خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 11:25کد خبر31473

تا ساعت نُه ونیم صبح مطابق معمول گزارش ها را خواندم و کارهاى دفتر را انجام دادم. آقاى [حسن] غفورى فرد، [رییس سازمان تربیت بدنی] آمد و از انتقاداتی که نسبت به او رواج دارد، گفت. اظهار آمادگى براى ماندن یا رفتن و اظهار اطاعت براى کار در هر پُستى با طیب خاطر

تا ساعت نُه ونیم صبح مطابق معمول گزارش ها را خواندم و کارهاى دفتر را انجام دادم. آقاى [حسن] غفورى فرد، [رییس سازمان تربیت بدنی] آمد و از انتقاداتی که نسبت به او رواج دارد، گفت. اظهار آمادگى براى ماندن یا رفتن و اظهار اطاعت براى کار در هر پُستى با طیب خاطر نمود.

هیأت امناى مؤسسه خیریه حمایت از معلولان آمدند. براى توسعه و شرکت دولت در بخشى از هزینه ها کمک خواستند؛ قبول کردم. مدیران سازمان نهضت سواد آموزى آمدند. براى سرعت کار و استخدام رسمى افرادشان استمداد کردند و براى آینده نهضت، نظرخواهى نمودند.

آقاى [علی اصغر] سلطانیه آمد. نقاط ضعف کار آقاى [رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] را گفت و پیشنهاد تغییر مدیریت داشت. آقاى [بهمن] عبداللهى آمد. گزارش پیگیرى کِیس دلالان و سوءاستفاده در نفت را داد.

عصر تا ساعت پنج کارها را انجام دادم و به خانه آمدم. خانواده شهید محمد صالح حسینى از لبنان، میهمان عفت بودند. مقدارى از اوضاع لبنان و خسته شدن منطقه از جنگ و نزاع و مسایل فلسطین گفتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا