خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 19:08کد خبر32568

در گزارش ها، اظهارنظرها در رابطه با مسایل عراق به ضرر آمریکا زیاد مى شود. جمعى از علماى مسلمان اوگاندا آمدند. سخنگوى آنها صحبت کرد و از سفر من به گرمى استقبال کرد. در گزارش مقدماتى گفته شد که سه نفر مدعى مقام «مُفتى» هستند و با هم اختلاف دارند و براى

در گزارش ها، اظهارنظرها در رابطه با مسایل عراق به ضرر آمریکا زیاد مى شود. جمعى از علماى مسلمان اوگاندا آمدند. سخنگوى آنها صحبت کرد و از سفر من به گرمى استقبال کرد. در گزارش مقدماتى گفته شد که سه نفر مدعى مقام «مُفتى» هستند و با هم اختلاف دارند و براى اولین بار، به خاطر من در این اجتماع جمع شده اند (آقایان نواب و عباسى که اینجا است). من هم صحبت کوتاهى دربارة اهمیت پیروزی انقلاب اسلامى در ایران نمودم و فواید اتحاد را گفتم. با مصافحه خداحافظى کردند. جلسه خوبى بود.

آقاى موسوینى به هتل آمد. با هم به سوى مرکز تحقیقات کشاورزی حرکت کردیم. نم نم بارانی هم بود. در مسیر رفت و برگشت، مواجه با انبوه مردم مشتاق دو طرف مسیر بودیم و گاهى در جیپ مى ایستادیم و به احساسات آنها پاسخ مى دادیم.

در مرکز تحقیقات کشاورزی، کارکنان اجتماع کرده بودند. از آزمایشگاه تولید و تکثیر نهال هاى موز و قهوه به صورت ژنتیکى بازدید کردیم؛ شبیه آنچه در ایران در مورد نخل داریم. خوب است. سپس از نمایشگاه محصولات کشاورزى بازدید کردیم. سبزیجات و میوه ها را آورده بودند. دربارة قارچ، قهوه و آواکادو و بعضى میوه هاى دیگر گرمسیرى که ما نداریم، توضیح گرفتم. از مزارع موزه و قهوه بازدید کردیم. گفتند از هر هکتار، نود تُن موز در سال برداشت می کنند و از هر هکتار قهوه، چهار تُن؛ تاکنون درخت قهوه ندیده بودم.

معلوم شد قهوه برزیل و موز اسپانیا، با رقابت سخت، بازاریابى آنها را مشکل کرده است. مایل اند زمین و آب بدهند که ما در اینجا مزارع مدرن ایجاد کنیم. وزیر جهانگردی هم که مسلمان است و گاهى همراه من است، گفت در شهر خودش 2500 هکتار زمین دارد و حاضر است هزار هکتار را در اختیار ایران بگذارد؛ کنار رود نیل است. درختى کاشتم و دو دفتر امضا کردم. در مراسمى خیرمقدم گفتند و آقاى موسوینى صحبت کرد. من هم صحبتى با مضمون انتقاد از استعمار کهنه و از غربى ها در مورد آفریقا و منابع غنى کشاورزى دامدارى قاره آفریقا و آمادگى ایران براى کمک فنى به آنها و تأیید راه تحقیقات براى رسیدن به خودکفایى کردم و زمینه موجود امنیت کشور را مناسب براى سرمایه گذارى خواندم.

به شهر برگشتیم. در راه، نظرآقاى موسوینى دربارة مسایل عراق را پرسیدم. گفت افراط کارى عراق و سودان، بهانه اى به دست آمریکا داده و اهداف استکبارى آمریکا و با هدف جلوگیرى از ترقى جهان سوم، باعث این مسایل است. گفت فکرم را با این مسایل خسته نمى کنم و بیشتر به فکر ساختن کشورم هستم، مثل چین. تأییدش کردم.

در هتل وضو گرفتیم و براى نمازجمعه به مسجد جامع رفتیم. آقاى موسى على، وزیر مسلمان کابینه همراه آمد. در مسیر توضیحاتى از وضع دوران عیدی امین داد که مسلمان بوده و مسلمانان را تقویت کرده است. جمع زیادی از مسلمانان، در اطراف مسجد جمع بودند و به گرمى استقبال کردند. همان جا از مسجد بزرگ نیمه سازى بازدیدکردیم. با طرح 16 هزارمترمربع، در چهار طبقه، در زمان امین شروع شده و سپس تعطیل شده است. اعتبارى ندارد. از ما براى تکمیل کمک خواستند. خانم ها در خوشامدگویى، همصدا دعاى منقول ورود پیغمبر(ص) به مکه را مى خواندند.

در مسجد، خطیبى دو خطبه را خواند. معاون امام جمعه است. سپس امام جمعه، نمازجمعه را خواند و چند نفر براى خیرمقدم و طرح خواسته ها صحبت کردند. قارى همراه ما قرآن خواند و من صحبت کوتاهى در ضرورت وحدت مسلمین و از پایگاه اسلامى انقلابى ایران کردم. برق قطع و سپس برقرار شد. گفتم وقت من با برق شما تمام شد و خداحافظى کردم.

به هتل برگشتیم. وقت خوبى براى استراحت و استحمام و نوشتن خاطرات و خواندن گزارش ها داشتیم. دکتر ولایتى آمد و گزارش مذاکرات و توافق هاى کارشناسى همکارى ها را داد. وزیر جهانگردی و مفتى آمدند. به نحوى از عظمت مسلمانان در زمان عیدی امین گفتند که ارتش را از مسلمانان تشکیل داده و طوایف مخالف حکومت فعلى که با کمک سودان شورش دارند. براى تقویت مسلمانان از ما استمداد کردند و حضور ما براى امور فنى و اقتصادی را باعث تقویت مسلمانان دانستند و ارزش زیادی براى سفر ما در تقویت مسلمانان قایل اند.

به مسجد بلال، مرکز خوجه هاى اثنى عشرى رفتیم. نمازجماعت به امامت من خوانده شد. بعد از خیرمقدم و صحبت هاى کوتاه من، سر میز شام رفتیم. براى عفت هم مراسم جدا داشتند. اینجا هم مثل نایروبى، خوجه ها و اسماعیلى ها و بُهره اى ها و متفرقه حضور داشتند. سران همه آمدند و خودشان را معرفى کردند. گفتند در زمان قبل از عیدی امین، حدود ده هزار نفر اسماعیلى و دو هزار و پانصد نفر خوجه اینجا بوده اند. اصل شان از شبه قاره هند است. امین با اینکه مسلمان بوده، به خاطر روحیه شدید ناسیونالیستى، اینها را وادار کرده، عمدتاً به آمریکا و اروپا رفته اند. اخیراً با دعوت آقاى موسوینى مراجعت مى کنند و اموال و املاک شان را پس گرفته اند. خیلى راضى بودند. جالب است، با اینکه آقاى موسوینى مسیحى است، چنین امتیازى به مسلمانان مى دهد؛ هدفش جلب سرمایه براى عمران کشور است.

به هتل برگشتیم. آقایان نعمت زاده و [جلیل] بشارتى، [رییس] دفتر مناطق محروم [ریاست جمهوری] آمدند. گزارش مذاکرات دادند.آقاى نعمت زاده پیشنهاد داشت که در اینجا با وام بانک ها، مجتمع کشاورزى و صنعتى بسازیم؛ به سرعت سرمایه برمى گردد. آقاى بشارتى رفته بود، روستاها را دیده بود و پیشنهاد کمک عمرانى به روستاها داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا