خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:46کد خبر26590

تا ساعت سه و نیم بعد از ظهر در منزل بودم. احمدآقا آمد، از ناراحتى خسرو تهرانى [مسئول اطلاعات نخست وزیرى] گفت و اینکه نباید کسانى را که خدمت مى کنند، ناراضی شان کرد. از اینکه بعضی ها خود ایشان را متهم مى کنند که در بیت امام، اعمال نظر شخصى و نفوذ مى کند

تا ساعت سه و نیم بعد از ظهر در منزل بودم. احمدآقا آمد، از ناراحتى خسرو تهرانى [مسئول اطلاعات نخست وزیرى] گفت و اینکه نباید کسانى را که خدمت مى کنند، ناراضی شان کرد. از اینکه بعضی ها خود ایشان را متهم مى کنند که در بیت امام، اعمال نظر شخصى و نفوذ مى کند و دوستان از ایشان حمایت نمى کنند، ناراحت بود. از ملاقات آقاى [محمدمهدى] ربانى املشى و درخواست شرکت در شوراى عالى تصمیم گیرى گفت.

عصر، جلسه شوراى عالى اقتصاد در دفتر رییس جمهور داشتیم. مراحل نهایى اقدام براى مهار قیمت ها و توزیع کالا را مى گذرانیم. مقررات کیفرى تخلف ها مطرح بود. شوراى انقلاب، قانون نسبتاً کاملى داشته است. شب، همان جا با حضور جمعى از جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] و [جامعه] روحانیت مبارز [تهران] جلسه داشتیم؛ مذاکره درباره اسلامى و مطاع بودن قوانین و مصوبات مجلس پس از تصویب شوراى نگهبان بود؛ از [آیت الله]آقاى خامنه اى و من گله اى داشتند. از مباحث اقتصادى که من در خطبه هاى نمازجمعه مطرح مى کنم، انتقاد داشتند. اما نتوانستند مورد خاصى را ثابت کنند. قرار شد از این به بعد، انتقادات شان را در هر مورد بگویند؛ اگر بجا بود، اصلاح شود و اگر اختلاف داشتیم، از امام بپرسیم. شام را همان جا خوردیم. دیروقت به مجلس رفتم. تا ساعت دوازده شب گزارش ها را خواندم. اخبار را گرفتم و خوابیدم. حالم خوب نبود؛ با ناراحتى شب را گذراندم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا