خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 19:07کد خبر32565

شب و روز اینجا نزدیک به هم است؛ چون فقط دو درجه زیر خط استواست. هوا بهارى است. دیشب باران هم بارید. سالیانه بیش از هزار میلی متر باران دارند. پس از نماز و تکمیل خاطرات و مطالعه و استماع اخبار و صبحانه، با هواپیماهاى خودمان به سوى شهر بندرى مومباسا حرکت

شب و روز اینجا نزدیک به هم است؛ چون فقط دو درجه زیر خط استواست. هوا بهارى است. دیشب باران هم بارید. سالیانه بیش از هزار میلی متر باران دارند. پس از نماز و تکمیل خاطرات و مطالعه و استماع اخبار و صبحانه، با هواپیماهاى خودمان به سوى شهر بندرى مومباسا حرکت کردیم. هواپیماى کشور میزبان که معمولاً باید با آنها سفرهاى داخلى انجام شود، کوچک و ملخى بود.

در فرودگاه مومباسا، مسئولان و مردم با سرود و رقص، استقبال گرمى داشتند؛ به خصوص مسلمانان شهر خیلى صمیمى بودند و جشن گرفته بودند. از آنجا به سوى پالایشگاه شهر حرکت کردیم. در مسیر، در دو طرف جاده، انبوه مردم صف کشیده بودند و اظهار محبت مى کردند. من هم برخلاف عرف و معمول، در صندلى جلو نشستم. در ورود به پالایشگاه هم گروه هاى سرود و رقص از کودکان، با طبل و دُهُل استقبال نمودند. مانند ایران، دختران کوچولو دسته گل تقدیم مى کنند.

مدیریت پالایشگاه که یک نفر انگلیسى است، گزارش وضع را داد. با ظرفیت 60 هزار بشکه در روز، با تکنولوژى قدیمى - 35 سال قبل- با شرکت کنیا و سه شرکت شِل و اُسو، عملاً با 60 درصد ظرفیت کار مى کنند. یک چهارم نفت خام پالایشگاه را باید از ایران بگیرند. سئوالات زیادی کردم که باعث تعجب حاضران از اطلاعات فنى من شد. به خاطر اینکه پیشنهاد کرده اند که ایران هم شریک شود، از قسمت هاى مختلف منجمله اتاق کنترل که اخیراً مدرن شده، بازدید کردیم. درختى کاشتیم و دفترى امضا کردیم و خیرمقدم شنیدیم و جوابى دادیم. عفت و همراهانش هم بودند.

به بندر مومباسا رفتیم. آنجا هم استقبال گرمى بود. گروه سرودشان، جمع زیادی از خانم هاى سیاه پوست بودند. سرودی مخصوص من و ایران ساخته بودند و خوب اجرا کردند. من هم ایستادم و همه سرود را گوش دادم. وزیر حمل و نقل، خیرمقدم گفت و اضافه کرد، در مراسم افتتاح راه آهن سرخس – تجن به ایران آمده و با من ملاقات کرده است. مدیر بندر هم که یک مهندس سوییسى است، گزارش بندر را داد؛ بندر بسیار قدیمى است و از زمان ورود پرتقالى ها در یک خور بسیار مناسب، عملاً به وجود آمده؛ با یک تنگه ورودی باریک در قسمت هایى با عمق تا چهل متر، احتیاج به لایروبى ندارد. ظرفیت بندر، هشت میلیون تُن و پهلو گیرى کشتى ها تا ظرفیت 150 هزار تُن است. محدودیت، به خاطر باریکى و کمى عمق تنگه باریک صخره اى ورودی است. ترنُوِر [=گردش مالی] صد میلیون دلار دارد. کار به خاطر ضعف مدیریت بومى ها به او واگذار شده است. از چهل سال پیش به کنیا آمده؛ گفت خانواده اش مثل کولی ها هستند؛ خودش و همسرش اینجا و دخترش در سوییس و پسرش در تایلند هستند. با کشتى هاى کوچک، گشتى در منطقه بندر زدیم. یک کشتى صدهزار تنى ایران - ایران الهام- هم پهلو گرفته بود. با پرسنل کشتى از دور ابراز محبت کردم. درختى کاشتیم. در بدرقه هم همان سرود را خواندند.

از آنجا به کلوپ جعفرى، متعلق به شیعیان خوجه هاى اثنى عشرى رفتیم. ظهر رسیدیم. وضو گرفتیم و نماز جماعت را با جمع زیادی از مسلمانان شیعه و سنى اقامه کردیم. نماز ظهر را به امامت قاضى القضات سُنى و عصر را به امامت من خواندیم؛ چون سُنى ها ظهر و عصر را جمع نمى کنند. چند نفر صحبت کردند و خیرمقدم گفتند. اشاره به سابقه حکومت اسلامى در این شهر توسط عثمانى هاى مهاجر داشتند. من هم صحبت کوتاهى کردم . از همدلى سنى و شیعه و مسیحى تشکر کردم و پیشرفت هاى ایران اسلامى و آمادگى کمک به آفریقا و جایگزینى استعمارگران غربى را توضیح دادم. درختى کاشتیم و دفترى امضا کردیم.

براى ناهار به حسینیه شیعیان – امام باره- رفتیم. غذاهاى خوبى بیشتر از نوع پاکستانى داشتند. خانم ها هم در طبقه دوم ناهار خوردند. پس از ناهار، با صحبت کوتاهى تشکر کردم. عکسى هم با آنها گرفتیم. به سوى قلعه عیسى مسیح رفتیم که در قرن پانزدهم، توسط پرتغالى ها ساخته شده است. در آن زمان، پرتغالى ها در نقاط حساس ساحلى، مثل آفریقا و خلیج فارس و هندوستان و خاوردور، این گونه مراکز را براى اهداف استعمارى ساخته اند و بعداً چند بار دست به دست شده است. راهنمای خوبى بود و توضیحات خوبى داد. قلعه، مُشرف بر تنگه باریک، بین جزیره و سرزمین اصلى است. موزه اى هم درست کرده بودند و آثار باستانى زیادی از ایران هم بود. خودشان چیزى که قابل توجه باشد، نداشتند.

به فرودگاه رفتیم. در مسیر همه جا انبوه مردم ابراز احساسات مى کردند. در بدرقه، گروه هاى سرود و رقص با گرمى بدرقه کردند. در مراجعت از نزدیک قله معروف کلیمانجارو گذشتیم؛ بیش از پنج هزار متر ارتفاع دارد. به هتل آمدیم. وقت بیشتر به مطالعه گزارش ها گذشت. در موقعى که در پالایشگاه مومباسا بودیم، خبر دادند که آمریکا با موشک هاى کروز به عراق حمله کرده است. شبکه تلویزیونی سی ان ان، تمام برنامه اش را به جنگ عراق و آمریکا اختصاص داده بود و با اصرار به هتل آمدند و مصاحبه اى با من نمودند. آمریکا، صدام و گروه هاى متخاصم کُردی را مقصر شناختم و قربانى آن را مردم عراق و حرمت مقررات بین المللى را لازم دانستم. شام را میهمان سفارت بودیم. در رزیدانس جالب و خوب، چند نفر کنیایى، نمایش خوبى به زبان فارسى اجرا کردند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا