طنین تاریخ | قسمت سوم | گفتگوی شنیده نشده از محمد جواد بدیع زاده، خواننده، موسیقی‌دان و آهنگساز مشهور ایران

طنین تاریخ | قسمت سوم | گفتگوی شنیده نشده از محمد جواد بدیع زاده، خواننده، موسیقی‌دان و آهنگساز مشهور ایران
خواندن
7 دقیقه
سه شنبه 1403/08/08 - 08:40کد خبر7659

مجری: چه گذشت؟ چه گفتند و چه شنیدیم؟ از آن ها که فقط نامشان را شنیدیم و آنچه تصور کردیم تنها روایت هایی بود که برایمان گفتند. اما در طنین تاریخ بی آنکه قضاوت کنیم یا بیاراییم و بکاهیم خود خودشان را می شنویم. درود بر شما. من عبدلله عبدی در قسمت سوم با ارمغانی از طنین تاریخ همراه با شما شنوندگان رادیو ایران اینترنشنال هستم. برنامه ای که با بهره گیری از صداهایی تاریخ ساز و کمتر شنیده شده یا ناشنیده در گنجینه صدای عبدی مدیا تهیه می شود. پهنه ایران چنان مملو از ستاره های هنرمندی است که اگر بخواهی از هنرمندانش بگویی و یکی از هزاران را انتخاب کنی خودش کاری بس دشوار است. با همه سختی، امروز به سراغ ستاره ای خوشنوا رفتم که فرزند یک روحانی مشروطه خواه است. شاید اگر بگویم می خواهم درباره سید جواد اناری صحبت کنم کمی برایتان غریب باشد. ولی فرزند بدیع المتکلمین یا سید اناری شاید به گوشتان خورده. استاد سید جواد بدیع زاده را می گویم که در سال 1280 در تهران چشم به جهان گشود. پدرش با تسلط کافی بر ردیف موسیقی ایرانی، پسرش را نیز با فن آواز موذنی و روضه خوانی و تعزیه آشنا ساخت. همزمان جواد، موسیقی سنتی و گوشه های بی شمار آن را از پدر فراگرفت. خودش از پدرش می گوید.

جواد بدیع زاده: دوستان می دونن حالا ممکن است که در ظاهر بعضی از دوستان ندونن ولی خب یه شناسنامه ای بنده دارم که اون شناسنامه روش نوشته تاریخ تولد 1280. حالا قلم و مداد دست بگیریم حساب کنیم ببینیم 1280 سال 2536 چقدر می شه. به هر حال هفتاد و پنج شش سال از عمر من می گذره. بنده در دودمان هنر و علم و ادب و موسیقی تربیت شدم. برای اینکه پدرم اهل ادب بود. اهل ذوق بود. اهل آواز بود. اهل فهم بود. و دانشمند بود. اهل خطابه بود. اهل وعظ و خطابه. به علاوه که آواز خوبی هم داشت. اونچه دارم تقریبا از او دارم.

مجری: در زمان مشروطیت و در دوران محمدعلی میرزا، علمای نجف نامه ای را خطاب به پدر جواد بدیع زاده می نویسند که احکام شرعی را برای مردم روایت کند. پدرش دید که نمی تواند با یک نامه خودش را به مردم معرفی کند. همین شد که با چند نفر از سیاست مداران آن زمان مشورت کرد که چه کنیم؟ اینجا بود که به نتیجه رسیدند هنر آواز را به خدمت بگیرند. پدر بدیع زاده دو الاغ داشت که بنا شد الاغ ها را بار انار کنند و وقتی به کوی و برزن رفت شروع به خواندن کند و زمانی که به خاطر همین الاغ و انار و آواز، مردم جمع شدند اعلامیه اش را بخواند. همین دلیل کافی بود تا قصیده ای برای انار ساخته شود که با صدای خود سید جواد بدیع زاده می شنوید.

جواد بدیع زاده: ای ز بودت بر نهال فیض حق بار ای انار. ای ز جودت قدرت یزدان پدیدار ای انار. گرچه ار کاسه طبیب له بود قول رسول مفت خوارت کسر دارد پس چرا آر ای انار. ای درونت چون دل مشروطه خواهان غیور. هست از فضل خدا چون در شهوار ای انار. اول باید بگویم که هیکلی با الاغ و انار و ترازو و سنگ و عبا و عمامه و شروع کرد چهارپایه گذاشت زیر پاش و رفت بالا پشت الاغ. آواز رو ول کرد. ای ز بودت قدرت یزدان پدیدار ای انار. ای ز جودت بر نهال فیض حق بار ای انار. شد تمام خیابون پر از جمعیت. یه همچین صدایی با یه همچین هیکل. همینطور با این الاغ و با این انار و با این هیکل رفت تا دم مجلس. از اونجا به سفارت و اینور و اونور و با اون مقدمات، آقا شد سید اناری. حالا بنده هم به نام سید جواد اناری معروف بودم تو مجلس شورای ملی. یعنی استخدام بنده در ؟؟؟ 5.52 نوشتن سید جواد اناری. برای پدر. اسم پدر بدیع بود. در همون زمان ها رفتم و تقاضا کردم در اداره ؟؟؟ 6.2 و آمار اون زمان شناسنامه رو عوض کرده که نوشته طبق تبصره فلان، فلان کس از اناری به بدیع زاده منتقل شد. 

مجری: در سال 1304 کمپانی انگلیسی صفحه پر کنی هیز مستر ویس به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواخته ها و خوانده های هنرمندان ایرانی، نماینده خود را به ایران اعزام کرد و شعبه خود را در تهران گشود. بدیع زاده به عنوان نخستین خواننده مرد با معرفی و توصیه عبدالحسین خان شهبازی انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان جلوه گل، روانه بازار شد. 

جواد بدیع زاده: دوتا تصنیف در اون موقع خوندم. یکی در دستگاه همایون به نام جلوه گل. یکی در مایه افشار به نام مرغ بی آشیان. منتهی بزرگواری کرد ملای همایون گفت شعرش هم من برات می سازم و ساخت. سه تا هم آواز خوند. جلوه گل در دستگاه همایون. جلوه گل بوی سمبل، ناله چنگ، بانگ بلبل، کرده صحنه چمن، ؟؟؟ 7.30 بلبل. شبنم صبح بر چهره گل. این اولین آهنگی بود که در همایون بنده خواندم و یکی هم در مایه افشار. 

مجری: بدیع زاده آثار متعددی را نیز برای رضا شاه پهلوی می سازد و می خواند که از میان آفریده های معروف او سرود ایران کشور داریوش، تا زمان ما نیز جاذبه خود را حفظ کرده است. بدیع زاده از این آثار می گوید.

جواد بدیع زاده: بنده یکی از صفحاتم روش به نام هدیه خاک در مایه اصفهان ساخته شده. والس. یا به اصطلاح موسیقی سه چهارم. این در ظهور اعلی حضرت رضا شاه کبیر ساخته شد. چند تا صفحه و آهنگ هر قدمی شاهنشاه برمی داشت من به مقتضای زمان براش آهنگ هایی می ساختم. سرودهای گوناگون از جمله طلوع به اصطلاح طلیعه رضا شاهی در این مملکت که اجرا شد این والس رو بنده ساختم. و سرودی به نام کشور داریوش. یه دو سه سالی بنده به آهنگ های جدی و رسمی می پرداختم من. بعد برای اینکه کمی مردم رو مشغول کنم و از این یکنواختی بیرون بیاد در همان زمان ها تنوعی دادیم. ده تا بیست تا سی تا صفحه که فلان کمپانی از من می خواد که برم لندن یا برلین یا یه جاهایی. یا در تهران میومدن و بعد هم من رو می خواستن و می رفتن. اونجا که می رفتم یه بیست تا صفحه مثلا برای این آقا قرار می دادم که بخونم، یه چندتا تصنیف جدی و رسمی. بعد چندتا سرود. بعد چندتا آواز. بعد همینطور که عرض کردم برای اینکه تنوعی داده باشیم به افکار مردم و مردم رو مشغول کنیم پرداختیم به خوندن اینجور آهنگه های فور کلور یا خودمونی. 

مجری: جواد بدیع زاده دختری خوش صدا به نام الهه دارد که از اقبال نیک، بخشی از صدایش را یافتم که تصنیف داد دل پدرش را می خواند. احتمالا خود خانم الهه هم از شنیدن صدایش شگفت زده شود. با هم بشنویم. 

الهه بدیع زاده: باز می رسد نوبت خرمی. ساقیا می بیار. باز روی شاخه گل از درون جان نغمه می کند عذاب. جوشد اگر که می در دل خم ز طبع. بر لب جوی آب. غنچه سرخ گل. روید این چراغ. 

مجری: همانطور که خود بدیع زاده نیز تصدیق کرد هر قدمی که شاهنشاه وقت رضا شاه برمی داشت او برایش موسیقی و سرود می ساخت و می نواخت و می خواند. دی ماه 1314 بود که رضا شاه قانونی را ابلاغ کرد که به موجب آن زنان و دختران ایرانی از استفاده از چادر و روبنده و روسری در مدارس و دانشگاه ها و مدارس اداری و دولتی منع شدند و باید از کلاه و پالتو استفاده می کردند. در آن زمان این روز را روز رفع حجاب می نامیدند که البته بعدتر ها حتی کمی بیشتر از وقوع انقلاب سال 57، روحانیون و مخالفان حکومت پهلوی آن را کشف حجاب نامیدند. از چالش نام روز گذر کنیم. بدیع زاده در سال 1316 درباره این روز بر روی شعری از هدایت الله نیرسینا در مقام بیات اصفهان و با اجرای ارکستر آلمانی در برلین سرودی می سازد و می خواند. هرچند امروز که به شعر نگاه می کنیم خود عبارت نسوان به کار برده شده در شعر، عبارتی تحقیرآمیز به شمار می رود. اما اطلاق به زنان به عنوان نسوان در آن دوران کاملا متداول بود.

 امیدوارم این برنامه که پرداختی هرچند کوتاه به یکی از ستاره های هنر ایران زمین بود مورد رضایت شما واقع شده باشه. من عبدالله عبدی تهیه کننده و مجری طنین تاریخ از شما برای همراهی با این برنامه سپاسگزارم. فراموش نکنید که برنامه طنین تاریخ و دیگر برنامه های رادیو ایران اینترنشنال را می توانید به صورت پادکست هم دریافت کنید. تا درودی دوباره بدرود. 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا