خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:46کد خبر26592

تا ساعت هشت صبح استراحت كردم. سرماخوردگى هم به كسالت اضافه شد. ساعت نه صبح با آقايان [آیت‏الله] خامنه‌اى و موسوى اردبيلى به زيارت امام رفتيم. تصميم‌هاى شوراى اقتصاد را براى مبارزه با گرانى، با اعلان نرخ و مجازات متخلف و توزيع عادلانه كالا با ايشان در

تا ساعت هشت صبح استراحت كردم. سرماخوردگى هم به كسالت اضافه شد. ساعت نه صبح با آقايان [آیت‏الله] خامنه‌اى و موسوى اردبيلى به زيارت امام رفتيم. تصميم‌هاى شوراى اقتصاد را براى مبارزه با گرانى، با اعلان نرخ و مجازات متخلف و توزيع عادلانه كالا با ايشان در ميان گذاشتيم و از ايشان كسب اجازه كرديم. احتمالاً مواجه با مخالفت [جامعه] مدرسين [حوزه علميه] قم خواهد شد. آقاى [موسوى] اردبيلى [ریيس ديوان عالى كشور] از شوراى نگهبان به خاطر رد لايحه تعزيرات گله كرد. اجازه اجرا از امام مى‌خواست. ظهر دكتر [هادى] منافى [وزير بهدارى] آمد و به بيمارستان اختر رفتيم. عكسى از كليه گرفتند. معلوم شد، سنگ دفع شده است. پيش از ظهر، خودم سنگ را در ادرار ديدم و براى آزمايش فرستادم. در بيمارستان، از مجروحان جنگ عيادت كردم. روحيه‌ها خيلى خوب بود. دكترها پيوندهاى اعجاب‌انگيز زده بودند؛ تشكر كردم. به آقاجلال گفتم، چند صندوق ميوه بخرد و براى آنها ببرد. شب در خانه مهمان داشتيم. فرزانه اخوى‌زاده با شوهرش عليرضا توكلى - كه فردا خيال مسافرت به خارج، براى ادامه تحصيل دارند -براى خداحافظى آمدند. فيلم مناظره گروهك منافقين را ديدم؛ مفيد است و نفرت‌انگيز نسبت به محاربان.  

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا