خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ فروردین ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/05/20 - 22:12کد خبر27266

ساعت هفت ونیم با پاسداران و محسن، براى بازدید از مؤسسه سرم و واکسن سازى [رازى] به حصارک [کرج] رفتیم. [آقاى دکتر عباسعلى زالى] وزیر کشاورزى هم آمده بود. از بخش مارها و عقرب ها، سم گیرى، تهیه واکسن فلج اطفال و سرخک و کتابخانه بازدید کردیم که خیلى جالب و

ساعت هفت ونیم با پاسداران و محسن، براى بازدید از مؤسسه سرم و واکسن سازى [رازى] به حصارک [کرج] رفتیم. [آقاى دکتر عباسعلى زالى] وزیر کشاورزى هم آمده بود. از بخش مارها و عقرب ها، سم گیرى، تهیه واکسن فلج اطفال و سرخک و کتابخانه بازدید کردیم که خیلى جالب و کارها منظم بود. اطلاعات جدید و جالبى درباره مارها به دستم آمد. در آمفى تأتر مؤسسه براى کارکنان سخنرانى کردم، ناهار را در آنجا صرف کردیم و به مجلس آمدم.

عصر هیأت رییسه جلسه داشت و درباره کارها و برنامه هاى مجلس تصمیم گیرى شد. آقاى [شیخ فضل الله] محلاتى آمد و گزارشى از جبهه و نتایج عملیات بدر آورد که نزدیک به دوهزار شهید داشته است. شب مهمان رییس جمهور بودیم. در آنجا درباره نهضت آزادى که اخیراً به افساد تبلیغاتى افتاده است، بحث شد.

درباره جنگ و نظرات آقاى [محسن] رضایى، در مقابل تصمیم عملیاتى اخیر آقاى صیاد [شیرازى] که نامه اى هم فرستاده است، بحث و تبادل نظر شد. به سپاه و وزارت خارجه تأکید شد که فرستادگان لیبى را در مورد ایجاد رابطه با مجاهدان لبنان راضى کنند. براى خواب به مجلس رفتم. اخبار ساعت دوازده شب را گوش دادم و خوابیدم.

در گزارش ها مطلب مهمى نداشتیم. عراقی ها با اینکه هیاهو مى کنند، اما جرأت شرارت زیادى ندارند. به نظر مى رسد که از موشک هاى ایران ترسیده اند و چند موشک توانسته است که برترى هوایى آنها را خنثى کند. مسافرت دبیرکل سازمان ملل هم به نفع ما تمام شد؛ گرچه کارى انجام نداد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا