تا پولت به اندازه یک ماشین جمع میشود ماشین میدود، میرود چهار کیلومتر جلوتر میایستد.
یک دختر دهه شصتی:
تا پولت به اندازه یک ماشین جمع میشود ماشین میدود، میرود چهار کیلومتر جلوتر میایستد. بعد باز چهار کیلومتر میدوی، میروی که به ماشین برسی، باز میرود دو کیلومتر جلوتر میایستد. این طوری میشود که ما همهاش از زندگی عقب هستیم.
این روزها توصیف کردن خود به عنوان عضوی از «نسل سوخته» رونق گذشته را ندارد. مردم حالا از کلمات متعدد دیگری برای توصیف ناکامی جمعیشان استفاده میکنند که اغلب قابل ذکر نیست. در میان گروههایی که این ناکامی جمعی را احساس میکنند، بچههای متولد دهه شصت که در کودکی، نوجوانی و جوانی با کمبود منابع و امکانات و درگیریهای عظیم سیاسی منجر به نابسامانیهای اقتصادی دست و پنجه نرم کرده و میکنند، از همه بیشتر به چشم میآیند.
جمعیت جوانی که در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد به عنوان موتور پیشران توسعه کشور معرفی میشد، حالا اغلب دچار سرخوردگی، ناامیدی و احساس گیر افتادن در تله است تا جایی که به زندگی پناهندگی دیگرانی که از کشور خارج شدهاند هم، غبطه میخورد. /اعتماد






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام