خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:54کد خبر26594

آقاى [على] عباسپور مشاور رییس جمهور آمد و راجع به برنامه پنج ساله مطالبى داشت. قرار شد در کمیسیون ویژه شرکت کند. سفیر روسیه آمد. سلام رهبران [اتحاد جماهیر شوروى] را آورد. خواستار تحسین روابط بود و از شعار مرگ بر شوروى گله داشت. من علل بروز این شعار

آقاى [على] عباسپور مشاور رییس جمهور آمد و راجع به برنامه پنج ساله مطالبى داشت. قرار شد در کمیسیون ویژه شرکت کند. سفیر روسیه آمد. سلام رهبران [اتحاد جماهیر شوروى] را آورد. خواستار تحسین روابط بود و از شعار مرگ بر شوروى گله داشت. من علل بروز این شعار را گفتم و ثابت کردم که شوروى مقصر است: کمک شوروى به عراق در جنگ، کارهاى حزب توده، اعتراف هاى مهمى که هنوز با مردم در میان نگذاشته ایم، تجاوز شوروى به افغانستان و خیلى چیزهاى دیگر را تذکر دادم و اشتباهات شوروى را گفتم. بر خصلت ضدامپریالیستى انقلاب ایران - که همین یکى کافى است که شوروی ها راضى باشند - تکیه کردم. حرف حسابى در جواب نداشت و وسیله اصلاح روابط را رفع این عوامل، معرفى کردم.

شوراى دانشگاه تربیت مدرس آمدند. گزارشى از کار و برنامه ها دادند و از قلت امکانات و عدم همکارى وزارت علوم گله داشتند. اردوى مدرسان و علماى اهل سنت آمدند که سه ماه دوره دیده اند، گزارشى دادند که جالب بود و من درباره اتحاد مسلمانان صحبت کردم.  دکتر بسکى و حمید لاهوتى آمدند. دکتر بسکى، گزارشى از خدمات خود در گنبدکاووس داد و از فشار بر مخالفان، نگران بود و پیشنهاد عفو مى داد. [همچنین] پیشنهاد انتقال و تأسیس مراکز خدمات پزشکى به خارج از تهران داشت.

بعد از ناهار و نماز، سران اقلیت [مسیحیان] آشورى آمدند؛ ضمن اعلان وفادارى به انقلاب، براى دکتر [سرگون] بیت اوشانا نماینده اقلیت آشورى مجلس - که به خاطر عضویت در حزب توده بازداشت شده - شفاعت کردند. گفتم، فیلم اعترافات او را مشاهده کنند؛ اگر صلاح دانستند، رسماً تقاضاى عفو و ضمانت نمایند.

عقد ازدواج برادرزاده آقاى مروارید را بستم. عصر آقاى خانیان آمد؛ از آقاى پاکروان رییس دیوان محاسبات - در مقابل مخالفانش - حمایت مى نمود و خواستار ارتباط بیشتر ما با مردم بود و پیشنهاد دادن قطعات آمریکایى از طرف دیگرى را مطرح کرد. در جلسه شوراى اقتصاد شرکت کردیم. مسایل اجرایى تصمیمات مطرح بود و بحث ایجاد بندر آزاد، که به جایى نرسید؛ بیشتر حضار موافق نبودند. شب به خانه آمدم؛ کمى کسالت دارم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا