خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 14:11کد خبر31064

با جمعى از همراهان براى دیدن طبیعت و اراضى اندونزى، به بیرون شهر سفر کردیم. امروز اجلاس تعطیل بود و جمعى از هیأت ها براى بازدید از اولین محل اجلاس جنبش عدم تعهد، به باندونگولى رفتند. ما به خاطر دیدن بیشتر مناظر و واقعیت ها، برنامه جداگانه ای تنظیم

با جمعى از همراهان براى دیدن طبیعت و اراضى اندونزى، به بیرون شهر سفر کردیم. امروز اجلاس تعطیل بود و جمعى از هیأت ها براى بازدید از اولین محل اجلاس جنبش عدم تعهد، به باندونگولى رفتند. ما به خاطر دیدن بیشتر مناظر و واقعیت ها، برنامه جداگانه ای تنظیم کردیم.

با ماشین به منطقه کوهستانى پوپخاک رفتیم. حدود دو ساعت راه با ماشین بود. اکثراً اتوبان و قسمتى جاده باریک در شهرها روستاهاى منطقه، آسفالت و تمیز است. به خاطر داشتن هزار و چهار صد متر ارتفاع از سطح دریا، ییلاق و تفریح گاه مناسبى براى جاکارتا است؛ به خاطر گرما و هوای شرجى مداوم و سنگین لب دریا، نیاز جدى به چنین فضایی دارند. به همین دلیل در روزهاى تعطیل، خیلى شلوغ است.

دو طرف جاده ، فروشگاه های میوه و تره بار و گل خیلى زیاد و نشان طبیعت منطقه است. در آخرین نقطه سفر، پارک وسیعى براى حفظ و پرورش گونه های گیاهی داخلى و خارجى بنام «آب زلال» دارند. مقدارى در پارک قدم زدیم و با کارگران و جمعى از دانشجویان که براى تفریح و تحقیق به آنجا آمده بودند، صحبت کردم. سطح حقوق کارگران پایین است.

بنّایى که آنجا کار مى کرد، مى گفت روزانه دو ونیم دلار دستمزد مى گیرد و آنهایى که نظافت مى کردند، گفتند ماهیانه سى هزار روپیه، یعنی در یک روز کارى کمتر از یک دلار مى گیرند. از دو نفر که پرسیدیم، گفتند شش فرزند دارند. دختر چهارده ساله خانواده هم با آنها کار مى کرد، اما مدیر پارک که لیسانس داشت، با پانزده سال سابقه کار، گفت حدود یک میلیون روپیه یعنی پانصد دلار در ماه حقوق مى گیرد.

ناهار را در ویلایى که براى یک روز به مبلغ پانصد دلار اجاره کرده بودیم، صرف کردیم. ناهار را در رزیدانس خودمان تهیه کرده و برده بودیم. صاحب ویلا شخصى به نام «حاجى بصیر»، مى گفت برادرش استاد دانشگاه است. ویلا بزرگ و تمیز و نوساز و گویا براى همین گونه استفاده ها ساخته است. گفتند در آن منطقه یکى از کاسبی هاى رایج هم همین است.

منطقه مزارع چاى و موز خوبى داشت. ساعت سه بعد از ظهر به شهر مراجعت کردیم. در مسیر، کنار مزرعه موز و نارگیل توقف کردیم و از کشاورز آنجا دربارة درآمدش از موز و نارگیل پرسیدم. درختان نارگیل که در سال چند بار محصول مى دهد، سود خوبى دارد. نارگیل های موجود یک درخت را شمردیم که بیش از دویست عدد بود، ولى کشاورزان هم به درآمد کمى قانع اند، مگر آنها که زمین بیشتری دارند.

در مراجعت به پارک بزرگ «مینى تومن » رفتیم که با مدیریت خانم سوهارتو در کنار جاکارتا ساخته شده و در آنجا انواع موزه ها و برنامه ها براى معرفى اندونزى تعبیه شده است؛ همان جا که روز اول براى درختکارى دوستى، با سایر سران کنفرانس رفتیم.

در سالن توضیحات دادند. با قطار هوایى و اتوبوس، بخشى از آنها را دیدیم. دیدن باغ پرندگان بیشتر وقت گرفت. گنبدهاى عظیم تورى درست کرده اند که پرندگان آزادتر باشند. در پایان فیلم نیم ساعته اى با شیوه سه بُعدى براى معرفى اندونزى نمایش دادند که تماشایى بود.

سرشب به رزیدانس رسیدیم. مثل روزهاى دیگر نم نم باران داشتیم. بعد از نماز و استراحت و شام به سالن اجلاس رفتیم. جلسه اى با هیأت ها و اعضاى هیأت رییسه داشتیم. بیست کشور از چند قاره آسیا و آفریقا و اروپا هستند.

مذاکرات دربارة متن نهایى بیانیه سیاسى و اعلامیه جاکارتا بود. ما و چند کشور اسلامى مثل مالزى و پاکستان، الجزایر و سوریه عبارات تهیه شده براى بوسنى هرزگوین را کافى ندانستیم و گفتیم باید قوى تر باشد و از مصوبات سازمان ملل کمتر نباشد.

به خاطر مخالفت بعضى از کشورهاى آفریقایى، سوسیالیست هاى سابق و امروز و نوعى جانبدارى آنها از صرب ها، اجماع براى این مسأله بر اساس خواست ما به وجود نمى آید. اندونزى هم محافظه کارى مى کند. سرانجام قرار شد، تلاش کنند بیانیه مستقل قوى تری از این یکى بدهند و نیز تصمیم بر این شد که اگر وافى به مقصود نبود، در اجلاس نهایى ماها مخالفت کنیم. مصاحبه اى با تلویزیون اندونزى کردم. دیر وقت به محل اقامت آمدم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا