حیات الغیب مدیرکل زندانهای تهران؛ پاشنه آشیل قوهقضائیه و زندانهای تهران
در یادداشت قبلی در خصوص حشمت الله حیات الغیب، مدیریت او بر زندانهای استان تهران و حمایت خاصی که توسط القاصی مهر رییس کل دادگستری استان تهران و صالحی دادستان عمومی و انقلاب تهران و در راس آنها خداییان رییس سازمان بازرسی کل کشور از او میشود بطور تفصیلی نوشتم.
اکنون خبرهای جسته و گریخته حکایت از آن دارد که در حالت خوشبینانه اطلاعِ حداقل کلی از اقدامات آتی زندانیان اوین برای شورش به گوش مسئولان زندانها و حفاظت و بویژه حیات الغیب، مدیر کل زندانهای تهران رسیده بوده و سخنگوی قوهقضاییه هم در لفافه از تشکیل پرونده ای خبر میدهد که متهمان آن در اختیار ضابطان خاص هستند و در دادسرای جنایی تهران با نظارت قاضی شهریاری در حال رسیدگی است.
بنظر میرسد مسئولان اداره کل زندانهای تهران و بویژه حشمتالله حیات الغیب از شنود مکالمات سیستم هوشمند مخابراتی زندانیان وگزارشات دیگر متوجه این موضوع شده بودند بگونهای که متهمان خاص را که عبدی مدیا فعلا به جزییات بیشتر آن نمی پردازد، در جایی امن و حتی برخی را به زندان تهران بزرگ منتقل کردند تا در این تنش تبعات کمتری برای نظام داشته باشد.
مع الوصف با وجود این اخبار، تدبیر کافی و مدبرانه نشد و اگر حضور فوری وزارت اطلاعات در بازداشتگاه اوین و محوطه آموزشگاه و اطراف و بعد از آن حضور نیروهای نوپو فراجا برای کنترل اوضاع نبود، تبعات کشته ها، جانهایی که گرفته میشد و آسیب های بیشتر چه میشد؟ و این تنش و درگیری به کجا میرسید؟
آیا حامیان حیات الغیب همچنان مدیریت او را در زندانهای تهران با وجود سیر اتفاقات اخیر قوی و قاطع ومناسب میدانند؟
حمایت ها تا کجا و چه حدی ادامه خواهد داشت؟
بار دیگر سوالم را تکرار میکنم:
اگر هرکس دیگری جز حشمت الله حیات الغیب توسط گروه فعلی مسلط در بخشی از قوه قضاییه، بخصوص دادگستری کل تهران، حمایت نمیشد؛ تکلیف او با اتفاقات پیش آمده در زندانها بخصوص بازداشتگاه اوین وآن شوی خنده دار توضیحات مثلا آرامش بخش !! ونخ نما در تلویزیون چه بود و با او دستگاه قضایی چه رفتاری میکرد؟
تکلیف آنها که در این بیتدبیری چه بر اثر آتش و دود آن و چه بر اثر شلیک ماموران کنترل میدان جانشان گرفته شد چیست؟
و از همه مهم تر؛ جواب خدا با کیست؟
عبدالله عبدی