خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:55کد خبر26608

شب، تلفنى با آقاى رییس جمهورى صحبت کرده بودم. قرار شد، به ملاقات امام بیایند و سپس اینجا با احمدآقا آمدند و راجع به سفر و جنگ و... مذاکره کردیم. آقاى [محمد غرضى] وزیر نفت، با گروهى از کارگران که چاه شماره سه نوروز را مهار کرده بودند - و به فاجعه نشت

شب، تلفنى با آقاى رییس جمهورى صحبت کرده بودم. قرار شد، به ملاقات امام بیایند و سپس اینجا با احمدآقا آمدند و راجع به سفر و جنگ و... مذاکره کردیم. آقاى [محمد غرضى] وزیر نفت، با گروهى از کارگران که چاه شماره سه نوروز را مهار کرده بودند - و به فاجعه نشت نفت و خرابى محیط زیست خلیج فارس، خاتمه داده اند- آمدند. شرح کارشان را گفتند و من از آنها تقدیر و تشکر کردم.  بیشتر وقتم، صرف خواندن گزارش هاى شش روز گذشته و نوشتن خاطرات عقب مانده شد و  بخشى را براى روزهاى آینده گذاشتم. عصر، بچه ها به دکتر و مهمانى رفتند و من تنها در خانه به مطالعه و نوشتن و استراحت پرداختم.

شب، نخست وزیر تلفن کرد. به ایشان گفتم که طرح هاى خانه سازى ارتش را باید به خودشان واگذار کرد که سریع تر مشکل مسکن شان را حل کند. در دولت موقت، این طرح ها از آنها گرفته شد و به وزارت مسکن واگذار گردید. آقاى [محمد مهدى] ربانى املشى، تلفن کرد و از من خواست که از امام استجازه کنیم که به قم برود؛ چون در تهران فعلاً کارى ندارد. با احمدآقا مشورت کردم؛ موافق نبود که این جورى به امام بگوییم. چون عادت امام نیست که به کسى تکلیف کند که بمان.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا