خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 19:09کد خبر32570

مطابق معمول، برنامه روزانه با نماز صبح و نوشتن خاطرات دیروز که حدود سه صفحه شده و نرمش و مطالعه گزارش ها و صبحانه از ساعت پنج و نیم تا هشت و نیم بود. دو رییس کاتولیک ها و پروتستان های اوگاندا آمدند. آدم هاى متواضعى هستند. رییس کاتولیک ها صحبت کرد و با

مطابق معمول، برنامه روزانه با نماز صبح و نوشتن خاطرات دیروز که حدود سه صفحه شده و نرمش و مطالعه گزارش ها و صبحانه از ساعت پنج و نیم تا هشت و نیم بود. دو رییس کاتولیک ها و پروتستان های اوگاندا آمدند. آدم هاى متواضعى هستند. رییس کاتولیک ها صحبت کرد و با حالت ایستاده، از رو خواند و از اینکه من براى ایجاد صلح بین اوگاندا و سودان تلاش مى کنم، قدردانى کرد. مجموعاً به دست مى آید که همه بخش های مردم اوگاندا در اشتیاق صلح اند؛ هم مسلمانان و هم مسیحى ها از مردم و هم مسئولان و مدیریت هاى دولتى.

گفتند جمعیت مسیحى کشور، حدود هفتاد درصد است؛ 5/6 میلیون کاتولیک و 2/6 پروتستان و 300 هزار نفر اُرتدکس. این نظر مسلمان ها را تأیید مى کند که مى گویند بیش از سى درصد هم مسلمان هستند؛ گرچه آقاى موسوینى که خود یک مسیحى است، مى گوید مسلمان ها یازده درصد هستند. در مسیر این مطلب را با آقاى موسوینى در میان گذاشتم. گفت آمار این را مى گوید و قبول کرد که آمار درستى ندارند و اضافه کرد که برای او مسلمان و مسیحی فرق نمی کند و او اوگاندا و همه مردم اوگاندایی را می خواهد؛ ولى به طور کلى دل خوشى از مسلمان ها ندارد، چون عواطف آنها را متوجه اعراب مى داند. به خاطر اسلام و ضدیت شدیدی که با سودان دارد، از یاد گرفتن زبان عربى مردمش ناراضى است و مى گوید سودانى ها، مى خواهند فرهنگ عرب را بر آفریقا تحمیل کنند.

همراه رییس جمهور به فرودگاه انتبه رفتیم. انتبه در اثر فرورفتگى دریاچه ویکتوریا از دو طرف به صورت شبه جزیره سرسبزى درآمده است. مراسم بدرقه هم مثل مراسم ورود بود. سان و دوباره سرود ملى و رقص و طبل و صفوف مردم و بزرگان.

به سوى سودان پرواز کردیم. جالب است که وزیر امورخارجه اوگاندا در رأس یک هیأت شش نفرى براى مذاکرات صلح همراه ما آمد. حادثه اى بی سابقه در تاریخ میانجی گرى هاى معمولی است و مى تواند به عنوان موفقیت ما در میانجی گرى مطرح شود، که شد.

در سودان براى استقبال سنگ تمام گذاشته بودند. هم در مراسم فرودگاه و استقبال مردمى که بسیار باشکوه بود. در فرودگاه، در مصاحبه کوتاهى، میانجی گرى براى صلح را یکى از اهداف سفر ذکر کردم. آقاى [عمر حسن] بشیر، رییس جمهور سودان، صریحاً اظهار امتنان کرد. خیلى به صلح احتیاج دارند. جنگ دارد آنها را ضعیف مى کند. جنگ داخلى است، ولى کم کم همسایه ها دارند با شورشیان وارد جنگ مى شوند و بیشتر از همه اوگاندا و اریتره و اتیوپى و حتی مصر که کشور اسلامى است. به خاطر اختلافات سیاسى و فکرى که عملاً منطقه را اشغال کرده، ولی وزیر امورخارجه آمریکا، صریحاً اعلان کرده از طریق همسایگان، سودان را از پا درمى آوریم.

من و بشیر که در اتومبیل زرهى نشسته بودیم، پس از خروج از محوطه فرودگاه، به خاطر امواج خروشان مردم استقبال کننده، سقف ماشین را باز کردیم و براى جواب دادن به احساسات مردم ایستادیم که با فریاد الله اکبر، همراه با عکس هاى من و پرچم ایران، جلوه خوبى داشت. آفتاب بسیار گرم مى تابید. به خاطر حساسیت پوست من در مقابل آفتاب، لحظه اى نشستم و با کرم ویتامین آ صورتم را با عجله چرب کردم. در سفرهاى داخلى که همین وضع را داریم، دکتر میلانى این کرم را برایم تجویز کرده است.

به کاخ ریاست جمهورى رفتیم. صحبت کوتاهى نمودیم. آقاى بشیر، بسیار از سفر من به سودان ممنون است و آن را مهم مى داند. اصولاً همه ناظران این سفر را برای آفریقا مهم مى دانند و مى گویند باعث از انزوا درآمدن شرق آفریقا است. براى خود ما هم خوب است. درست در جهت عکس اهداف آمریکا است که مخفى هم نمى کنند.

سُفراى آمریکا در کنیا و اوگاندا، در مصاحبه های رسمى از سفر ما اظهار ناراحتى کرده اند. حتى در یک اقدام بى سابقه، سفیر آمریکا که خانمى است، همان روز حضور ما، استوارنامه را تقدیم کرده و اسناد یک کمک هفت میلیونى را به رییس جمهور کنیا داده است.

همراه آقاى بشیر به اقامتگاه رفتیم. همان اقامتگاه سفر سابق که خیلى گرم است و عفت هم که نمى خواهد از کولر استفاده کنیم، کار را مشکل تر کرده. همراهان در هتل وضع بهترى دارند. عصر براى مذاکرات رسمى به مقر رییس جمهور رفتیم. مسایل دوجانبه و آشتى مطرح شد. آقاى ولایتى، همراه وزراى خارجه سودان و اوگاندا، مذاکرات صلح را اداره مى کردند. تقریباً تمام شب را هم کار کرده و بالاخره اسناد توافق را آماده نموده بودند. کار مهمى که معمولاً هفته ها طول مى کشد، به خاطر آمادگى دو طرف و فشار کارى ما، در کمتر از ده ساعت انجام شد.

براى نماز مغرب به اقامتگاه برگشتیم. آقاى حسن ترابى، رهبرشان و رییس مجلس، براى ملاقات آمدند. مذاکرات خوبى داشتیم. از دستاورد هاى سازندگى ایران تجلیل کرد و از اقدام میانجی گرى من تشکر نمود و استقبال او از صلح، با توجه به مواضع جهادی اش، دلیل مهم دیگرى بر نیاز آنها است.

من هم توضیحاتى از پیشرفت ها و خودکفایى ایران دادم. سپس تحلیلى از اهمیت و آثار سفر آفریقایى من ارایه داد. آدم خوش فکرى است و از تحولات ترکیه و موقعیت اسلامگرایان که مثل خودش اخوانى هم هستند، خیلى خوشحال است.

با هم به مراسم شام رفتیم. در ضیافت رسمى، هیأت اوگاندایى هم شرکت داشتند. غذایشان از همه کشورها مطبوع تر است. سخنرانى سر میز شام نداشتیم. به اقامتگاه برگشتیم. شب به خاطر گرما و گاهى صداى کولر، خواب خوبى نداشتم. براى اولین بار لباس ها را دادم هتل شستند، ولى خیلى خوب شسته اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا