خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 18:02کد خبر29194

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى[عبدالحسین] وهاجى، [وزیربازرگانی]، براى گزارش امور بازرگانى آمد. آقاى[سیدمنصور] رضوى، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور]، براى گزارش نتیجه کمیسیون بررسى تفکیک وظایف وزارتخانه های جهادسازندگی، نیرو و کشاورزى

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى[عبدالحسین] وهاجى، [وزیربازرگانی]، براى گزارش امور بازرگانى آمد. آقاى[سیدمنصور] رضوى، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور]، براى گزارش نتیجه کمیسیون بررسى تفکیک وظایف وزارتخانه های جهادسازندگی، نیرو و کشاورزى آمد؛ هنوز به جایى نرسیده اند.

آقاى[محمود] واعظى، [معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه] آمد. گزارش مذاکره با فرانسوى ها را داد؛ در یک پرونده به نتیجه رسیده اند و در سه پرونده، مذاکرات ناتمام مانده و به دور بعدى موکول شده است که یک جا تصمیم گیرى شود.

دکتر [حسن]حبیبى براى امور جارى کشور و مسایل نهاد[ریاست جمهوری] آمد. ظهر اخوى محمد، [رییس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی]، براى امور صداوسیما آمد؛ قرار شد کنترل بیشترى روى برنامه ها بشود. به نظر من و آیت الله خامنه اى، انتقاد و بدگویى به نظام در برنامه ها زیاد است و افراد شیطان سوءاستفاده مى کنند. گفت شخصی از سوى اردن آمده است و جواب پیشنهاد صدام را مى خواهد. او خواسته وزیران امورخارجة دو کشور در جلسه خصوصى به تفاهم برسد؛ گفتم بعد از مشورت جواب مى دهیم.

عصر دکتر[محمدرضا] هاشمى[گلپایگانی]، براى دستورکار جلسه شوراى عالی انقلاب فرهنگى آمد. جلسه شوراى عالی امنیت ملى داشتیم. در مورد مجهز شدن براى جلوگیرى از ورود ناوهاى عراقى که از ایتالیا خریده، در صورت تحویل بحث شد؛ گرچه تحویل بعید است.

بعد از افطار، مقدارى با احمدآقا و دکتر [حسن]روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] صحبت شد. احمد آقا از ضعف وزارت اطلاعات گفت. شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا