در شب بیستوچهارم بهمنماه، سه جوان در نقطهای به هم رسیدند
شرق نوشت:
در شب بیستوچهارم بهمنماه، سه جوان در نقطهای به هم رسیدند؛ اما این تلاقی، به دوستی ختم نشد، به فرصتی برای گفتوگو هم، به راهی برای تغییر سرنوشت نیز. این تلاقی، سایه «مرگ» در خود داشت. امیرمحمد خالقی، دانشجویی با رؤیاهای بزرگ، در آن شب قربانی ضربات چاقویی شد که در دستان دو جوان دیگر، احمد و امیر، فرود آمد.
این ماجرا در نگاه نخست، تصویری از یک جنایت و قربانی است، اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، با تصویری وسیعتر از یک واقعیت اجتماعی روبهرو میشویم: هر سه جوان قربانیاند و خاک، خاک پذیرنده، تن جوان سه مرد دیگر را در خود فروخواهد برد. «جوانمرگی انگار آیین مداوم این خاک است».
امیرمحمد خالقی دانشجوی مدیریت کسبوکار بود و یک نخبه. زندگی او همان مسیری بود که ما از تصویر یک جوان ایدئال در ذهن داریم؛ تلاش برای رسیدن به جایگاهی بهتر، یافتن ثبات و ساختن فردایی روشنتر.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام