تا ساعت هشت صبح مطالعه مىكردم. كليهام درد گرفته بود. به خاطر انجام چندين ملاقات، بنا بود در مجلس باشم. آقاى خسرو تهرانى [مسئول اطلاعات نخستوزيرى] آمد. از برخوردها گله داشت. استعفا داده است؛ گفتم استعفا نكند. آقاى [سيدمحمود] دعايى همراه با يك نفر از
تا ساعت هشت صبح مطالعه مىكردم. كليهام درد گرفته بود. به خاطر انجام چندين ملاقات، بنا بود در مجلس باشم. آقاى خسرو تهرانى [مسئول اطلاعات نخستوزيرى] آمد. از برخوردها گله داشت. استعفا داده است؛ گفتم استعفا نكند. آقاى [سيدمحمود] دعايى همراه با يك نفر از استعدادهاى درخشان كه ابتكاراتى كرده بود، آمدند. درد كليهام، شدت گرفته بود،
نتوانستم ملاقات را تمام كنم؛ بقيه ملاقاتها را لغو كردم. دكتر خبر كردم. [دكتر هادى منافى] وزير بهدارى و دو وزير بهدارى سابق و اسبق دكتر[محمدرضا] عارفى و دكتر [موسى] زرگر و چند پزشك ديگر آمدند. نظر اكثريت بر ناراحتى كليه از شن يا سنگ بود. مسكن قوى تزريق كردند و خون و ادرار، براى آزمايش بردند. كمى راحت شدم. دوباره درد برگشت. باز هم آمدند و مسكن دادند. ظهر طاقتم تمام شد. براى عكسبردارى و معالجه به بيمارستان قلب رفتم. تا نزديك غروب عكس و معاينه بود و مرتب با آمپولهاى مسكن كه تزريق مىشد، درد را آرام مىكردند. آخرين عكس نشان داد كه سنگ از كليه عبور كرده و نزديك مثانه است. درد هم ساكت شد. خانواده و بچهها هم آمدند. ضرورتى نبود كه در بيمارستان بمانم. شب به خانه آمدم. ديگر درد عود نكرد و شب را راحت خوابيدم. خبر مهمى نداشتيم. امروز صبح، فيلم مصاحبه دكتر [سرگون] بيتاوشانا [گوك تپه] نماينده اقليت [مسيحيان]آشورى [و كلدانى] در مجلس را - كه به جرم تودهاى بودن، بازداشت شده - ديديم؛ اعتراف كرده و تقاضاى عفو نموده است. بنا بود رهبران آشورىها به ملاقات بيايند كه لغو شد.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام