خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 22:54کد خبر29206

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى[محسن] رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان] آمد. گزارشى از عملکرد بنیاد داد و براى ورود 200هزار تن فولاد با ارز آزاد اجازه گرفت. آقاى[گودرز] افتخار جهرمى، [سرپرست دفتر خدمات حقوقی بین المللی نهاد ریاست

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى[محسن] رفیق دوست، [رییس بنیاد مستضعفان و جانبازان] آمد. گزارشى از عملکرد بنیاد داد و براى ورود 200هزار تن فولاد با ارز آزاد اجازه گرفت. آقاى[گودرز] افتخار جهرمى، [سرپرست دفتر خدمات حقوقی بین المللی نهاد ریاست جمهوری] آمد. براى مسایل جارى در دادگاه لاهه و انتظارات ما در تعقیب آزادى گروگان ها و مسایل شوراى نگهبان مشورت کرد؛ توضیحات لازم داده شد .

[آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران آمد. برنامه ها و نیازها را گفت؛ منابع ممکن تأمین هزینه های شهرداری، از قبیل جرایم و حق پیشه از مغازه داران و پذیره ها و نظایر آن، طرح خرید تاکسى نو با ارز آزاد و مسایل دیگر را مطرح کرد. تأکید کردم که اقدامات شهرداری تهران باید با سیاست هاى دولت هماهنگ باشد. خواست که در جلسات دولت شرکت کند و شهردار تهران با حکم رییس جمهور منصوب شود.

آقاى [مجید]عباس پور، [مشاورفنی رییس جمهور]آمد. گزارش پدافند ش. م . ر [= شیمیایی، میکربی و رادیواکتیو] را داد و درباره سازمان انرژى هسته اى صحبت شد. عصر به جلسه هیأت دولت نرفتم و کارها را تا مغرب انجام دادم. افطار با حاج احمدآقا مهمان رهبرى بودیم. احمدآقا چند نامه منتشر نشدة امام را آورده بود. خواستار بخشى از پادگان جوار مرقد امام براى توسعه مرقد بود. دربارة مذاکرات با عربستان سعودى و گروگان ها و مسایل شهردارى تهران مذاکره شد.

شب به خانه آمدم. احمدآقا هم با ماشین من آمد؛ خواستار اطلاع بیشتر از امور جارى کشور و شرکت در جلسه دیگر من و رهبری شد و گفت، معتقد است بالاخره جامعه مدرسین[حوزه علمیه قم]، با آیت الله خامنه اى اختلاف پیدا مى کنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا