با سلام خدمت آیتالله منتظری
شما در «خاطرات» خود نوشتهايد كه نامه اول عزل شما مربوط به آقاى خمينى نيست، به اين دليل كه ايشان گفتهاند: من با بازرگان و بنى صدر موافق نبودم و غيره. آيا به نظر شما همين بهترين دليل نيست بر اينكه نامه مربوط به خود ايشان است؟
ايشان آن وقت كه به بازرگان احتياج داشتند، گفتند دولت بازرگان دولت امام زمان(عج) است، بعد وقتى به قول معروف كارشان راه افتاد، بازرگان شد ليبرال و شما برايش تكبير فرستاديد. با شخص شما هم همين كار را كرد. بعد از ۱۵ سال برگشته بود ايران نه از كارى خبر داشت نه كسى را مىشناخت.
اينگونه كه در «خاطرات» خودتان نوشتهايد همه تماسها و برنامهها را شما رتق و فتق مىكرديد. يكدفعه بعد از ده سال شما كه تا آن وقت نتيجه عمرش بوديد شديد ليبرال، و اين دفعه بقيه تكبير گفتند. ما ۱۶ ساله بوديم كه تعداد زيادى از همكلاسهايم به دليل ضديت با ولايت فقيه اعدام شدند.
اين مربوط هست به سال ۱۳۶۰. در نماز جمعه كه خود شما امامش بوديد شعار «مرگ بر ضد ولايت فقيه» داده مىشد و بعد مىريختند توى خيابان. نتيجه اينكه تا وقتى شما سكوت كرديد و تأييد كرديد نتيجه عمر ايشان حساب مىشديد، بعد كه يك اعتراضى آن هم پشت درهاى بسته كرديد، خيال شما را هم راحت كرد. در خاتمه بايد بگويم كه در همه آن سالهايى كه شما قدرتى داشتيدچه بسيار حقها كه پايمال شد و چه بسيار سر و دستها كه به خاطر ضديت با ولايت فقيه شكسته شد و صدها هزار نفر دور دنيا آواره شدند.
پاسخ:
بسمه تعالى/با سلام و تحيت
صرف نظر از اينكه مرحوم آيتاللّه خمينى از اول با رياست جمهورى آقاى بنى صدر و نخست وزيرى مرحوم مهندس بازرگان موافق بودند يا نبودند، يادآور مىشوم:
اولاً: اينجانب با برخوردهايى كه با مرحوم مهندس بازرگان و دوستان ايشان كردند سخت مخالف بودم و در زمان قائم مقامى كرارا انتقاداتم را به مسئولين مربوطه و حتى شخص آيتالله خمينى متذكر مىشدم، تا آنجا كه در محافل خاصى اينجانب را طرفدار ليبرالها معرفى مىكردند و حتى براى مرحوم امام خمينى ذهنيتى درست كرده بودند كه من درصدد مىباشم بعد از فوت ايشان مصادر امور را به دست ليبرالها و مجاهدين خلق بسپارم. بنابراين من هيچگاه سكوت نكردم، و در هر فرصتى تذكراتى مىدادم، ولى آنان ترتيب اثر ندادند.
ثانيا: من هيچگاه از شعار «مرگ بر ضد ولايت فقيه» حمايت نكردم و كرارا در صحبتها و حتى خطبههاى نماز جمعه تهران يادآور مىشدم كه بايد با منطق و استدلال از يك موضوع سياسى و فقهى حمايت كرد نه با چماق و شعار مرگ بر مخالف.
ثالثا: من از حق كشىهايى كه مىشد تا حد زيادى مطلع مىشدم و از همين جهت لحن صحبتهاى من معمولاً لحن انتقاد و اعتراض به كارهاى خلاف داشت. همين مواضع من بود كه براى آقايان تلخ و گران و غير قابل تحمل بود و سرانجام توانستند ذهنيتى برخلاف واقع براى مرحوم امام درست كنند و كردند آنچه را كردند. تعجب من از شماست كه چگونه قضاياى گذشته را درست تجزيه و تحليل نمىكنيد و مرا كه قربانى مواضع انتقادى خود شدهام ساكت و مؤيّد كارهاى خلاف آقايان قلمداد مىكنيد. ان شاء اللّه موفق باشيد.
حسينعلى منتظرى ۱۳۸۶/۱۱/۲۶
منبع: کانال آوای خرد - مجتبی لطفی






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام