خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:55کد خبر26609

امروز هم تمام وقت، در خانه ماندم. روز اول هفته جنگ است و در بهشت زهرا، مراسم مفصلى برگزار مى شود. وقتم را بیشتر با مطالعه، استراحت و نوشتن خاطرات عقب مانده گذراندم. آقایان [شیخ حسن] صانعى و [محمدرضا] توسلى دیدنى سفر آمدند. عصر آقاى [محمد مهدى] ربانى

امروز هم تمام وقت، در خانه ماندم. روز اول هفته جنگ است و در بهشت زهرا، مراسم مفصلى برگزار مى شود. وقتم را بیشتر با مطالعه، استراحت و نوشتن خاطرات عقب مانده گذراندم. آقایان [شیخ حسن] صانعى و [محمدرضا] توسلى دیدنى سفر آمدند.

عصر آقاى [محمد مهدى] ربانى املشى آمد. درباره اوضاع کلى صحبت کردیم و بیشتر راجع به خود ایشان که شغلى ندارد. درباره مسئولیت آینده ایشان، قرار شد از رفتن به قم منصرف شوند. پیشنهاد شد، نماینده امام در شوراى عالى دفاع شود یا چیز دیگرى که انتساب به امام را داشته باشد.

شب، آقاى دکتر ولایتى [وزیر امور خارجه] آمد. گزارش سفرش به چین و بنگلادش را داد. از نفوذ انقلاب در میان مردم بنگلادش و لزوم تقویت روابط گفت و اینکه چینى ها حاضر شده اند، به طور غیررسمى، از طریق شرکت هایى که در هنگ کنگ دارند، به ما اسلحه بدهند. از سپاه [پاسداران] گله داشت که نیازهاى لازم را به لبنان نفرستاده اند. پیشنهاد داشت که ریاست کمیته انقلاب شمیران، به آقاى امام جمارانى محول شود. مقدارى از وقت، صرف تماشاى رژه نیروهاى مسلح در بهشت زهرا شد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا