محمد مصدق کیست؟ رهبر ملی شدن نفت، نخست‌وزیر ایران و نماد مقاومت ضداستعماری

mohammad-mosaddegh
خواندن
24 دقیقه
جمعه 1405/05/02 - 17:58کد خبر25854

دکتر محمد مصدق، سیاستمدار، حقوقدان، نماینده هشت دوره مجلس شورای ملی، سی‌اُمین نخست‌وزیر ایران (۱۳۳۰-۱۳۳۲)، رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت، نخستین ایرانی دارنده دکترای حقوق و بنیان‌گذار جبهه ملی ایران، در شمار پر بازتاب‌ترین و شاخص‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران قرار می‌گیرد. او که با پشتوانه خانوادگی اشرافی-قاجاری (فرزند میرزا هدایت‌الله وزیر دفتر و نوه عباس میرزا) و تحصیلات دکترای حقوق از دانشگاه نوشاتل سوئیس (۱۲۹۳) به‌عنوان نخستین ایرانی دکترای حقوق، در اردیبهشت ۱۳۳۰ به نخست‌وزیری رسید و با خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس و دفاع در دیوان لاهه، یکی از شاخص‌ترین جنبش‌های ضداستعماری قرن بیستم را رهبری کرد. مصدق در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ استعفا داد اما پس از قیام ۳۰ تیر بازگشت و کابینه دوم را تشکیل داد. دولت او در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با طرح و حمایت MI6 و CIA سرنگون شد؛ کودتایی که ۶۰ سال بعد CIA به آن معترف شد. مصدق ۳ سال زندان و ۱۴ سال تبعید در احمدآباد را تحمل کرد و در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ درگذشت.

 

دکتر محمد مصدق (متولد ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ در محله سنگلج تهران ـ درگذشته ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در بیمارستان نجمیه تهران در سن ۸۴ سالگی)، سیاستمدار، حقوقدان، نماینده هشت دوره مجلس شورای ملی، سی‌اُمین نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۳۰ تا مرداد ۱۳۳۲، رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت، نخستین ایرانی دارنده مدرک دکترای رشته حقوق (از دانشگاه نوشاتل سوئیس در سال ۱۲۹۳)، بنیان‌گذار جبهه ملی ایران در سال ۱۳۲۸ به همراه حسین فاطمی، یکی از پیشگامان شاخص نهضت ضداستعماری در سپهر جهانی قرن بیستم، و در شمار پر بازتاب‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران، در شمار شاخص‌ترین چهره‌های گفتمان ملی-سیاسی ایران معاصر و یکی از پر مناقشه‌ترین چهره‌های گفتمان تاریخ‌نگاری فارسی‌زبان قرار می‌گیرد. مصدق، که با مسیری منحصربه‌فرد ـ از پشتوانه خانوادگی شاخص اشرافی-قاجاری به‌عنوان فرزند میرزا هدایت‌الله وزیر دفتر (از رجال عصر ناصری) و نجم‌السلطنه (تاج خانم) ـ نوه عباس میرزای ولیعهد و نایب‌السلطنه ایران ـ، تا انتساب لقب «مصدق‌السلطنه» از سوی ناصرالدین شاه پس از مرگ پدر در سال ۱۲۷۱ (در ده‌سالگی محمد)، تا ازدواج در ۱۹ سالگی در سال ۱۲۸۰ با زهرا دختر میرزا زین‌العابدین تهرانی (سومین امام جمعه تهران، که در ابتدا ملقب به شمس‌السلطنه و بعدها ضیاءالسلطنه بود و این ازدواج ۶۴ سال تا پایان زندگی ادامه یافت)، تا عزیمت به اروپا در سال ۱۲۸۸ برای ادامه تحصیلات و ثبت‌نام در مدرسه علوم سیاسی پاریس، تا بازگشت موقت به ایران به علت بیماری، تا بازگشت دوم به اروپا در اوایل ۱۲۹۰ به همراه خانواده و تحصیل در دانشگاه نوشاتل سوئیس، تا دریافت لیسانس و دکترای حقوق در سال ۱۲۹۳ (با رساله شاخص پیرامون «وصیت در فقه اسلام و مذهب شیعه» ـ که بعداً به فارسی ترجمه و در تهران چاپ شد، و به‌عنوان نخستین ایرانی دارنده مدرک دکترای رشته حقوق در تاریخ علم حقوق ایران)، تا بازگشت در زمان جنگ جهانی اول و آغاز فعالیت در وزارت مالیه، تدریس در مدرسه علوم سیاسی تهران، و تألیف آثاری همچون «کاپیتولاسیون و ایران»، «دستور در محاکم حقوقی»، و «شرکت‌های سهامی در اروپا»، تا هشت دوره نمایندگی شاخص در مجلس شورای ملی، تا خانه‌نشینی پس از پایان مجلس ششم و زندان در دوران رضاشاه، تا آزادی با دخالت ارنست پرون سوئیسی (دوست محمدرضا ولیعهد) از زندان بیرجند، تا تبعید به ملک خود در احمدآباد، تا بازگشت سیاسی در سال ۱۳۲۲ به‌عنوان رهبر شاخص ملی‌گرایان در ۶۵ سالگی، تا تأسیس جبهه ملی ایران در سال ۱۳۲۸ به همراه حسین فاطمی و سلسله یاران شاخص (شامل احمد ملکی، محمدحسن کاویانی، کریم سنجابی، احمد زیرک‌زاده، عباس خلیلی، ابوالحسن عمیدی نوری، سید علی شایگان، شمس‌الدین امیرعلائی، سید محمود نریمان، ارسلان خلعتبری، ابوالحسن حائری‌زاده، حسین مکی، مظفر بقایی، عبدالقدیر آزاد، و جلالی نایینی) که با تحصن در دربار سنگ بنای این جبهه را گذاشتند، تا رسیدن به نخست‌وزیری در اردیبهشت ۱۳۳۰ پس از ترور سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا توسط فدائیان اسلام، تا رهبری شاخص پروژه تاریخی ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس و شکایت بریتانیا در شورای امنیت و دیوان بین‌المللی لاهه، تا استعفای مشهور ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ و بازگشت پر بازتاب پس از قیام ۳۰ تیر، تا تشکیل کابینه دوم در ۵ مرداد ۱۳۳۱، تا سرنگونی دولت در کودتای پر بازتاب ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ـ که با طرح و حمایت مالی و اجرایی MI6 (سازمان اطلاعات بریتانیا) و CIA (آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا) صورت گرفت و سرلشکر فضل‌الله زاهدی عهده‌دار تشکیل کابینه جدید شد ـ که در آن، خانه مصدق غارت شد و او از طریق بام خانه‌اش جان به در برد، تا دادگاه نظامی و محکومیت به ۳ سال حبس مجرد در زندان لشکر ۲ زرهی، تا پایان دوران زندان در ۱۲ مرداد ۱۳۳۵ و تبعید به احمدآباد که با عده‌ای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت همراه بود، تا ۱۴ سال حبس خانگی در دهکده احمدآباد، و در نهایت، درگذشت در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در بیمارستان نجمیه تهران به علت بیماری ـ که در شمار شاخص‌ترین رویدادهای پر بازتاب فرهنگی-سیاسی تاریخ معاصر ایران قرار گرفت ـ به یکی از شاخص‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران بدل شد.

اهمیت دکتر محمد مصدق در سپهر تاریخی-سیاسی ایران معاصر از چند جهت قابل بررسی است. نخست، جایگاه پیشگامانه او در رهبری نهضت ملی شدن صنعت نفت ـ که در شمار شاخص‌ترین جنبش‌های ضداستعماری قرن بیستم قرار می‌گیرد و الگوی پر بازتابی برای ملی‌گرایان جهان سوم در دوران پسا-استعماری شد. دوم، نخستین ایرانی دارنده مدرک دکترای رشته حقوق ـ که او را به یکی از پایه‌گذاران آکادمیک علم حقوق در ایران بدل می‌کند. سوم، پشتوانه خانوادگی شاخص اشرافی-قاجاری (به‌عنوان نوه قاجاری از طریق مادر) ـ که در ترکیب با پای‌بندی به اصول ملی-قانون‌گرایانه، شالوده هویت سیاسی متمایز او را تشکیل می‌داد. چهارم، پای‌بندی شاخص به اصول قانون‌گرایی، قانون اساسی مشروطه، و دموکراسی پارلمانی ـ که در طول دو دوره نخست‌وزیری و در زمان دفاع از خود در دادگاه نظامی بازتاب یافت. پنجم، کودتای پر بازتاب ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که علیه دولت او صورت گرفت ـ کودتایی که در شمار شاخص‌ترین دخالت‌های نهادهای اطلاعاتی غرب در امور داخلی یک کشور خاورمیانه‌ای قرار می‌گیرد و ۶۰ سال بعد، CIA با انتشار اسناد رسمی به دخالت مستقیم خود در آن معترف شد. ششم، میراث پایدار در شکل‌گیری جنبش‌های سیاسی پسا-انقلابی ـ به گفته بسیاری از پژوهشگران، «ریشه اصلی انقلاب ۱۳۵۷ ایران را می‌توان به کودتای ۲۸ مرداد در ۱۳۳۲ بازگشت». هفتم، حضور پایدار در گفتمان فرهنگی-تاریخی ایران معاصر ـ به‌عنوان نمادی از مقاومت ملی، آزادی‌خواهی، و قانون‌گرایی.

زندگی و پیشینه

دکتر محمد مصدق در ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ (طبق برخی منابع ۲۹ اردیبهشت ۱۲۶۱ و طبق شناسنامه ۱۲۵۸) در محله شاخص سنگلج تهران ـ یکی از محلات قدیمی پایتخت ـ به دنیا آمد. این تولد در اواخر دوران قاجار و در یکی از خاندان‌های شاخص اشرافی-دیوانی ایران، شالوده موقعیت اجتماعی و سیاسی متمایز او را تشکیل می‌داد.

پدر: میرزا هدایت‌الله وزیر دفتر

محوری‌ترین وجه پشتوانه خانوادگی-سیاسی مصدق، انتساب او به میرزا هدایت‌الله وزیر دفتر ـ از رجال شاخص عصر ناصری ـ بود. میرزا هدایت‌الله سه پسر داشت که محمد کوچک‌ترین آنها بود. هنگام مرگ پدر در سال ۱۲۷۱ شمسی، محمد ده ساله بود.

پس از مرگ پدر، ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت‌الله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، به دو پسر دیگر او هم القابی داد، و محمد را «مصدق‌السلطنه» نامید. این لقب، که او را تا قبل از تصویب قانون منع استفاده از القاب با آن می‌شناختند، شالوده هویت اولیه او در سپهر سیاسی-اشرافی قاجار را تشکیل می‌داد.

مادر: نجم‌السلطنه (نوه عباس میرزا)

ویژگی پر بازتاب‌تر پشتوانه خانوادگی مصدق، انتساب او از طریق مادر به دودمان قاجار بود. مادر مصدق، تاج خانم ملقب به نجم‌السلطنه، نوه عباس میرزای ولیعهد و نایب‌السلطنه ایران بود ـ یعنی نتیجه فتح‌علی شاه قاجار. این پیوند خونی شاخص، موقعیت اشرافی-سلطنتی مصدق را تثبیت می‌کرد.

نجم‌السلطنه همچنین بانی بیمارستان نجمیه تهران بود ـ همان بیمارستانی که مصدق در روزهای پایانی زندگی خود در آن بستری شد و در آنجا درگذشت.

ازدواج با زهرا ضیاءالسلطنه

در سال ۱۲۸۰ خورشیدی ـ زمانی که مصدق ۱۹ سال داشت ـ با زهرا، دختر میرزا زین‌العابدین تهرانی (سومین امام جمعه تهران) ازدواج کرد. زهرا ابتدا ملقب به «شمس‌السلطنه» بود. پس از مرگ مادرش، دختر ناصرالدین شاه که لقب «ضیاءالسلطنه» را داشت، این لقب به شمس‌السلطنه که همسر مصدق بود داده شد. این ازدواج پر بازتاب، ۶۴ سال تا پایان زندگی هر دو ادامه یافت.

فرزندان

از ازدواج محمد و زهرا، پنج فرزند به دنیا آمدند: احمد، غلامحسین، منصوره، ضیا اشرف، و خدیجه.

تحصیلات

مسیر تحصیلی محمد مصدق، یکی از منحصربه‌فردترین مسیرهای آموزشی در میان رجال شاخص دوره قاجار و پهلوی است که به دستیابی او به نخستین مدرک دکترای رشته حقوق در تاریخ علم حقوق ایران انجامید.

عزیمت به اروپا (۱۲۸۸)

در سال ۱۲۸۸ خورشیدی ـ هم‌زمان با پیروزی جنبش مشروطه و بازگشایی مجلس ـ مصدق برای ادامه تحصیلات عازم اروپا شد و در مدرسه علوم سیاسی پاریس ثبت‌نام کرد. به علت بیماری، پس از چند ماه تحصیل به توصیه پزشکان از ادامه تحصیل دست کشید و به ایران بازگشت.

بازگشت دوم به اروپا (۱۲۹۰) و دانشگاه نوشاتل

در اوایل ۱۲۹۰ خورشیدی، پس از بهبود کامل، مصدق بار دیگر به همراه خانواده به اروپا بازگشت. فرزندانش را برای تحصیل در مدارس نوشاتل سوئیس نام‌نویسی کرد و خود در صدد برآمد امتحانات دور قبلی را به پایان برساند. پس از موفقیت به نوشاتل بازگشت و تا اواخر ژوئیه ۱۹۱۳ دوره لیسانس و دکترای خود را در رشته حقوق به پایان رسانید.

رساله دکترا

پایان‌نامه دکترای مصدق، «وصیت در فقه اسلام و مذهب شیعه» (یا طبق برخی منابع «ارث در احکام اسلامی») ـ پیرامون موضوع پر بازتاب فقهی-حقوقی ـ بود. این رساله بعداً به فارسی ترجمه و در تهران به چاپ رسید.

با دریافت دکترای حقوق در سال ۱۲۹۳ از دانشگاه نوشاتل سوئیس، مصدق به نخستین ایرانی دارنده مدرک دکترای رشته حقوق در تاریخ ایران بدل شد ـ افتخاری که شالوده جایگاه او در تاریخ علم حقوق ایران را تشکیل می‌داد.

تجربه شاخص معنوی در سوئیس

به گفته خود مصدق در خاطرات، در دوران تحصیل در سوئیس، به علت کسالت از ادامه کار مأیوس بود و پزشک به او تأکید کرده بود که حتماً باید دو ماه حرف نزند و حرکت نکند. پس از یک ماه، «خواب دیدم که شخصی نورانی به من گفت دکتر مصدق برو و زنجیرهایی که به پای ملت ایران بسته‌اند پاره کن.» این رویای شاخص، که در روایت‌های منتشر شده پیرامون شخصیت او بازتاب گسترده‌ای دارد، شالوده مأموریت‌گرایی شاخص بعدی او در سیاست ایران را تشکیل می‌داد.

بازگشت به ایران و آغاز کارنامه

مصدق در زمان جنگ جهانی اول (در حدود ۱۲۹۳) به ایران بازگشت و فعالیت‌های متعددی را آغاز کرد.

وزارت مالیه

مصدق با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی‌گری خراسان داشت، به خدمت در وزارت مالیه گمارده شد. در حکومت صمصام‌السلطنه ـ به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه ـ از معاونت وزارت مالیه استعفا داد.

تدریس در مدرسه علوم سیاسی تهران

مصدق همچنین به تدریس در مدرسه علوم سیاسی تهران پرداخت ـ که شالوده پیوند پایدار او با آکادمی ایران بود.

تألیفات اولیه

از مهم‌ترین تألیفات مصدق در این دوره می‌توان به این آثار اشاره کرد: «کاپیتولاسیون و ایران»، «دستور در محاکم حقوقی»، و «شرکت‌های سهامی در اروپا» ـ آثاری که در شمار شاخص‌ترین آثار اولیه او محسوب می‌شوند و پایه‌گذار گفتمان حقوقی مدرن ایران شدند.

نمایندگی مجلس و سمت‌های دولتی

مصدق در طول کارنامه خود، نماینده هشت دوره مجلس شورای ملی بود ـ یکی از طولانی‌ترین حضورهای نمایندگی در تاریخ مجلس شورای ملی ایران. او همچنین استاندار، وزیر، و دو دوره نخست‌وزیر ایران بود.

خانه‌نشینی پس از مجلس ششم

با پایان مجلس ششم در سال ۱۳۰۷، دکتر مصدق خانه‌نشین شد ـ نشانه‌ای از فاصله‌گیری او از سیاست در دوران اوج‌گیری قدرت رضاشاه.

زندان در دوران رضاشاه

در اواخر سلطنت رضاشاه پهلوی به زندان افتاد و در زندان بیرجند نگهداری می‌شد. آزادی مصدق از زندان بیرجند، در نتیجه دخالت ارنست پرون سوییسی، دوست نزدیک و محرم راز محمدرضا ولیعهد صورت گرفت.

ارنست پرون، که بر اثر بیماری کبد در بیمارستان نجمیه (بنای مادر مصدق) بستری شده بود، از محمدرضا پهلوی می‌خواهد که مداخله کند تا مصدق آزاد شود. بدین ترتیب ۱۵ روز بعد دستور آزادی مصدق صادر شد، و روز ۲۳ آذر به روستای احمدآباد انتقال یافت و همانند گذشته تحت مراقبت قرار گرفت.

بازگشت سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰

با حمله نیروهای متفقین به ایران در ۳ شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رضاشاه و آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی، فضای سیاسی ایران تغییر کرد. در سال ۱۳۲۲ ملی‌گرایان در محمد مصدق ۶۵ ساله که به علت مخالفتش با رضاشاه در زمان پادشاهی او در تبعید به سر می‌برد، رهبر تازه‌ای برای خود یافتند.

تأسیس جبهه ملی ایران (۱۳۲۸)

محوری‌ترین فصل آغاز کارنامه ملی شاخص مصدق، تأسیس جبهه ملی ایران در سال ۱۳۲۸ بود.

تحصن در دربار

طبق روایت‌های منتشر شده: «مصدق و یارانش احمد ملکی (مدیر روزنامه ستاره)، محمدحسن کاویانی، کریم سنجابی، احمد زیرک‌زاده، عباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام)، ابوالحسن عمیدی نوری (مدیر روزنامه داد)، سید علی شایگان، شمس‌الدین امیرعلائی، سید محمود نریمان، ارسلان خلعتبری، ابوالحسن حائری‌زاده، حسین مکی، مظفر بقایی، عبدالقدیر آزاد، جلالی نایینی (مدیر روزنامه کشور) و حسین فاطمی، در دربار تحصن کردند و از شاه درخواست کردند جلوی دخالت رزم‌آرا را بگیرد. این تحصن‌کنندگان، سنگ بنای جبهه ملی را گذاشتند.»

طبق برخی روایت‌ها، «هنگام کودتای ۲۸ مرداد از این گروه فقط سه یا چهار نفر با مصدق بودند» ـ نشانه‌ای از انشعاب‌های شاخص داخلی جبهه ملی در طول این چهار سال.

همکاری شاخص با حسین فاطمی

پیوند پر بازتاب مصدق با حسین فاطمی ـ روزنامه‌نگار، فعال سیاسی شاخص، و بعدها وزیر خارجه دولت مصدق ـ شالوده جبهه ملی ایران را تشکیل می‌داد. فاطمی پس از کودتا توسط رژیم پهلوی اعدام شد و در شمار شاخص‌ترین جان‌باختگان جنبش ملی محسوب می‌شود.

نخست‌وزیری اول (اردیبهشت ۱۳۳۰)

پر بازتاب‌ترین فصل کارنامه دولتی مصدق، نخست‌وزیری از اردیبهشت ۱۳۳۰ تا مرداد ۱۳۳۲ بود.

زمینه: ترور رزم‌آرا

محوری‌ترین زمینه رسیدن مصدق به نخست‌وزیری، ترور سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا (نخست‌وزیر وقت) توسط فدائیان اسلام در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ بود. این ترور، که فضای سیاسی ایران را دگرگون کرد، شالوده برآمدن مصدق به نخست‌وزیری را فراهم کرد.

رای اعتماد (۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۰)

پس از نخست‌وزیری کوتاه‌مدت حسین علا، در نشست ۱۴۳ مجلس شورای ملی در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۰، مجلس به دولت دکتر محمد مصدق رای اعتماد داد ـ نقطه آغاز رسمی دوران تاریخی نخست‌وزیری او.

ملی شدن صنعت نفت

پر بازتاب‌ترین دستاورد سیاسی مصدق، رهبری شاخص نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران بود.

قانون ملی شدن نفت

با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ (یعنی قبل از نخست‌وزیری مصدق و در پی فعالیت جبهه ملی)، فضای حقوقی برای پایان قرارداد ۱۹۳۳ با شرکت نفت ایران و انگلیس مهیا شد.

خلع ید

دولت مصدق از شرکت نفت ایران و انگلیس خلع ید کرد و کارشناسان و مدیران این شرکت ناچار از ترک ایران شدند. این اقدام پر بازتاب، که در شمار شاخص‌ترین اقدامات ضداستعماری قرن بیستم قرار می‌گیرد، الگوی پر بازتابی برای جنبش‌های ضداستعماری دیگر در جهان سوم شد.

شکایت بریتانیا

دولت بریتانیا از ایران به شورای امنیت شکایت کرد. شورا رسیدگی به این شکایت را به دیوان بین‌المللی لاهه ارجاع کرد. دکتر مصدق در دفاع پر بازتاب خود در دیوان بین‌المللی لاهه، یکی از شاخص‌ترین سخنرانی‌های حقوقی-سیاسی قرن بیستم را ارائه کرد که در شمار سخنرانی‌های پر بازتاب در گفتمان حقوق بین‌الملل قرار گرفت.

فروش نفت با تخفیف

دکتر مصدق که در آن زمان نخست‌وزیر بود، برای فرونشاندن توطئه انگلیس و کسب درآمد برای کشور، ترجیح داد نفت خام را با تخفیف به مشتریان بفروشد.

استعفای ۲۵ تیر ۱۳۳۱ و قیام ۳۰ تیر

پر تنش‌ترین فصل دوران نخست‌وزیری مصدق، استعفای پر بازتاب ۲۵ تیر ۱۳۳۱ و قیام شاخص ۳۰ تیر بود.

اختلاف بر سر وزارت جنگ

انتخابات دوره هفدهم مجلس به‌خاطر دخالت‌های ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار به‌جایی رسید که پس از انتخاب ۸۰ نماینده، مصدق دستور توقف انتخابات حوزه‌های باقی مانده را صادر کرد. مصدق برای جلوگیری از کارشکنی‌های ارتش و دربار، درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه کرد. این درخواست از طرف شاه رد شد.

استعفا (۲۵ تیر ۱۳۳۱)

مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ از مقام نخست‌وزیری استعفا کرد. مجلس قوام‌السلطنه را به نخست‌وزیری انتخاب کرد.

قیام ۳۰ تیر

در پی استعفای مصدق و انتصاب قوام‌السلطنه، قیام پر بازتاب ۳۰ تیر ۱۳۳۱ توسط مردم تهران رخ داد که با کشتار گسترده‌ای همراه بود. این قیام، که در شمار شاخص‌ترین قیام‌های مردمی تاریخ معاصر ایران قرار می‌گیرد، منجر به بازگشت مصدق به نخست‌وزیری شد.

کابینه دوم (۵ مرداد ۱۳۳۱)

در ۲۷ ژوئیه ۱۹۵۲ (۵ مرداد ۱۳۳۱)، مصدق وزیران خود را به مجلس شورای ملی معرفی کرد. ویژگی متمایز این کابینه، خود مصدق سمت وزارت دفاع را برعهده گرفته بود (تغییر نام وزارت جنگ به وزارت دفاع ملی) ـ خواسته‌ای که در دوره اول استعفای او رد شده بود. باقر کاظمی نایب نخست‌وزیر شد.

از مهم‌ترین وزیران کابینه دوم می‌توان به این موارد اشاره کرد: غلامحسین صدیقی (وزیر کشور)، مهدی آذر (وزیر فرهنگ)، حسین نواب (وزیر امور خارجه)، عبدالعلی لطفی (وزیر دادگستری)، و سید محمود طالقانی (وزیر کشاورزی).

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

پر مناقشه‌ترین و پر بازتاب‌ترین رویداد در کارنامه مصدق، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود ـ کودتایی که در شمار شاخص‌ترین دخالت‌های نهادهای اطلاعاتی غرب در امور داخلی یک کشور خاورمیانه‌ای قرار می‌گیرد.

طرح و حمایت MI6 و CIA

طبق گزارش‌های منتشر شده در منابع تاریخی شاخص: «کودتای ۲۸ مرداد، کودتایی است که با طرح و حمایت مالی و اجرایی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا بر ضد دولت محمد مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به انجام رسید.»

اعتراف CIA

۶۰ سال پس از کودتا (در سال ۲۰۱۳)، سیا با انتشار اسنادی، به دخالت مستقیمِ خود در ایران معترف شد. این اعتراف، که شالوده گفتمان جهانی پیرامون مسئولیت آمریکا در براندازی دولت مصدق را تثبیت کرد، یکی از پر بازتاب‌ترین رویدادهای تاریخ‌نگاری معاصر ایران محسوب می‌شود.

پیروزی کودتا

در پی موفقیت کودتا و سقوط کابینه دوم دولت ملی دکتر مصدق، سرلشکر فضل‌الله زاهدی عهده‌دار تشکیل کابینه جدید شد.

نقش شعبان جعفری

در کودتای ۲۸ مرداد، نقش‌آفرینی شعبان جعفری (شعبان بی‌مخ) و گروه‌های اوباش چشمگیر بود ـ نشانه‌ای از طراحی پیچیده عملیات روانی-اجتماعی کودتا.

غارت خانه مصدق

طبق روایت‌های منتشر شده: «عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو، پایان واقعی ماجرا بود. در ساعات پایانی روز، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانه‌اش جان به در برد.»

اختلاف روایت‌ها

گفتمان پیرامون کودتای ۲۸ مرداد در فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان همچنان مورد بحث است. محمدرضا شاه کودتای ۲۸ مرداد را «قیام مردم» و «رستاخیز ملی ایران» می‌نامید، در حالی که در گفتمان منتقد، این رویداد به‌عنوان کودتای استعماری شناخته می‌شود. اعتراف CIA در ۲۰۱۳ به دخالت مستقیم خود، بسیاری از این مناقشات را تاحدی پایان داد.

دادگاه نظامی و زندان

پس از کودتا، مصدق دستگیر و به دادگاه نظامی فرستاده شد.

حکم ۳ سال حبس مجرد

دادگاه نظامی مصدق را به ۳ سال حبس مجرد محکوم کرد که در زندان لشکر ۲ زرهی آن را تحمل کرد. در دوران دادگاه، دفاع پر بازتاب مصدق در دادگاه نظامی، در شمار شاخص‌ترین دفاعیه‌های حقوقی-سیاسی تاریخ معاصر ایران قرار گرفت.

به گفته خود مصدق: «روز ۱۲ مرداد ۱۳۳۵ که مدت آن خاتمه یافت به جای این که آزاد شوم به احمدآباد تبعید شدم و عده‌ای سرباز و گروهبان مأمور حفاظت من شدند.»

۱۴ سال تبعید در احمدآباد

محوری‌ترین فصل پایانی زندگی مصدق، حدود ۱۴ سال حبس خانگی-تبعید در دهکده احمدآباد بود.

شرایط تبعید

به گفته خود مصدق: «اکنون که سال ۱۳۳۹ خورشیدی هنوز تمام نشده مواظب من هستند و من محبوسم و چون اجازه نمی‌دهند بدون اسکورت به خارج (قلعه) بروم و در این قلعه مانده‌ام و با این وضعیت می‌سازم تا عمرم بسر آید و از این زندگی خلاصی یابم.»

مواضع تحلیلی در دوران تبعید

در روزهای آخر عمر، مصدق درباره حوادث سال ۳۲ گفت: «کمونیسم را بهانه کرده‌اند که نفت ما را ۱۰۰ سال دیگر هم غارت کنند.» این موضع تحلیلی، شالوده گفتمان منتقدانه پایدار او پیرامون استعمار را تشکیل می‌داد.

پزشک معالج: دکتر مهدی آذر

در دوران تبعید، دکتر مهدی آذر ـ وزیر فرهنگ پیشین کابینه دوم ـ به‌عنوان پزشک معالج شخصی مصدق فعالیت داشت و در لحظه درگذشت او در کنارش حضور داشت.

درگذشت (۱۴ اسفند ۱۳۴۵)

دکتر محمد مصدق در روز یک‌شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در سن ۸۴ سالگی ـ بر اثر بیماری در بیمارستان نجمیه تهران (همان بیمارستانی که مادرش بانی آن بود) ـ چشم از جهان فروبست. پس از ۱۴ سال حبس خانگی در دهکده احمدآباد.

طبق وصیت مصدق، پیکر او در احمدآباد در زیر اتاق خوابش به خاک سپرده شد ـ نه در مزارهای شاخص. این تصمیم، نشانه‌ای از فروتنی شاخص او بود.

آثار و میراث

تألیفات

از مهم‌ترین آثار مصدق می‌توان به این موارد اشاره کرد:

●       «وصیت در فقه اسلام و مذهب شیعه» (رساله دکترای دانشگاه نوشاتل، ۱۹۱۴)

●       «کاپیتولاسیون و ایران»

●       «دستور در محاکم حقوقی»

●       «شرکت‌های سهامی در اروپا»

●       «خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق» (که در سال‌های پسا-انقلاب منتشر شد)

میراث تاریخی-سیاسی

از مهم‌ترین وجوه میراث پایدار دکتر محمد مصدق می‌توان به این موارد اشاره کرد:

●       پیشگامی در نهضت ضداستعماری معاصر ـ به‌عنوان الگو برای جنبش‌های ملی‌گرای جهان سوم

●       شالوده‌گذار جبهه ملی ایران ـ که در دوره‌های متعدد (جبهه ملی دوم، سوم، چهارم) ادامه یافت

●       میراث جنبش ملی شدن نفت ـ که در شمار شاخص‌ترین جنبش‌های ضداستعماری قرن بیستم قرار می‌گیرد

●       میراث پایدار قانون‌گرایی، دموکراسی پارلمانی، و حق حاکمیت ملی

●       به گفته بسیاری از پژوهشگران، «ریشه اصلی انقلاب ۱۳۵۷ ایران را می‌توان به کودتای ۲۸ مرداد در ۱۳۳۲ بازگشت»

چارچوب فکری-سیاسی

دکتر محمد مصدق در طول کارنامه طولانی خود، چارچوب فکری-سیاسی متمایزی صورت‌بندی کرده بود.

ملی‌گرایی ضداستعماری

محوری‌ترین چارچوب فکری مصدق، ملی‌گرایی ضداستعماری بود ـ چارچوبی که در آن، حق حاکمیت ملی بر منابع طبیعی (به‌ویژه نفت) برجسته می‌شد و مبارزه با نفوذ استعماری بریتانیا و سپس آمریکا در ایران شالوده فعالیت سیاسی او را تشکیل می‌داد.

قانون‌گرایی و دموکراسی پارلمانی

ویژگی متمایز چارچوب فکری مصدق، پای‌بندی شاخص به قانون اساسی مشروطه و اصول دموکراسی پارلمانی بود ـ که در طول دو دوره نخست‌وزیری و در زمان دفاع از خود در دادگاه نظامی بازتاب یافت.

میانه‌روی در برابر چپ و راست افراطی

ویژگی دیگر چارچوب فکری مصدق، میانه‌روی در برابر هم چپ افراطی (حزب توده) و هم راست افراطی (طیف وابسته به دربار و خارج) بود.

استقلال در سیاست خارجی

مصدق پای‌بند به سیاست خارجی موازنه منفی ـ ایده‌ای که در آن، ایران نه با شرق و نه با غرب وابسته شود ـ بود. این چارچوب، که از طریق رد قراردادهای استعماری (به‌ویژه با شوروی و بریتانیا) بازتاب یافت، یکی از وجوه قابل توجه شخصیت سیاسی او بود.

ارتباط با چهره‌ها و جریان‌ها

دکتر محمد مصدق در شبکه‌ای گسترده از پیوندهای سیاسی-اجتماعی با چهره‌های شاخص دوره معاصر ایران قرار داشت.

حلقه جبهه ملی

محوری‌ترین شبکه نهادی-سیاسی مصدق، حلقه جبهه ملی ایران ـ به‌ویژه حسین فاطمی (شاخص‌ترین یار، وزیر خارجه، و بعدها جان‌باخته در پی کودتا)، کریم سنجابی، احمد زیرک‌زاده، سید علی شایگان، شمس‌الدین امیرعلائی، سید محمود نریمان، حسین مکی، مظفر بقایی، عبدالقدیر آزاد، احمد ملکی، عباس خلیلی، ابوالحسن عمیدی نوری، و دیگر یاران شاخص ـ بود.

کابینه‌های نخست‌وزیری

در سطح دولتی، رابطه مصدق با وزیران کابینه دوم ـ به‌ویژه غلامحسین صدیقی (وزیر کشور)، مهدی آذر (وزیر فرهنگ)، حسین فاطمی (وزیر خارجه)، عبدالعلی لطفی (وزیر دادگستری)، سید محمود طالقانی (وزیر کشاورزی)، و باقر کاظمی (نایب نخست‌وزیر) ـ شبکه نزدیک دولتی او را تشکیل می‌داد.

مخالفان شاخص

در سطح مخالفین، رابطه پر تنش مصدق با محمدرضا شاه پهلوی، اشرف پهلوی (مخالف سرسخت)، سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا (نخست‌وزیر پیشین که ترور شد)، سپهبد فضل‌الله زاهدی(نخست‌وزیر پسا-کودتا)، آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی (که در آغاز همراه بود و بعد فاصله گرفت)، و شمس قنات‌آبادی (روحانی هم‌پیمان کاشانی) شبکه درگیری‌های شاخص او را تشکیل می‌داد.

رهبران بین‌المللی

در سطح بین‌المللی، رابطه مصدق با چهره‌های شاخص جنبش‌های ضداستعماری ـ به‌ویژه جمال عبدالناصر (رئیس‌جمهور مصر) و جواهر لعل نهرو (نخست‌وزیر هند) ـ که از مصدق به‌عنوان الگو الهام گرفتند، شبکه پیوندهای جهانی او را تشکیل می‌داد. هرچند که این پیوندها به دلیل کودتا فرصت تثبیت گسترده نیافت.

وارثان فکری

در سطح وارثان فکری، رابطه میراث مصدق با جنبش‌های بعدی ـ به‌ویژه جبهه ملی دوم، سوم، و چهارم؛ نهضت آزادی ایران (به رهبری مهدی بازرگان)؛ و در نهایت بسیاری از چهره‌های شاخص جنبش ملی-مذهبی پسا-انقلاب ـ شبکه میراث‌سپاری فکری او را تشکیل می‌داد.

جمع‌بندی

دکتر محمد مصدق، یکی از پر بازتاب‌ترین، شاخص‌ترین، و در عین حال پر مناقشه‌ترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران است که با ترکیبی منحصربه‌فرد از پشتوانه خانوادگی شاخص اشرافی-قاجاری (به‌عنوان فرزند میرزا هدایت‌الله وزیر دفتر و نوه قاجاری از طریق مادر نجم‌السلطنه نوه عباس میرزای ولیعهد و نایب‌السلطنه ایران)، انتساب لقب «مصدق‌السلطنه» از سوی ناصرالدین شاه در ده سالگی، ازدواج پایدار ۶۴ ساله با زهرا ضیاءالسلطنه از سال ۱۲۸۰، عزیمت پر بازتاب به اروپا برای تحصیلات و دستیابی به دکترای حقوق از دانشگاه نوشاتل سوئیس در سال ۱۲۹۳ به‌عنوان نخستین ایرانی دارنده مدرک دکترای رشته حقوق با رساله شاخص پیرامون «وصیت در فقه اسلام و مذهب شیعه»، تجربه شاخص رویای معنوی در دوران تحصیل سوئیس پیرامون «پاره کردن زنجیرهای ملت ایران»، بازگشت در زمان جنگ جهانی اول و فعالیت در وزارت مالیه و تدریس در مدرسه علوم سیاسی تهران و تألیف آثار شاخصی همچون «کاپیتولاسیون و ایران»، هشت دوره نمایندگی شاخص در مجلس شورای ملی، خانه‌نشینی پس از پایان مجلس ششم در ۱۳۰۷ و زندان در دوران رضاشاه و آزادی با دخالت ارنست پرون سوییسی، تبعید به احمدآباد، بازگشت به عرصه سیاست در ۱۳۲۲ به‌عنوان رهبر شاخص ملی‌گرایان در ۶۵ سالگی، تأسیس جبهه ملی ایران در ۱۳۲۸ به همراه حسین فاطمی و سلسله یاران شاخص با تحصن در دربار، رسیدن به نخست‌وزیری در اردیبهشت ۱۳۳۰ پس از ترور سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا توسط فدائیان اسلام، رهبری شاخص پروژه تاریخی ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس و دفاع پر بازتاب در دیوان بین‌المللی لاهه، استعفای ۲۵ تیر ۱۳۳۱ و بازگشت پس از قیام شاخص ۳۰ تیر، تشکیل کابینه دوم در ۵ مرداد ۱۳۳۱ شامل وزیرانی همچون مهدی آذر، غلامحسین صدیقی، حسین فاطمی، و سید محمود طالقانی، سرنگونی دولت در کودتای پر بازتاب ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با طرح و حمایت مالی و اجرایی MI6 و CIA (که ۶۰ سال بعد در ۲۰۱۳ توسط CIA با انتشار اسناد رسمی به آن معترف شد)، دادگاه نظامی و محکومیت به ۳ سال حبس مجرد، ۱۴ سال حبس خانگی-تبعید در دهکده احمدآباد، و در نهایت، درگذشت در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در سن ۸۴ سالگی در بیمارستان نجمیه تهران (بنای مادرش) و دفن در احمدآباد طبق وصیت در زیر اتاق خواب خود، جایگاهی منحصربه‌فرد در ساختار تاریخی-سیاسی ایران معاصر اشغال کرده است.

ویژگی متمایز دکتر محمد مصدق، در سطح اول، رهبری شاخص نهضت ملی شدن صنعت نفت ـ یکی از شاخص‌ترین جنبش‌های ضداستعماری قرن بیستم ـ است؛ رهبری‌ای که الگوی پر بازتابی برای جنبش‌های ملی‌گرای جهان سوم در دوران پسا-استعماری شد. این رهبری، که در میان رهبران سیاسی ایران معاصر نمونه‌های نسبتاً نادری دارد، یکی از وجوه قابل توجه میراث او محسوب می‌شود. در سطح دوم، پای‌بندی شاخص به اصول قانون‌گرایی، قانون اساسی مشروطه، و دموکراسی پارلمانی ـ که در طول دو دوره نخست‌وزیری و در زمان دفاع از خود در دادگاه نظامی بازتاب یافت ـ یکی از وجوه قابل توجه شخصیت سیاسی-حقوقی اوست. در سطح سوم، نخستین ایرانی دارنده مدرک دکترای رشته حقوق ـ که او را به یکی از پایه‌گذاران آکادمیک علم حقوق در ایران بدل می‌کند ـ یکی از وجوه قابل توجه میراث آکادمیک اوست. در سطح چهارم، میراث پایدار ضداستعماری ـ که در شکل‌گیری گفتمان‌های ملی-سیاسی بعدی ایران (به‌ویژه جنبش‌های ملی-مذهبی) بازتاب یافت ـ یکی از وجوه قابل توجه میراث تاریخی اوست.

از منظر تحلیلی، جایگاه مصدق، نمونه‌ای از پدیده «اشراف زاده-حقوقدان-دموکرات-ضداستعماری-تبعیدی» در تاریخ معاصر ایران است؛ پدیده‌ای که در آن، یک چهره با پشتوانه شاخص خانوادگی، آکادمیک، و سیاسی، در طول دهه‌ها، در عرصه‌های متعدد سیاسی، آکادمیک، حقوقی، و در نهایت تاریخی-نمادین نقش‌آفرینی پایدار می‌یابد. این الگو، که در میان رهبران شاخص جنبش‌های ملی جهان سوم نمونه‌های دیگری نیز دارد، در مصدق با ویژگی پای‌بندی شاخص به اصول قانون‌گرایی، رهبری ملی شدن نفت، و ۱۴ سال تبعید پس از کودتا، بازتاب ویژه‌ای یافته است.

آنچه از منظر امروز روشن است، این که موضوعاتی که مصدق در کارنامه و آثار خود به آنها پرداخته ـ از حق حاکمیت ملی بر منابع طبیعی، ملی شدن صنعت نفت، استقلال در سیاست خارجی (موازنه منفی)، قانون‌گرایی و دموکراسی پارلمانی، نقد استعمار و دخالت‌های خارجی، حق حاکمیت قانون اساسی مشروطه، و میراث جنبش ضداستعماری ـ از پر بحث‌ترین موضوعات گفتمان تاریخی-سیاسی فارسی‌زبان معاصر باقی مانده‌اند. در شرایطی که گفتمان تاریخی ایران در یکی از پر تنش‌ترین دوره‌های بازخوانی هویت-سیاست خود قرار دارد ـ به‌ویژه پس از خیزش ۱۴۰۱، جنگ ۱۲ روزه ایران-اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴، و چالش‌های فزاینده گفتمان ملی‌گرایی-سلطنت‌طلبی-جمهوری‌خواهی ـ یاد و میراث دکتر محمد مصدق، با ترکیب رهبری شاخص ملی شدن نفت، پای‌بندی به قانون‌گرایی، شخصیت اخلاقی شاخص، و میراث ضداستعماری، یکی از مرجع‌های اصلی این گفت‌وگو در فضای رسانه‌ای-تاریخی فارسی‌زبان محسوب می‌شود.

سوالات متداول

دکتر محمد مصدق کیست؟

دکتر محمد مصدق (متولد ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ در محله سنگلج تهران ـ درگذشته ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در بیمارستان نجمیه تهران)، سیاستمدار، حقوقدان، نماینده هشت دوره مجلس شورای ملی، سی‌اُمین نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۳۰ تا مرداد ۱۳۳۲، رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت، نخستین ایرانی دارنده مدرک دکترای رشته حقوق، و بنیان‌گذار جبهه ملی ایران در سال ۱۳۲۸ به همراه حسین فاطمی بود.

خانواده دکتر مصدق چه پیشینه‌ای دارد؟

دکتر مصدق فرزند میرزا هدایت‌الله وزیر دفتر (از رجال شاخص عصر ناصری) و نجم‌السلطنه (تاج خانم) ـ نوه عباس میرزای ولیعهد و نایب‌السلطنه ایران ـ یعنی نتیجه فتح‌علی شاه قاجار ـ بود. این پیوند، شالوده پیشینه اشرافی-قاجاری او را تشکیل می‌داد.

چرا به مصدق «مصدق‌السلطنه» می‌گفتند؟

پس از مرگ پدر در سال ۱۲۷۱ شمسی (هنگامی که محمد ده ساله بود)، ناصرالدین شاه ـ علاوه بر اعطای القاب به سایر فرزندان میرزا هدایت‌الله ـ به محمد لقب «مصدق‌السلطنه» داد. این لقب، که تا قبل از تصویب قانون منع استفاده از القاب با آن شناخته می‌شد، شالوده هویت اولیه او در سپهر سیاسی قاجار را تشکیل می‌داد.

تحصیلات دکتر مصدق چه بود؟

دکتر مصدق در سال ۱۲۸۸ به اروپا رفت و ابتدا در مدرسه علوم سیاسی پاریس ثبت‌نام کرد. سپس به سوئیس رفت و در نهایت در دانشگاه نوشاتل سوئیس ادامه تحصیل داد. در سال ۱۲۹۳ موفق به دریافت مدرک دکترای حقوق شد و به این ترتیب نخستین ایرانی دارنده مدرک دکترای رشته حقوق شد. رساله او پیرامون «وصیت در فقه اسلام و مذهب شیعه» بود.

جبهه ملی ایران چه زمانی تأسیس شد؟

جبهه ملی ایران در سال ۱۳۲۸ توسط محمد مصدق به همراه حسین فاطمی و سلسله یاران شاخص (شامل احمد ملکی، محمدحسن کاویانی، کریم سنجابی، احمد زیرک‌زاده، سید علی شایگان، حسین مکی، مظفر بقایی، و دیگران) با تحصن در دربار تأسیس شد.

چه زمانی به نخست‌وزیری رسید؟

دکتر مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۰ ـ پس از ترور سپهبد حاج‌علی رزم‌آرا (نخست‌وزیر وقت) توسط فدائیان اسلام در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ و نخست‌وزیری کوتاه‌مدت حسین علا ـ به نخست‌وزیری رسید. در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۳۰ از مجلس شورای ملی رای اعتماد گرفت.

ملی شدن صنعت نفت چه بود؟

ملی شدن صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ (قبل از نخست‌وزیری مصدق) به تصویب رسید. دولت مصدق در دوران نخست‌وزیری از شرکت نفت ایران و انگلیس خلع ید کرد و کارشناسان و مدیران این شرکت ناچار از ترک ایران شدند. این اقدام، در شمار شاخص‌ترین جنبش‌های ضداستعماری قرن بیستم قرار می‌گیرد.

قیام ۳۰ تیر چه بود؟

پس از استعفای مصدق در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ به دلیل اختلاف با شاه بر سر وزارت جنگ و انتصاب قوام‌السلطنه به نخست‌وزیری، قیام پر بازتاب ۳۰ تیر ۱۳۳۱ توسط مردم تهران رخ دادکه با کشتار گسترده‌ای همراه بود. این قیام، منجر به بازگشت مصدق به نخست‌وزیری شد.

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ چه بود؟

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ـ که با طرح و حمایت مالی و اجرایی MI6 (سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا) و CIA (آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا) بر ضد دولت محمد مصدق اجرا شد ـ منجر به سقوط کابینه دوم دولت ملی و انتصاب سرلشکر فضل‌الله زاهدی به نخست‌وزیری شد. خانه مصدق غارت شد و او از طریق بام خانه‌اش جان به در برد. ۶۰ سال بعد (در ۲۰۱۳)، CIA با انتشار اسناد رسمی به دخالت مستقیم خود معترف شد.

چه مدت در زندان و تبعید بود؟

دکتر مصدق پس از کودتا در دادگاه نظامی به ۳ سال حبس مجرد محکوم شد و در زندان لشکر ۲ زرهی آن را تحمل کرد. در ۱۲ مرداد ۱۳۳۵، پس از پایان دوران زندان، به احمدآباد تبعید شد و حدود ۱۴ سال حبس خانگی در دهکده احمدآباد را گذراند.

چه زمانی درگذشت؟

دکتر محمد مصدق در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در سن ۸۴ سالگی در بیمارستان نجمیه تهران (بنای مادرش نجم‌السلطنه) بر اثر بیماری درگذشت. طبق وصیت او، در احمدآباد در زیر اتاق خوابش به خاک سپرده شد.

نقش CIA در کودتای ۲۸ مرداد چه بود؟

۶۰ سال پس از کودتا (در سال ۲۰۱۳)، CIA با انتشار اسنادی، به دخالت مستقیم خود در ایران معترف شد. این اعتراف رسمی، شالوده گفتمان جهانی پیرامون مسئولیت آمریکا در براندازی دولت دموکراتیک مصدق را تثبیت کرد.

دیدگاه مصدق در روزهای آخر عمر چه بود؟

در روزهای آخر عمر، مصدق درباره حوادث سال ۳۲ گفت: «کمونیسم را بهانه کرده‌اند که نفت ما را ۱۰۰ سال دیگر هم غارت کنند.» این موضع، شالوده گفتمان منتقدانه پایدار او پیرامون استعمار را تشکیل می‌داد.

میراث پایدار مصدق چیست؟

از مهم‌ترین وجوه میراث پایدار دکتر مصدق می‌توان به این موارد اشاره کرد: پیشگامی در نهضت ضداستعماری معاصر، تأسیس جبهه ملی ایران (که در دوره‌های متعدد ادامه یافت)، میراث جنبش ملی شدن نفت، میراث پایدار قانون‌گرایی و دموکراسی پارلمانی، و در نهایت، به گفته بسیاری از پژوهشگران، «ریشه اصلی انقلاب ۱۳۵۷ ایران را می‌توان به کودتای ۲۸ مرداد در ۱۳۳۲ بازگشت».

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا