داشتم به هزارتوی قدرت و سیاست عجیب بیرحم فکر میکردم.
من تا همین روز مانند هر انسان و هموطنم از پس این چهل و هفت هشت روز که برایمان همچون چهل و هفت هشت سال گذشته غمگینم و بغض دارم.
بله سیاست. واژهای که اوقات زیادی انسان و انسانیت در مقابلش قرار دارد.
من تا همین روز مانند هر انسان و هموطنم از پس این چهل و هفت هشت روز که برایمان همچون چهل و هفت هشت سال گذشته غمگینم و بغض دارم.
بغضی که میترکد وقتی به یاد این همه گلهای پرپر در وطنم میافتم اما این اشک به زاری تبدیل شد وقتی همه این کابوس ها در چند ثانیه از جلوی چشمت رژه بروند.
سازنده این کلیپ نوشت: مگر میشود این تصاویر را دید و سکوت کرد؟ آری، سکوتی به وسعتِ دریایی از اشک و حسرت!
حسرتِ مادرانی که فرزندانشان را بیشتر در آغوش نگرفتند، عاشقانی که معشوقشان را بیشتر نبوسیدند و فرزندانی که مهرشان را بیشتر نثار پدر و مادر نکردند.
تصور کن فرزندی را که با رنج و زحمت بزرگ کردهای و چشم به راهِ خوشبختیاش بودهای، روزی برسد که آرزویت تنها لحظهای دیدنِ دوبارهاش باشد! و عشقی که آیندهات را با او تصور میکردی، حال خاکِ سرد بر تنش سنگینی کند..
IG: jariian_