خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ فروردین ۱۳۶۹

بدون فیلتر، در کست‌باکس عبدی مدیا بشنوید
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 18:02کد خبر29195

آقاى [علی اکبر]ادب آمد و براى دبیرخانه ائمه جمعه [سراسر کشور]، از طریق دفتر رهبرى، حواله پنجاه دستگاه اتومبیل گرفت. آقاى[عزیزالله]علاءالدینى، [مدیر آسایشگاه کهریزک] آمد. شرحى از خدمات نیکوکارى و برنامه هاى آینده اش داد و خواست که از مرکز حمایت

آقاى [علی اکبر]ادب آمد و براى دبیرخانه ائمه جمعه [سراسر کشور]، از طریق دفتر رهبرى، حواله پنجاه دستگاه اتومبیل گرفت. آقاى[عزیزالله]علاءالدینى، [مدیر آسایشگاه کهریزک] آمد. شرحى از خدمات نیکوکارى و برنامه هاى آینده اش داد و خواست که از مرکز حمایت معلولان کهریزک بازدید کنم. آقاى الهى مسئول فرهنگى بنیاد شهید آمد. مقدارى از کارش تعریف کرد و خواستار سمت در وزارت خارجه شد.

آقاى [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] آمد و درباره عملکرد برنامه و بودجه و کیفیت صدور موافقت نامه و نظارت بر طرح ها توضیح داد. بر سرعت عمل و حذف بوروکراسى تاکیدکردم. آقای [غلامرضا]آقازاده، [وزیر نفت] و آقای [حسین]کاظم پور[اردبیلی] آمدند و درباره مقدمات مصالحه با شرکت هاى نفتى، درباره ادعاهاى آنها که پس از انقلاب خلع ید شده اند و در [دیوان داوری بین المللی]لاهه، دعوى مطرح کرده اند، توضیح دادند. قرار شد براى بررسى، شوراى عالى اقتصاد تشکیل شود؛ عجله دارند که زودتر تعیین تکلیف شود.

عصر در جلسه هیأت دولت، تراز فیزیکى ماشین آلات مورد نیاز برنامه[پنجساله اول] بررسى شد. قاریان قرآن آمدند و برنامه اجرا کردند؛ برایشان صحبت کردم . نماز به جماعت خوانده شد. آنها افطار مهمان من بودند. بعد از افطار با رهبرى جلسه داشتیم؛ درباره نفت، سوریه، مصلى، جمعیت زنان[جمهوری اسلامی]، دفترتحکیم وحدت، مجلس خبرگان، سیاست خارجى، نمایندگان رهبرى در دانشگاه، مجلس و چند موضوع دیگر مذاکره و تصمیم گیرى کردیم. ساعت ده و نیم شب به خانه رسیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا