سعید حجاریان کاشانی، نظریهپرداز شاخص جریان اصلاحات در ایران، تئوریسین اصلی حزب جبهه مشارکت، یکی از مؤسسان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، نایبرئیس پیشین شورای شهر تهران، مدیرمسئول پیشین روزنامه «صبح امروز» و مشاور سیاسی پیشین سید محمد خاتمی، در شمار پر بازتابترین، پایدارترین و شاخصترین چهرههای نظری-فکری اصلاحطلبی پسا-انقلابی ایران قرار میگیرد. او که با پشتوانه فعالیت دانشجویی پیش از انقلاب و حضور در ساختار امنیتی پسا-انقلابی (از جمله نقش در جلوگیری از کودتای نوژه و تأسیس وزارت اطلاعات)، از اواسط دهه ۱۳۷۰ به نظریهپردازی اصلاحطلبانه روی آورد و چهار نظریه شاخص «تقویت جامعه مدنی»، «حاکمیت دوگانه»، «فشار از پایین و چانهزنی از بالا» و «فتح سنگر به سنگر» را طرح کرد. حجاریان در ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ توسط سعید عسگر در مقابل ساختمان شورای شهر تهران ترور شد و با عوارض دائمی شدید (زندگی روی صندلی چرخدار و اختلال گفتاری) روبهرو شد، اما به نظریهپردازی ادامه داد. او پس از بازداشت ۱۰۹ روزه در ۱۳۸۸، در دولت چهاردهم پزشکیان گفتمان «وفاق ملی» را تئوریزه کرد و در جنگ ۲۰۲۶ ایران، بر مذاکره فعالانه با آمریکا، کاهش ایدئولوژیزدگی و آمادهسازی برای جنگهای نسل چهارم و پنجم تأکید کرد.
سعید حجاریان کاشانی (متولد ۱۳۳۳ در تهران)، نظریهپرداز شاخص جریان اصلاحات در ایران، تئوریسین اصلی حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی، یکی از مؤسسان شاخص وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران (با نام مستعار «سعید مظفری») در سالهای نخستین پسا-انقلابی، روزنامهنگار شاخص اصلاحطلب (با نام مستعار «جهانگیر صالحپور» در برخی مقالات نقد بر «فربهتر از ایدئولوژی» عبدالکریم سروش در مجله کیان)، عضو پیشین شورای مرکزی حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی، نایبرئیس پیشین شورای اسلامی شهر تهران در دوره اول، مشاور سیاسی پیشین رئیسجمهور سید محمد خاتمی، مدیرمسئول پیشین روزنامه شاخص اصلاحطلب «صبح امروز»، عضو پیشین مرکز تحقیقات استراتژیک ریاستجمهوری، چهره شاخص جنبش دوم خرداد و رویدادهای ۱۸ تیر ۱۳۷۸، طراح اصلی چهار نظریه پایدار «تقویت جامعه مدنی»، «حاکمیت دوگانه»، «فشار از پایین و چانهزنی از بالا»، و «فتح سنگر به سنگر»، چهره ترورشده در ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ توسط سعید عسگر در مقابل ساختمان شورای شهر تهران که از آن جان سالم به در برد اما با عوارض دائمی شدید (زندگی روی صندلی چرخدار و اختلال شدید گفتاری)، زندانی پیشین پسا-انتخابات ۱۳۸۸ به مدت ۱۰۹ روز (از ۱۹ خرداد تا ۸ مهر ۱۳۸۸)، نظریهپرداز پیشتاز گفتمان «وفاق ملی» در دولت چهاردهم مسعود پزشکیان، و در عین حال یکی از پر بازتابترین، پایدارترین، و شاخصترین چهرههای نظری-فکری جریان اصلاحطلبی پسا-انقلابی ایران، در شمار چهرههای محوری گفتمان نظری اصلاحطلبی در ایران معاصر قرار میگیرد.
سعید حجاریان، که با مسیری منحصربهفرد ـ از خاستگاع شاخص دانشجویی-بچهمسلمان دانشگاهی پیش از انقلاب اسلامی، تا پیوستن پایدار به ساختار قدرت پسا-انقلابی از ۱۳۵۷که شامل خدمت در ژاندارمری، کمیته انقلاب اسلامی نازیآباد، و سپس ستاد کل ارتش ـ که در آنجا، طبق روایتهای منتشر شده، در جلوگیری از کودتای پر بازتاب نوژه در تیر ۱۳۵۹ نقشآفرینی پایدار داشت ـ بود، تا پیوستن پر بازتاب به تیم اطلاعاتی دفتر نخستوزیری در دولت میرحسین موسوی و همکاری شاخص با خسرو تهرانی، تا مشارکت پر بازتاب در تأسیس وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در ۱۳۶۳ ـ بهعنوان یکی از مؤسسان شاخص این وزارتخانه با نام مستعار «سعید مظفری»، تا مسئولیت مصاحبه و گزینش پر مناقشه سعید امامی (که بعدها به نام پر بازتاب «سعید مازیار / سعید اسلامی» در پرونده قتلهای زنجیرهای شاخص شد و طبق روایت پر بازتاب حجاریان، پس از مصاحبه به این نتیجه رسید که وزارت اطلاعات باید از سعید امامی تنها به عنوان منبع یکطرفه استفاده کند و او را نباید به سمتهای حساس منصوب کنند)، تا خروج پایدار از وزارت اطلاعات و پیوستن به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاستجمهوری در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، تا تحول گفتمانی پر بازتاب از فعالیت امنیتی به نظریهپردازی سیاسی-اصلاحطلبانه در دهه ۱۳۷۰ ـ که در آن، در نگارش مقالات شاخص نقد بر «فربهتر از ایدئولوژی» عبدالکریم سروش در مجله کیان با نام مستعار جهانگیر صالحپور در تابستان ۱۳۷۸ بازتاب یافت، تا مشارکت پر بازتاب در پایهگذاری حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی پس از پیروزی دوم خرداد ۱۳۷۶، تا تئوریزه کردن گفتمان شاخص دوم خرداد ـ که در نظریههای پایدار تقویت جامعه مدنی، حاکمیت دوگانه، فشار از پایین و چانهزنی از بالا، و فتح سنگر به سنگر بازتاب یافت، تا انتخاب پر بازتاب به نایبرئیسی نخستین شورای اسلامی شهر تهران در ۱۳۷۸، تا برعهده گرفتن مدیریت مسئولی روزنامه شاخص «صبح امروز» ـ یکی از شاخصترین روزنامههای جریان اصلاحات، تا خدمت در سمت مشاور سیاسی رئیسجمهور سید محمد خاتمی، تا مواجهه با ترور پر بازتاب در صبح ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ در مقابل ساختمان شورای شهر تهران ـ که در آن، سعید عسگر، عامل اطلاعاتی-امنیتی، گلولهای به صورت او شلیک کرد و حجاریان از مرگ بهطور معجزهآسا نجات یافت اما با عوارض دائمی شدید روبهرو شد، تا بازگشت پایدار به عرصه نظریهپردازی پس از بهبود نسبی که در آن، علیرغم زندگی روی صندلی چرخدار و اختلال شدید گفتاری، نقشآفرینی فکری پایدار خود را ادامه داد، تا بازداشت پر بازتاب در ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ پیش از انتخابات ریاستجمهوری دهم، تا زندانی شدن در زندان اوین به مدت ۱۰۹ روز، تا انتقال به بیمارستان در ۱۴ تیر ۱۳۸۸ به دلیل عوارض شدید سلامتی، تا بازداشت پسرش مصطفی حجاریان برای چند روز، تا آزادی نهایی در ۸ مهر ۱۳۸۸، تا ادامه نظریهپردازی پایدار در دوره پسا-جنبش سبز ـ شامل گفتمان شاخص «تدلیس سیستماتیک» پیرامون انتخابات ۱۳۸۸، تا حمایت پر بازتاب از نامزدی حسن روحانی در ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶، تا طرح پر بازتاب گفتمان «مشارکت محدود و مشروط» در انتخابات معاصر، تا حمایت تعیینکننده از مسعود پزشکیان در انتخابات ۱۴۰۳، تا تئوریزه کردن گفتمان «وفاق ملی» در دولت چهاردهم پزشکیان ـ که در آن، وفاق را به دو دسته «فایدهگرایانه» و «قراردادگرایانه» تقسیم کرد و دولت پزشکیان را موزائیک جریانها و نحلهها توصیف کرد، و در نهایت، مواضع پر بازتاب پیرامون جنگ ۱۲ روزه ایران-اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴ و جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران در اسفند ۱۴۰۴ ـ که در آن، مذاکره فعالانه با آمریکا، کاهش ایدئولوژیزدگی، مبارزه با فساد و تبعیض، و آمادهسازی برای نسلهای جدید جنگهای (4GW و 5GW) را برجسته کرد، به یکی از پایدارترین و در عین حال پر بازتابترین نظریهپردازان جریان اصلاحات در تاریخ معاصر ایران بدل شده است.
اهمیت سعید حجاریان در سپهر تاریخی-سیاسی ایران معاصر از چند جهت قابل بررسی است. نخست، مغز متفکر جریان اصلاحات ـ بهعنوان نخستین چهرهای که گفتمان نظری-سیستماتیک اصلاحات را در ساختار رسمی نظام جمهوری اسلامی صورتبندی کرد ـ یکی از وجوه قابل توجه میراث فکری او محسوب میشود. دوم، تجربه شاخص ترور به دلیل مواضع اصلاحطلبانه ـ بهعنوان چهرهای که در شمار شاخصترین قربانیان ترور سیاسی پسا-انقلابی ایران قرار میگیرد ـ یکی از وجوه قابل توجه پایداری سیاسی او محسوب میشود. سوم، پیشینه ترکیبی منحصربهفرد امنیتی-اصلاحطلب ـ بهعنوان چهرهای که از مؤسسان وزارت اطلاعات بود و به یکی از منتقدان شاخص ساختار قدرت بدل شد ـ یکی از وجوه قابل توجه مسیر فکری-سیاسی او محسوب میشود. چهارم، پایداری نظریهپردازی پایدار از دوم خرداد ۱۳۷۶ تاکنون ـ که شامل بیش از سه دهه فعالیت فکری پایدار است ـ یکی از وجوه قابل توجه پایداری گفتمانی او محسوب میشود. پنجم، نقش تعیینکننده در گفتمان «وفاق ملی» دولت پزشکیان ـ که در شمار شاخصترین چارچوبهای نظری معاصر قرار میگیرد ـ یکی از وجوه قابل توجه نقشآفرینی معاصر او محسوب میشود.
نکته مهم: کارنامه و عملکرد سعید حجاریان در فضای رسانهای-سیاسی فارسیزبان با نگاههای شدیداً متفاوتی همراه است. در گفتمان طرفداران اصلاحات، او بهعنوان «تئوریسین اصلاحات»، «مغز متفکر حزب مشارکت»، و «نظریهپرداز شاخص جمهوریت» شناخته میشود. در گفتمان منتقدان شاخص از جناح اصولگرا، پیشینه فعالیت امنیتی او در وزارت اطلاعات و نقش او در پروندههای شاخص دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ مورد نقد جدی قرار گرفته است. در گفتمان اپوزیسیون رادیکال خارج از کشور، پیشینه امنیتی و پایبندی پایدار او به اصلاح در درون نظام مورد چالشهای جدی قرار گرفته است. مجمع روحانیون مبارز پس از ترور بیانیهای شاخص صادر کرد که در آن، عوامل ترور را به «محفلنشینان قتلهای زنجیرهای» نسبت داد. این پروفایل، روایت منتشر شده در منابع رسانهای-تاریخی شاخص فارسیزبان را با موضع تحلیلی-بیطرف ارائه میدهد.
زندگی و پشتوانه خانوادگی
سعید حجاریان کاشانی در سال ۱۳۳۳ در شهر تهران به دنیا آمد. نام خانوادگی «کاشانی» اشاره به ریشه خانوادگی او در شهر کاشان دارد.
پسر: مصطفی حجاریان
از مهمترین اعضای خانواده میتوان به مصطفی حجاریان (پسر) اشاره کرد. مصطفی حجاریان نیز در تیر ۱۳۸۸ برای مدتی بازداشت شد ـ که در شمار وجوه پر بازتاب کارنامه پسا-جنبش سبز خانواده حجاریان قرار میگیرد.
همسر: وفا تابش
همسر سعید حجاریان، وفا تابش ـ که در دوران بحران سلامتی پس از ترور و دوران بازداشت ۱۳۸۸ نقشآفرینی پایدار در دفاع از او داشت ـ است.
تحصیلات و فعالیتهای پیش از انقلاب
سعید حجاریان از سنین جوانی به فعالیت سیاسی جلب شد. طبق گزارشهای منتشر شده، او از بچهمسلمانهای دانشگاهی بود که در فضای دانشجویی پیش از انقلاب فعالیت میکرد.
مسیر امنیتی-اطلاعاتی پسا-انقلابی (۱۳۵۷-۱۳۶۸)
پر بازتابترین فصل آغاز کارنامه پسا-انقلابی حجاریان، خدمت پایدار در ساختار امنیتی-اطلاعاتی نظام پسا-انقلابی بود.
ژاندارمری و کمیته نازیآباد
طبق گزارشهای منتشر شده: «[حجاریان] بعد از پیروزی انقلاب به ژاندارمری، کمیته نازی آباد و نهایتا ستاد کل ارتش رفت.»
نقش پر بازتاب در جلوگیری از کودتای نوژه
طبق گزارشهای منتشر شده: «گفته می شود در آنجا [ستاد کل ارتش]، از وقوع کودتای نوژه جلوگیری کرد.» کودتای نوژه ـ که در تیر ۱۳۵۹ توسط بخشی از نیروهای نظامی پهلوی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی طراحی شده بود ـ یکی از پر بازتابترین رویدادهای امنیتی پسا-انقلابی است.
دفتر نخستوزیری و همکاری با خسرو تهرانی
طبق گزارشهای منتشر شده: «بعد از تشکیل دفتر نخستوزیری به تیم اطلاعاتی آنجا میپیوندد و با خسرو تهرانی همکاری میکند.»
مشارکت در تأسیس وزارت اطلاعات
پر بازتابترین فصل کارنامه امنیتی حجاریان، مشارکت پر بازتاب در تأسیس وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در ۱۳۶۳ بود. در این وزارتخانه، حجاریان با نام مستعار «سعید مظفری» فعالیت میکرد.
مسئولیت گزینش پر مناقشه سعید امامی
پر بازتابترین رویداد کارنامه امنیتی حجاریان، مسئولیت مصاحبه و گزینش سعید امامی بود. طبق گزارشهای منتشر شده: «مسئولیت مصاحبه و گزینش سعید امامی در زمان سفر او به تهران به سعید حجاریان سپرده شد. حجاریان در این باره گفته است که پس از مصاحبه با سعید امامی به این نتیجه رسیده که وزارت اطلاعات باید از سعید امامی تنها به عنوان منبع یکطرفه استفاده کند و او را نباید به سمتهای حساس در این وزارتخانه منصوب کنند.»
اما، سعید امامی پس از استخدام در وزارت اطلاعات توانست جایگاه مهمی برای خود پیدا کند و بعدها به چهره پر مناقشه پرونده قتلهای زنجیرهای بدل شد. این روایت، در شمار وجوه پر مناقشه کارنامه حجاریان قرار میگیرد.
دوران مرکز تحقیقات استراتژیک (۱۳۶۸-۱۳۷۶)
پر بازتابترین فصل تحول گفتمانی حجاریان، خروج از وزارت اطلاعات و پیوستن به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاستجمهوری در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی بود. در این دوره، حجاریان بهتدریج از فعالیت امنیتی به نظریهپردازی سیاسی-اصلاحطلبانه روی آورد.
دوم خرداد و نظریهپردازی اصلاحات (۱۳۷۶-۱۳۷۸)
محوریترین فصل تاریخی کارنامه حجاریان، برعهده گرفتن نقش تئوریسین اصلی جنبش اصلاحات از ۱۳۷۶ بود.
مغز متفکر حزب جبهه مشارکت
پر بازتابترین سمت حزبی حجاریان، عضویت در شورای مرکزی حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی ـ یکی از شاخصترین احزاب اصلاحطلب پسا-انقلابی ـ بود. حجاریان بهعنوان مغز متفکر این حزب شناخته میشد.
چهار نظریه شاخص
پر بازتابترین فصل کارنامه نظری حجاریان، طرح چهار نظریه شاخص پایدار بود:
طبق گزارشهای منتشر شده: «حجاریان در مقطع انتخاب خاتمی تا ترور در اسفند ۷۸ و در حالیکه تئوریسین اصلاحات لقب گرفته بود چهار نظریه تقویت جامعه مدنی، حاکمیت دوگانه، فشار از پایین و چانهزنی از بالا و فتح سنگر به سنگر را مطرح کرد.»
این چهار نظریه، شالوده گفتمان نظری اصلاحات را تشکیل میدادند:
● تقویت جامعه مدنی: تأکید بر توسعه نهادهای مدنی، احزاب، و مطبوعات
● حاکمیت دوگانه: نظریه پر بازتاب پیرامون دو ساختار قدرت موازی در جمهوری اسلامی (نهادهای انتخابی و نهادهای انتصابی)
● فشار از پایین و چانهزنی از بالا: راهبرد تعامل میان جامعه مدنی و ساختار قدرت
● فتح سنگر به سنگر: راهبرد تصاحب تدریجی نهادهای انتخابی (شوراها، مجلس، دولت)
نقد بر سروش با نام مستعار «جهانگیر صالحپور»
طبق گزارشهای منتشر شده: «حجاریان در تابستان ۱۳۷۸ مقالههایی با نام مستعار جهانگیر صالحپور در نقد نظریه فربهتر از ایدئولوژی عبدالکریم سروش، در مجله کیان نوشت.» این مقالات، در شمار شاخصترین گفتمانهای نقد روشنفکری دینی قرار میگیرد.
مدیریت مسئولی روزنامه «صبح امروز»
از سمتهای شاخص حجاریان، مدیریت مسئولی روزنامه «صبح امروز» ـ یکی از شاخصترین روزنامههای جریان اصلاحات ـ بود.
نایبرئیسی شورای اسلامی شهر تهران
در نخستین انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در ۱۳۷۷، حجاریان بهعنوان نایبرئیس شورای اسلامی شهر تهران انتخاب شد. شوراهای اسلامی شهر و روستا را حجاریان «سنگ زیربنای جمهوریت» میخواند.
مشاوریت رئیسجمهور
حجاریان همچنین بهعنوان مشاور سیاسی رئیسجمهور سید محمد خاتمی فعالیت میکرد.
ترور پر بازتاب در ۲۲ اسفند ۱۳۷۸
محوریترین رویداد سرنوشتساز تاریخی کارنامه سعید حجاریان، ترور پر بازتاب در صبح ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ در مقابل ساختمان شورای شهر تهران بود.
عامل ترور: سعید عسگر
طبق گزارشهای منتشر شده: «[حجاریان] در سال ۱۳۷۸ توسط سعید عسگر در مقابل شورای شهر تهران مورد سوءقصد قرار گرفت.»
سعید عسگر ـ که در آن زمان دانشجوی جوانی بود ـ به اتهام این ترور بازداشت شد. طبق روایتهای منتشر شده، او یکی از عوامل اطلاعاتی-امنیتی وابسته به محفلهای وابسته به بیت رهبری بود.
عوارض دائمی
طبق گزارشهای منتشر شده: «[حجاریان] از این ترور جان سالم به در برد، اما از آن پس زندگی را بر صندلی چرخدار میگذراند و دچار اختلالات شدید گفتاری شده است.»
واکنشهای شاخص
طبق گزارشهای منتشر شده، مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیهای شاخص نوشت: «اینک محفلنشینان قتلهای زنجیرهای برای توقف روند مؤثر تحقیق پرونده قتلها و گریز از چنگ کشف حقیقت و اجرای عدالت، به ارتکاب قتلهای خیانی میپردازند.»
سه نفر از اعضای جبهه مشارکت (عباس عبدی، محسن میردامادی و صفاییفراهانی) در یک مصاحبه مطبوعاتی، این ترور را به نیروهای شکست خورده انتخابات ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ نسبت دادند.
این ترور، در شمار شاخصترین رویدادهای ترور سیاسی پسا-انقلابی ایران قرار میگیرد و به نماد هزینههای اصلاحطلبی در جمهوری اسلامی بدل شد.
بازگشت پایدار به نظریهپردازی (۱۳۸۰-۱۳۸۸)
پر بازتابترین فصل بازگشت حجاریان، ادامه نظریهپردازی پایدار پس از بهبود نسبی از ترور بود.
در این دوره، علیرغم زندگی روی صندلی چرخدار و اختلال شدید گفتاری، حجاریان نقشآفرینی فکری پایدار خود را ادامه داد و مقالات و یادداشتهای شاخص متعدد را در رسانههای اصلاحطلب منتشر کرد.
بازداشت پر بازتاب پس از ۱۳۸۸
محوریترین فصل تاریخی پسا-ترور کارنامه حجاریان، بازداشت پر بازتاب پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم در خرداد ۱۳۸۸ بود.
بازداشت در ۱۹ خرداد ۱۳۸۸
طبق گزارشهای منتشر شده: «[حجاریان] از جمله صدها تن از فعالان سیاسی بود که در جریانات مربوط به رویدادهای پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) بازداشت و روانهٔ زندان اوین شد. وی در تاریخ ۱۹ خرداد ۸۸ چند روز پیش از انتخابات بازداشت شد و در تاریخ ۱۴ تیر از زندان به بیمارستان منتقل شد.»
آزادی در ۸ مهر ۱۳۸۸
طبق گزارشهای منتشر شده: «وی در صبح روز چهارشنبه مصادف با ۸ مهر همان سال پس از گذراندن ۳ ماه زندان آزاد شد.» این بازداشت، در شمار شاخصترین موارد بازداشت چهرههای شاخص اصلاحات پس از جنبش سبز قرار میگیرد.
بازداشت پسر
در تیر ماه ۱۳۸۸ پسر او مصطفی حجاریان نیز برای چندی بازداشت شد ـ که در شمار وجوه پر بازتاب کارنامه پسا-جنبش سبز خانواده حجاریان قرار میگیرد.
نظریه «تدلیس سیستماتیک»
پر بازتابترین گفتمان پسا-انتخاباتی حجاریان، نظریه «تدلیس سیستماتیک» بود. طبق گفتمان او: «در انتخابات ۸۸ نه تقلب شد نه تخلف؛ تدلیس سیستماتیک بود.» این نظریه، در شمار شاخصترین چارچوبهای نظری پیرامون انتخابات ۱۳۸۸ قرار میگیرد.
دوران دولت روحانی و پزشکیان (۱۳۹۲ تاکنون)
پر بازتابترین فصل پسا-جنبش سبز کارنامه حجاریان، ادامه نظریهپردازی پایدار و حمایت از دولتهای اعتدالگرا-اصلاحطلب بود.
حمایت از روحانی
حجاریان از کاندیداتوری حسن روحانی در انتخابات ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ حمایت کرد.
گفتمان «مشارکت محدود و مشروط»
طبق گزارشهای منتشر شده: «هم مطرح کننده مسأله تحریم انتخابات و هم دنبال کننده طرح حضور مشروط انتخاباتی، کسی جز «سعید حجاریان» تئوریسین جریان اصلاحات نبوده است.» این گفتمان، در شمار شاخصترین چارچوبهای نظری انتخاباتی دوره معاصر قرار گرفت.
حمایت از پزشکیان (۱۴۰۳)
پر بازتابترین موضعگیری اخیر حجاریان، حمایت تعیینکننده از مسعود پزشکیان در انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم در ۱۴۰۳ بود.
نظریه «وفاق ملی»
محوریترین گفتمان نظری حجاریان در دولت پزشکیان، تئوریزه کردن «وفاق ملی» بود. طبق گزارشهای منتشر شده: «سعید حجاریان در گفتوگویی با تقسیم وفاق به دو دسته «وفاق فایدهگرایانه» و «وفاق قراردادگرایانه» معتقد است دولت پزشکیان موزائیک جریانها و نحلههاست که آن را به وفاق ترجمه میکند و نوع وفاق مدنظر دولتش از نوع فایدهگرایانه است.»
مواضع پیرامون جنگ ۲۰۲۶ و آینده
پر بازتابترین فصل گفتمانی اخیر حجاریان، مواضع پیرامون جنگ ۱۲ روزه ایران-اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴ و جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران در اسفند ۱۴۰۴ بود.
نسلهای جدید جنگ (4GW و 5GW)
طبق گزارشهای منتشر شده، حجاریان نوشت: «از آنجاییکه به تعبیر متخصصان جنگ و امنیت ملی ما در میانه نسل چهارم (4GW) و نسل پنجم (5GW) جنگها هستیم، بهمرور وارد وضعیتی میشویم که جنگها بدون شلیک گلوله و حتی بیآنکه مردم درگیر شوند آغاز شده و به پایان میرسند.»
مذاکره فعالانه با آمریکا
طبق گزارشهای منتشر شده: «سعید حجاریان، تئوریسین اصلاح طلب می گوید: درباره امریکا و مسئله مذاکره باید فعالانه برخورد کرد.» این موضع، شالوده گفتمان پایدار اصلاحطلبی پیرامون مذاکره با غرب را تشکیل میداد.
نقد ایدئولوژیزدگی
طبق گزارشهای منتشر شده، حجاریان نوشت: «ضروری است اولاً بر سطحی از مبارزه با فساد و تبعیض اصرار ورزیم تا شکنندگی از این ناحیه را حداقلی کنیم. ثانیاً ایدئولوژیزدگی و شعارزدگی را با سرعت کاهش دهیم؛ ملت ایران نه تروریست هستند نه آدمکش. دلیلی ندارد با اعلام و تصریح حاکمیت یا منتسبان به آن برای کشور و مردم این سرزمین دردسر درست کنیم.»
تحلیل «گرایش سلطانی» در آمریکا
طبق گزارشهای منتشر شده: «سعید حجاریان با ارجاع به تحولات اخیر و نقش افرادی مانند کوشنر و ویتکاف مینویسد گرایش سلطانی اکنون تقویت شده است. وی تأکید میکند تناقضگوییهای ترامپ درباره سیاست خارجی، از جمله ایران، را نباید صرفاً مقولهای روانشناختی دید یا برای مصرف داخلی دانست، بلکه باید آن را نشانه تغییری عمیقتر در ماهیت نظام سیاسی امریکا تلقی کرد.»
واکنش به سقوط بشار اسد
از مواضع پر بازتاب اخیر حجاریان، واکنش به سقوط بشار اسد در آذر ۱۴۰۳ بود.
آثار شاخص
از مهمترین آثار سعید حجاریان میتوان به این موارد اشاره کرد:
● «جمهوریت» ـ نظریهپردازی شاخص پیرامون جمهوریت در نظام جمهوری اسلامی
● «از شاهد قدسی تا شاهد بازاری» ـ مقالات پر بازتاب پیرامون روشنفکری دینی
● مقالات نقد بر «فربهتر از ایدئولوژی» سروش ـ با نام مستعار جهانگیر صالحپور
● مقاله شاخص «آخرین دوا» در وبسایت «مشق نو»
● «عقد اخوت با مصطفی!» ـ یادداشت پر بازتاب در کانال تلگرامی
● یادداشت پیرامون فرقه یمانی در خراسان (در ۱۳۹۷)
● مجموعه مصاحبهها در «خشت خام» ـ گفتگوهای پر بازتاب تاریخی
● یادداشتهای شاخص متعدد در رسانههای اصلاحطلب پایدار
چارچوب فکری-سیاسی
سعید حجاریان در طول کارنامه طولانی نظریهپردازی خود، چارچوب فکری-سیاسی متمایزی صورتبندی کرده است.
جمهوریت
محوریترین چارچوب فکری حجاریان، «جمهوریت» است. طبق گفتمان او: «دوم خرداد تثبیت کامل جمهوریت نظام اسلامی و گامی بلند در جهت نهادینه شدن مشارکت مردمی در سرنوشت خود و تادیه حق الناس بود.»
حاکمیت دوگانه
ویژگی متمایز چارچوب حجاریان، نظریه «حاکمیت دوگانه» ـ که در آن، دو ساختار قدرت موازی (نهادهای انتخابی مانند ریاستجمهوری، مجلس، شوراها و نهادهای انتصابی مانند رهبری، شورای نگهبان، قوه قضائیه) در نظام جمهوری اسلامی صورتبندی شده است ـ یکی از وجوه قابل توجه گفتمان نظری اوست.
فشار از پایین، چانهزنی از بالا
ویژگی شاخص دیگر چارچوب حجاریان، راهبرد «فشار از پایین و چانهزنی از بالا» ـ که در آن، همزمانی فعالیتهای مدنی و مذاکره با ساختار قدرت برجسته میشود ـ یکی از وجوه قابل توجه گفتمان او محسوب میشود.
فتح سنگر به سنگر
ویژگی پایدار چارچوب حجاریان، راهبرد «فتح سنگر به سنگر» ـ که در آن، تصاحب تدریجی نهادهای انتخابی توسط اصلاحطلبان برجسته میشود ـ یکی از وجوه قابل توجه گفتمان اوست.
رئالیسم سیاسی
ویژگی شاخص دیگر چارچوب حجاریان، رئالیسم سیاسی ـ که در گفتمان معاصر او پیرامون مذاکره با آمریکا، وفاق ملی، و نقد ایدئولوژیزدگی بازتاب یافته است ـ یکی از وجوه قابل توجه نگاه او محسوب میشود.
ارتباط با چهرهها و جریانها
سعید حجاریان در شبکهای پر بازتاب از پیوندهای سیاسی-فکری با چهرههای شاخص جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
رهبران شاخص اصلاحات
محوریترین شبکه سیاسی حجاریان، سید محمد خاتمی (که حجاریان مشاور سیاسی او بود)، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، اکبر هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی، و مسعود پزشکیان را در بر میگیرد.
چهرههای شاخص جبهه مشارکت
در سطح حزبی، روابط پر بازتاب حجاریان با چهرههای شاخص جبهه مشارکت ـ شامل محمدرضا خاتمی (دبیرکل پیشین)، مصطفی تاجزاده، محسن میردامادی، عباس عبدی، محسن آرمین، علی شکوریراد، و فیضالله عربسرخی ـ شبکه نزدیک حزبی او را تشکیل میداد.
شبکه روشنفکری
در سطح فکری، روابط پایدار حجاریان با عبدالکریم سروش (که نقد بر «فربهتر از ایدئولوژی» او را نوشت)، محمد مجتهد شبستری، مصطفی ملکیان، هاشم آقاجری، محسن کدیور، و دیگر چهرههای شاخص گفتمان روشنفکری دینی ـ شبکه فکری-فلسفی او را تشکیل میداد.
رهبران جنبش سبز
در سطح اعتراض، روابط پر بازتاب حجاریان با میرحسین موسوی، مهدی کروبی، و زهرا رهنورد ـ رهبران جنبش سبز ـ شبکه نزدیک اعتراضی او را تشکیل میداد.
شبکه پیشینه امنیتی
در سطح پیشینه امنیتی، روابط پر مناقشه حجاریان با خسرو تهرانی (دوست و همکار پایدار در دفتر نخستوزیری)، علی فلاحیان (وزیر اطلاعات پیشین)، محمد ریشهری (وزیر اطلاعات نخست)، سعید امامی (که حجاریان او را گزینش کرد و بعدها چهره پر مناقشه قتلهای زنجیرهای شد) ـ شبکه پیچیده پیشینه امنیتی او را تشکیل میداد.
جمعبندی
سعید حجاریان کاشانی، یکی از پر بازتابترین، پایدارترین، و در عین حال شاخصترین نظریهپردازان جریان اصلاحات در تاریخ معاصر ایران است که با ترکیبی منحصربهفرد از خاستگاع شاخص دانشجویی-بچهمسلمان پیش از انقلاب، خدمت پر بازتاب در ساختار امنیتی پسا-انقلابی شامل ژاندارمری، کمیته نازیآباد، ستاد کل ارتش (با نقشآفرینی در جلوگیری از کودتای نوژه)، تیم اطلاعاتی دفتر نخستوزیری در دولت میرحسین موسوی و همکاری با خسرو تهرانی، مشارکت پر بازتاب در تأسیس وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در ۱۳۶۳ با نام مستعار «سعید مظفری»، مسئولیت مصاحبه و گزینش پر مناقشه سعید امامی (که بعدها چهره پر مناقشه قتلهای زنجیرهای شد و حجاریان او را برای سمتهای حساس نامناسب دانسته بود)، خروج پایدار از وزارت اطلاعات و پیوستن به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاستجمهوری در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، تحول گفتمانی پر بازتاب از فعالیت امنیتی به نظریهپردازی سیاسی-اصلاحطلبانه در دهه ۱۳۷۰، نگارش مقالات شاخص نقد بر «فربهتر از ایدئولوژی» عبدالکریم سروش با نام مستعار «جهانگیر صالحپور» در مجله کیان در تابستان ۱۳۷۸، مشارکت پر بازتاب در پایهگذاری حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی پس از پیروزی دوم خرداد ۱۳۷۶، تئوریزه کردن گفتمان شاخص دوم خرداد و طرح چهار نظریه پایدار تقویت جامعه مدنی، حاکمیت دوگانه، فشار از پایین و چانهزنی از بالا، و فتح سنگر به سنگر، انتخاب پر بازتاب به نایبرئیسی نخستین شورای اسلامی شهر تهران در ۱۳۷۸، برعهده گرفتن مدیریت مسئولی روزنامه شاخص «صبح امروز»، خدمت در سمت مشاور سیاسی رئیسجمهور سید محمد خاتمی، مواجهه با ترور پر بازتاب در صبح ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ توسط سعید عسگر در مقابل ساختمان شورای شهر تهران با گلوله به صورت و عوارض دائمی شدید شامل زندگی روی صندلی چرخدار و اختلال شدید گفتاری، بازگشت پایدار به عرصه نظریهپردازی پس از بهبود نسبی، بازداشت پر بازتاب در ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ پیش از انتخابات ریاستجمهوری دهم، زندانی شدن به مدت ۱۰۹ روز، انتقال به بیمارستان در ۱۴ تیر ۱۳۸۸، بازداشت پسرش مصطفی، آزادی نهایی در ۸ مهر ۱۳۸۸، نظریهپردازی پایدار در دوره پسا-جنبش سبز شامل گفتمان «تدلیس سیستماتیک» پیرامون انتخابات ۱۳۸۸، حمایت از حسن روحانی در ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶، طرح گفتمان «مشارکت محدود و مشروط»، حمایت تعیینکننده از مسعود پزشکیان در ۱۴۰۳، تئوریزه کردن گفتمان «وفاق ملی» در دولت چهاردهم پزشکیان با تقسیم به وفاق فایدهگرایانه و قراردادگرایانه، و در نهایت مواضع پر بازتاب پیرامون جنگ ۱۲ روزه ایران-اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴ و جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران در اسفند ۱۴۰۴ که در آن مذاکره فعالانه با آمریکا، کاهش ایدئولوژیزدگی، مبارزه با فساد و تبعیض، و آمادهسازی برای نسلهای جدید جنگهای (4GW و 5GW) را برجسته کرد، جایگاهی منحصربهفرد در ساختار نظری-سیاسی ایران معاصر اشغال کرده است.
ویژگی متمایز سعید حجاریان، در سطح اول، مغز متفکر جریان اصلاحات و طراح اصلی چهار نظریه پایدار ـ بهعنوان نخستین چهرهای که گفتمان نظری-سیستماتیک اصلاحات را در ساختار رسمی نظام جمهوری اسلامی صورتبندی کرد ـ یکی از وجوه قابل توجه میراث فکری او محسوب میشود. در سطح دوم، تجربه شاخص ترور به دلیل مواضع اصلاحطلبانه ـ بهعنوان چهرهای که در شمار شاخصترین قربانیان ترور سیاسی پسا-انقلابی ایران قرار میگیرد و علیرغم عوارض دائمی شدید، نظریهپردازی پایدار خود را ادامه داد ـ یکی از وجوه قابل توجه پایداری سیاسی او محسوب میشود. در سطح سوم، پیشینه ترکیبی منحصربهفرد امنیتی-اصلاحطلب ـ بهعنوان چهرهای که از مؤسسان وزارت اطلاعات بود و به یکی از منتقدان شاخص ساختار قدرت بدل شد ـ یکی از وجوه قابل توجه مسیر فکری-سیاسی او محسوب میشود. در سطح چهارم، پایداری نظریهپردازی پایدار از دوم خرداد ۱۳۷۶ تاکنون ـ که شامل بیش از سه دهه فعالیت فکری پایدار است ـ یکی از وجوه قابل توجه پایداری گفتمانی او محسوب میشود. در سطح پنجم، نقش تعیینکننده در گفتمان «وفاق ملی» دولت پزشکیان ـ که در شمار شاخصترین چارچوبهای نظری معاصر قرار میگیرد ـ یکی از وجوه قابل توجه نقشآفرینی معاصر او محسوب میشود.
از منظر تحلیلی، جایگاه سعید حجاریان، نمونهای از پدیده «نظریهپرداز شاخص با کارنامه ترکیبی امنیتی-سیاسی-فکری، تجربه شاخص ترور سیاسی، و پایداری گفتمانی پایدار از دهه ۱۳۷۰ تاکنون» در تاریخ سیاسی-فکری معاصر ایران است؛ پدیدهای که در آن، یک چهره با پشتوانه شاخص امنیتی-انقلابی، در طول بیش از چهار دهه فعالیت، در عرصههای متعدد امنیتی، نظری، حزبی، و گفتمانی نقشآفرینی پایدار مییابد. این الگو، که در میان نظریهپردازان شاخص جمهوری اسلامی نسبتاً منحصربهفرد است، در حجاریان با ویژگی تئوریسین اصلاحات، چهره ترورشده، و نظریهپرداز معاصر وفاق ملی، بازتاب ویژهای یافته است.
آنچه از منظر امروز روشن است، این که موضوعاتی که سعید حجاریان در کارنامه و گفتمان خود به آنها پرداخته ـ از جمهوریت، حاکمیت دوگانه، فشار از پایین و چانهزنی از بالا، فتح سنگر به سنگر، تقویت جامعه مدنی، رئالیسم سیاسی، مذاکره با آمریکا، نقد ایدئولوژیزدگی، گفتمان وفاق ملی، و در نهایت آمادهسازی برای نسلهای جدید جنگها ـ از پر بحثترین موضوعات گفتمان سیاسی-فکری فارسیزبان معاصر باقی ماندهاند. در شرایطی که ایران در یکی از پر تنشترین دورههای گفتمان سیاسی-تاریخی خود قرار دارد ـ بهویژه پس از خیزش ۱۴۰۱، جنگ ۱۲ روزه ایران-اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴، جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران در اسفند ۱۴۰۴، ترور سید علی خامنهای، انتخاب سید مجتبی خامنهای به سومین رهبر، و دولت چهاردهم مسعود پزشکیان ـ کارنامه و میراث پایدار سعید حجاریان، با ترکیب تئوریسین اصلاحات، چهره ترورشده، و نظریهپرداز معاصر وفاق ملی، یکی از مرجعهای اصلی گفتمان نظری-سیاسی معاصر در فضای رسانهای فارسیزبان محسوب میشود.
سوالات متداول
سعید حجاریان کیست؟
سعید حجاریان کاشانی (متولد ۱۳۳۳ در تهران)، نظریهپرداز شاخص جریان اصلاحات در ایران، تئوریسین اصلی حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی، یکی از مؤسسان شاخص وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، نایبرئیس پیشین نخستین شورای اسلامی شهر تهران، مدیرمسئول پیشین روزنامه صبح امروز، مشاور پیشین رئیسجمهور سید محمد خاتمی، و چهره ترورشده در ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ است. او در گفتمان رسانهای فارسیزبان با لقب پر بازتاب «تئوریسین اصلاحات» شناخته میشود.
نامهای مستعار سعید حجاریان چیست؟
طبق گزارشهای منتشر شده: «سعید حجاریان کاشانی (در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با نام مستعار سعید مظفری و در برخی از مطبوعات، با نام جهانگیر صالحپور)، از فعالان امنیتی سابق و سیاسی کنونی است.»
پیشینه امنیتی حجاریان چه بود؟
طبق گزارشهای منتشر شده: «[حجاریان] بعد از پیروزی انقلاب به ژاندارمری، کمیته نازی آباد و نهایتا ستاد کل ارتش رفت. گفته می شود در آنجا، از وقوع کودتای نوژه جلوگیری کرد. بعد از تشکیل دفتر نخست وزیری به تیم اطلاعاتی آنجا می پیوندد و با خسرو تهرانی همکاری می کند.» او یکی از مؤسسان وزارت اطلاعات بود.
چهار نظریه شاخص حجاریان چیست؟
طبق گزارشهای منتشر شده: «حجاریان در مقطع انتخاب خاتمی تا ترور در اسفند ۷۸ و در حالیکه تئوریسین اصلاحات لقب گرفته بود چهار نظریه تقویت جامعه مدنی، حاکمیت دوگانه، فشار از پایین و چانه زنی از بالا و فتح سنگر به سنگر را مطرح کرد.»
چه زمانی حجاریان ترور شد؟
حجاریان در صبح ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ در مقابل ساختمان شورای شهر تهران توسط سعید عسگر مورد سوءقصد قرار گرفت. گلولهای به صورت او شلیک شد که از مرگ بهطور معجزهآسا نجات یافت اما با عوارض دائمی شدید (زندگی روی صندلی چرخدار و اختلال شدید گفتاری) روبهرو شد.
چرا حجاریان ترور شد؟
طبق روایتهای منتشر شده، سه نفر از اعضای جبهه مشارکت (عباس عبدی، محسن میردامادی و صفاییفراهانی) در یک مصاحبه مطبوعاتی، این ترور را به نیروهای شکست خورده انتخابات ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ نسبت دادند. مجمع روحانیون مبارز در بیانیه شاخص، عوامل ترور را به «محفلنشینان قتلهای زنجیرهای» نسبت داد. روایتهای منتشر شده نشان میدهد سعید عسگر یکی از عوامل اطلاعاتی-امنیتی وابسته به محفلهای وابسته به بیت رهبری بود.
نقش حجاریان در گزینش سعید امامی چه بود؟
طبق گزارشهای منتشر شده: «مسئولیت مصاحبه و گزینش سعید امامی در زمان سفر او به تهران به سعید حجاریان سپرده شد. حجاریان در این باره گفته است که پس از مصاحبه با سعید امامی به این نتیجه رسیده که وزارت اطلاعات باید از سعید امامی تنها به عنوان منبع یکطرفه استفاده کند و او را نباید به سمتهای حساس در این وزارتخانه منصوب کنند.» اما، سعید امامی پس از استخدام در وزارت اطلاعات توانست جایگاه مهمی برای خود پیدا کند و بعدها به چهره پر مناقشه پرونده قتلهای زنجیرهای بدل شد.
چه زمانی حجاریان بازداشت شد؟
طبق گزارشهای منتشر شده: «وی در تاریخ ۱۹ خرداد ۸۸ چند روز پیش از انتخابات بازداشت شد و در تاریخ ۱۴ تیر از زندان به بیمارستان منتقل شد. در تیر ماه ۸۸ پسر او مصطفی حجاریان نیز برای چندی بازداشت شد. وی در صبح روز چهارشنبه مصادف با ۸ مهر همان سال پس از گذراندن ۳ ماه زندان آزاد شد.»
نظریه «حاکمیت دوگانه» حجاریان چیست؟
نظریه «حاکمیت دوگانه» حجاریان ـ که در شمار شاخصترین نظریههای او قرار میگیرد ـ پیرامون دو ساختار قدرت موازی در نظام جمهوری اسلامی صورتبندی شده است: ۱) نهادهای انتخابی (مانند ریاستجمهوری، مجلس، شوراها) و ۲) نهادهای انتصابی (مانند رهبری، شورای نگهبان، قوه قضائیه). این نظریه، شالوده گفتمان نظری اصلاحات را تشکیل میداد.
نظریه «تدلیس سیستماتیک» چیست؟
نظریه «تدلیس سیستماتیک» حجاریان پیرامون انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ صورتبندی شده است. طبق گفتمان او: «در انتخابات ۸۸ نه تقلب شد نه تخلف؛ تدلیس سیستماتیک بود.» این نظریه، در شمار شاخصترین چارچوبهای نظری پیرامون انتخابات ۱۳۸۸ قرار میگیرد.
نظریه «وفاق ملی» حجاریان چیست؟
طبق گزارشهای منتشر شده: «سعید حجاریان در گفتوگویی با تقسیم وفاق به دو دسته «وفاق فایدهگرایانه» و «وفاق قراردادگرایانه» معتقد است دولت پزشکیان موزائیک جریانها و نحلههاست که آن را به وفاق ترجمه میکند و نوع وفاق مدنظر دولتش از نوع فایدهگرایانه است.»
مواضع حجاریان پیرامون جنگ ۲۰۲۶ چیست؟
طبق گزارشهای منتشر شده، حجاریان نوشت: «از آنجاییکه به تعبیر متخصصان جنگ و امنیت ملی ما در میانه نسل چهارم (4GW) و نسل پنجم (5GW) جنگها هستیم...» و «ضروری است اولاً بر سطحی از مبارزه با فساد و تبعیض اصرار ورزیم تا شکنندگی از این ناحیه را حداقلی کنیم. ثانیاً ایدئولوژیزدگی و شعارزدگی را با سرعت کاهش دهیم.» او همچنین مذاکره فعالانه با آمریکا را پیشنهاد میکند.
مهمترین آثار حجاریان کدامند؟
از مهمترین آثار حجاریان میتوان به این موارد اشاره کرد: «جمهوریت»، «از شاهد قدسی تا شاهد بازاری»، مقالات نقد بر «فربهتر از ایدئولوژی» سروش با نام مستعار جهانگیر صالحپور، مقاله «آخرین دوا» در مشق نو، یادداشت «عقد اخوت با مصطفی!» در کانال تلگرامی، و یادداشتهای شاخص متعدد در رسانههای اصلاحطلب پایدار.
چارچوب فکری-سیاسی حجاریان چیست؟
محوریترین چارچوب فکری-سیاسی حجاریان شامل: جمهوریت، نظریه حاکمیت دوگانه، راهبرد فشار از پایین و چانهزنی از بالا، راهبرد فتح سنگر به سنگر، تقویت جامعه مدنی، رئالیسم سیاسی، نقد ایدئولوژیزدگی، و حمایت از وفاق ملی است.
چه ویژگی متمایزی در کارنامه حجاریان وجود دارد؟
ویژگی شاخص متمایز در کارنامه حجاریان، پیشینه ترکیبی منحصربهفرد امنیتی-اصلاحطلب ـ بهعنوان چهرهای که از مؤسسان وزارت اطلاعات بود و به مغز متفکر جریان اصلاحات بدل شد ـ یکی از وجوه قابل توجه مسیر فکری-سیاسی او محسوب میشود. پایداری گفتمانی او علیرغم ترور و عوارض دائمی شدید نیز یکی از وجوه پر بازتاب پایداری سیاسی-فکری او است.
چه چالشهای گفتمانی پیرامون کارنامه حجاریان مطرح است؟
از مهمترین چالشهای گفتمانی پیرامون کارنامه حجاریان میتوان به این موارد اشاره کرد: ۱) پیشینه فعالیت امنیتی او در وزارت اطلاعات، ۲) نقش او در گزینش سعید امامی، ۳) چالشهای پایدار با اپوزیسیون رادیکال خارج از کشور پیرامون پایبندی او به اصلاح در درون نظام، ۴) چالشهای پایدار با حاکمیت پیرامون گفتمان حاکمیت دوگانه، و ۵) چالشهای مرتبط با گفتمان «مشارکت محدود و مشروط».


کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام