یک خاطره واقعی از دادگاه من و قاضی مرتضوی

خواندن
2 دقیقه
-جمعه 1403/10/28 - 20:23
کد خبر11883
 یک خاطره واقعی از دادگاه من و قاضی مرتضوی

من در کل دوره روزنامه نگاری عصر اصلاحات یک نوشته جدی چاپ کردم که در آن از انقلاب دفاع کردم

ابراهیم نبوی

من در کل دوره روزنامه نگاری عصر اصلاحات یک نوشته جدی چاپ کردم که در آن از انقلاب دفاع کردم و نوشتم که ما نباید کشور را علیه انقلابی که ملت بزرگ ایران کردند و حاصل آن جمهوری اسلامی بود، به اغتشاش بکشیم!

این نوشته را که مثلا خیلی محافظه کارانه با عنوان "پاسخ چماق سنگ نیست" و با اشاره به جمله مشابه این تیتر از مرحوم عزت الله سحابی نوشته بودم.
از قضا مورد بیشترین شکایت قرار گرفت و دادستان کلی در موردش توضیح داد که من چقدر ضدانقلاب هستم.

من برای دفاع به مرتضوی گفتم که: آیا دادگاه اجازه می دهد من برای توضیح این اتهام داستانی را تعریف کنم؟
مرتضوی گفت: این داستان واقعیت داره یا خودت ساختی؟
گفتم: واقعیت داره
فکری کرد و گفت: بگو

گفتم: در اوایل انقلاب آقای ناصر ملک مطیعی به دادگاه انقلاب احضار شد. نمی دانست چرا؟ با خودش فکر کرد، حتما خواهند گفت: تو در فیلم ها بی حرمتی کردی، عرق خوردی، کافه به هم ریختی، چاقوکشی کردی، به زن نامحرم نگاه کردی.
"همه اینها را فکر کرد و غصه خورد و نیمه شب یادش آمد که نه! همه اینها به کنار، ولی من نقش امیر کبیر را هم در سلطان صاحبقران بازی کردم."

با خودش گفت: اگر به دادگاه رفتم و از من پرسیدند چرا نقش کسی را بازی کردی که در فیلم‌ها بی حرمتی کرد و عرق خورد و چاقو کشید، خواهم گفت: من که فقط آن نقش را بازی نکردم، نقش امیرکبیر را هم بازی کردم، مردی که اقتصاد ایران را نجات داد، دارالفنون را افتتاح کرد و با استعمار مبارزه کرد.

با این فکر با خیال راحت صبح به دادگاه رفت و به محض باز شدن در با یک قاضی مواجه شد.
قاضی گفت: " آقای ملک مطیعی! شما متهم هستید که نقش امیر کبیر رو بازی کردید، کسی که اقتصاد ایران را نابود کرد، کسی که با ایجاد دارالفنون پای تهاجم فرهنگی غرب را به ایران باز کرد و کسی که عامل استمرار استبداد و دیکتاتوری ستمشاهی ناصرالدین شاه بود."

ناصر ملک مطیعی در حالی که دستپاچه شده بود، گفت: "نه قربان، من که فقط نقش امیر کبیر را بازی نکردم، من چاقو کشی کردم، عرق خوردم، کافه به هم ریختم، بی حرمتی کردم، به زن نامحرم نگاه کردم و ..."

بعد گفتم: آقای مرتضوی من که فقط در این مقاله از انقلاب دفاع نکردم، من اِشاعه اکاذیب کردم، به مسوولان نظام اهانت کردم، من تشویش اذهان عمومی کردم و ...
و همین را که گفتم دادگاه از خنده منفجر شد!
روسیه و ایران را امضا کردند

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام
باید خواند