خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 15:53کد خبر26247

صبح زود به [مطب] دندانپزشكى دكتر شيرازى رفتم. از ساعت شش و نيم تا ده چند دندان را اصلاح كرد. با تأخير به مجلس رفتم و بعضى از ملاقاتى‌ها رفته بودند. گروهى از [مردم] قهدريجان آمدند و از جدايى قهدريجان و الحاقش به نجف ‏آباد و تبديل اسم لنجان سفلى به

صبح زود به [مطب] دندانپزشکی دکتر شیرازی رفتم. از ساعت شش و نیم تا ده چند دندان را اصلاح کرد. با تأخیر به مجلس رفتم و بعضی از ملاقاتی‌ها رفته بودند. گروهی از [مردم] قهدریجان آمدند و از جدایی قهدریجان و الحاقش به نجفآباد و تبدیل اسم لنجان سفلی به فلاورجان شکایت داشتند. قرار شد که شلوغ نکنند و من از وزیر کشور بخواهم که به خواسته آنها توجه کند.

گروهی از بازاریان آمدند و از سختگیری دولت که منجر به کاهش صادرات می‌شود، شکایت داشتند. آقای حاج معینی نجف آبادی از بازداشت دامادش شکایت داشت. از آقای [محمد محمدی] ریشهری پرسیدم که اطلاع داد؛ او گفت در خصوص کلاهبرداری در معامله اسلحه متهم است و قرار شد رسیدگی کنند. اخیراً گروهی به این اتهام بازداشت شده‌اند.

آقای طهماسبی طلب‌های که ذوق اختراع دارد و در اصفهان مشغول تهیه اسلح‌های پیشرفته است، آمد و گزارش کارش را داد. پانصد هزار تومان از محل کمک مجلس به جنگ به ایشان دادم. او گفت که مشغول تهیه قطع‌های برای اف 14 است که به خاطر آن تعدادی هواپیما خوابیده است. اگر بتواند، کار مهمی است.

گروهی از محرومان ایلام و انجمن‌های اسلامی دانش آموزان آمدند و برایشان سخنرانی کردم.  کارمندان مجلس هم آمدند و برایشان سخنرانی کردم.  گروهی از داروسازان آمدند و مخالف طرح اجازه تأسیس داروخانه به نسخهپیچ‌ها - که اخیراً به مجلس آمده -بودند. خیلی‌ها مخالفند.

عصر سرهنگ [بهرام] افضلی فرمانده نیروی دریایی  آمد و گزارشی از طرح دفاع در مقابل حملات موشکی عراق به کشتی‌های عازم بندر امام داد. از نامه تند آقای [علیمحمد] بشارتی نماینده مجلس گله داشت که حق با اوست. آقای جلیلی روحانی کرمانشاه که اخیراً در دادگاه قم متهم شده است، آمد و کمک میخواست. آقای [غلامعباس] زارع معاون مستعفی وزارت کشور آمد و گله داشت که به دروغ او را متهم به عضویت در انجمن حجتیه کرده‌اند و نمیگذارند که کار کند. تسکینش دادم.

در جلسه شورای مرکزی حزب شرکت کردم. آییننامه‌ها مطرح بود و به کیفیت برخورد با نهضت آزادی که نامه سرگشاده، به من نوشته است. قرار است که در روز عید قربان، در محل نهضت سخنرانی داشته باشند.

سپس با سایر رؤسای سه قوه و اخوی محمد درباره برنامه‌های آینده صداوسیما، شورای سرپرستی و شورای فرهنگی مشاورت داشتیم.

محمد از پیشرفت وضع فنی گفت و توضیح داد که تا دو سال دیگر، دو سوم جهان سوم را زیر پوشش و صدوهشت ساعت برنامه برون مرزی در روز خواهیم داشت و احتیاج خود را به خوراک و کمک فرهنگی اعلام کرد.

آقای [میرحسین] موسوی اطلاع داد که مجمع بانک‌ها و شورای عالی اقتصاد با حذف بهره موافق است.

آخر شب به منزل آمدم. بچه‌ها خوابیده بودند. شام خوردم و خوابیدم. گزارشی از گروه بازپرسی متهمان انفجار نخستوزیری خواندم. با حدس و تحلیل قراین، عده‌ای از مسئولان را متهم کرده‌اند که به نظرم صحیح نیست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا