035

اول وقت جلسه هيأت ریيسه داشتيم  و سپس جلسه علنى. در جلسه علنى تأسيس وزارت‌ معادن و فلزات تصويب شد.

اول وقت جلسه هيأت ریيسه داشتيم  و سپس جلسه علنى. در جلسه علنى تأسيس وزارت‌ معادن و فلزات تصويب شد.

ظهر معلولان بيمارستان قدس آمدند و از كيفيت اداره دكتر شيبانى و خانم مفيدى شكايت‌ داشتند. بعدازظهر آقايان مهاجرى و آقازاده آمدند و درباره فعال كردن فراكسيون حزب‌ جمهورى مجلس شوراى ‌اسلامى مطالبى بحث شد و تصميماتى اتخاذ شد. سپس به جلسه ‌شوراى مركزى حزب رفتيم. شب در جلسه مشترك مسولان اجرايى و نمايندگان مجلس حزب ‌شركت كردم. مقدارى از وقت در انتقاد از حزب و روزنامه [جمهورى اسلامى ] گذشت.

آقاى آيت به خط روزنامه اعتراض داشت، آقاى [ميرحسين] موسوى دفاع كرد. آقاى دكتر[حسن] عباسپور نكاتى از لايحه بودجه را توضيح داد و نمايندگان را توجيه كرد.

شب با [فرزندم] محسن، در بلژيك تلفنى صحبت كردم. حالش خوب بود. كتاب و پوستر و نوار مى‌خواست. محسن به خاطر عدم امنيت بعد از ترور من توسط فرقان و تهديد شدن او در محيط تحصيل و عدم تمايلش در به همراه داشتن محافظ، براى ادامه تحصيل به خارج رفت. در شيراز در كنكور پذيرفته شده بود و مشغول تحصيل بود. اكنون تمايلى به زندگى در غرب ‌ندارد و به انقلاب ‌اسلامى سخت وفادار است و در آنجا با گروهى از دوستانش به نفع ‌جمهورى ‌اسلامى فعاليت دارد.
 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا