امروز برخلاف روزهاى گذشته، بعد از نماز صبح به حرم مشرف نشدم، چون قرار بود که در مراسم غبارروبى ضریح مقدس شرکت کنم که براى زیارت مناسب تر است. گزارش ها را خواندم که مسأله شهادت پنج تن از نیروهاى سپاه در پاکستان که براى آموزش به دعوت وزارت دفاع پاکستان آنجا
امروز برخلاف روزهاى گذشته، بعد از نماز صبح به حرم مشرف نشدم، چون قرار بود که در مراسم غبارروبى ضریح مقدس شرکت کنم که براى زیارت مناسب تر است. گزارش ها را خواندم که مسأله شهادت پنج تن از نیروهاى سپاه در پاکستان که براى آموزش به دعوت وزارت دفاع پاکستان آنجا بودند، مورد توجه بیشتر است و بالارفتن احتمال مراجعت سفراى اروپایى.
براى زیارت غسل کردم و لباس مناسب پوشیدم؛ منجمله یک پیراهن بلند سفید که مخصوص براى افرادی که در غبارروبى کار مى کنند، تهیه شده است. ساعت هفت ونیم به حرم مشرف شدم. آقاى [واعظ] طبسى براى مراعات حال من، مرا دیر خبر کرد. آقایان طبسى، رسولى محلاتى، معصومى، مرتضوى و عبادی، پول ها را از ضریح بیرون آورده بودند.
من براى شستشو و غبارزدایى رسیدم. با دستمال هاى سفیدی که با گلاب خیس مى شدند، ضریح و قبر مطهر را تمیز کردیم. زیارت کردم و نماز زیارت خواندم. فیلم گرفتند. اشیای بالاى داخل ضریح، توجهم را جلب کرد. عجیب این است که آقاى طبسى و دیگران که بارها اینجا آمده اند، نمى دانستند از کیست. آیه نور هم بالاى آن نوشته شده است. متأسفانه سوسک هم در ضریح دیده مى شد، با اینکه با تأکید من، قرار بود از بین ببرند و گفتند از بین رفته است.
هنگام برگرداندن وسایل روى سنگ قبر، جعبه قرآنى را با خواست من بازکردند که در آن اسناد و پول هایى که از ضریح بیرون مى آورند و صورتجلسه مى کنند و امضا مى کنند هم هست. قرآن کوچکى که فقط هشت صفحه نوشته به خط کوفى و به شکل مربع مستطیل به صورت بیاض در آن است. دیدیم که در آن ورقه اى هست که نوشته این قرآن به خط حضرت امیرالمؤمنین على(ع) است که شیخ بهایى به خط خودش تأیید کرده که به خط علی(ع) است و تعجب کردم که آقاى طبسى هم هنوز این را ندیده بودند و چند قرآن دیگر هم بود که بازکردیم.
خبر بدی هم پاسداران دادندکه دیروز هنگام رفتن به سد بجنورد، یکى از پاسداران من
به نام [یدالله] امیرى که راننده بود، ماشینش چپ کرده و در بیمارستان پس از عمل فوت نموده است؛ خیلى متأثر شدم.
آقایان [سیدهاشم] رسولى محلاتى و [علی اکبر] الهى[خراسانی]، مسئول بنیاد پژوهش هاى آستان قدس آمدند. گزارش کار بنیاد را دادند. آقاى رسولى گفت که کنگره سراسرى سالانه ائمه جمعه را به تأخیر انداخته اند، به خاطر مشکلى که ائمه جمعه در انتخابات پیدا کرده اند و به خاطر حمایت صریح از آقاى ناطق نوری ضربه خورده اند؛ زیرا نگرانند که در اجلاس، بحث هاى تفرقه انگیز مطرح شود.گفتم احتیاج به بررسى بیشتر دارد؛ شاید بشود جلسه را کنترل و هدایت کرد. گفت روزنامه سلام را تهدید به مقابله به مثل کرده که دست از تحریک علیه ائمه جمعه بردارد و مؤثر بوده است.
به دانشگاه علوم اسلامى رضوى رفتیم. جلسه باشکوهى از طلاب بود. آقاى [واعظ] طبسى، پس از نوحه خوانى آقاى ماه رخسار، گزارش کار داد و از من تمجید کرد. من هم در یک سخنرانى طولانى، از اهمیت نقش روحانیت در تاریخ و ضرورت همراه مسایل روز بودن و استفاده از متد هاى جدید و اهمیت حوزه مشهد و این دانشگاه رضوى گفتم.
سپس از طرح حرم و ضریح جدید در دست ساخت بازدید کردیم؛ عظیم است. مجموعاً بیش از 270 هزار مترمربع ساختمان جدید است. در جلسه اى با حضور دکتر [محمدعلی] نجفى، [رییس سازمان برنامه و بودجه]، دربارة پرداخت طلب هاى آستان قدس از دستگاه هاى دولتى تأکید کردم.
عصر آقاى غزالى آمد. مدیر روزنامه خراسان است. مالکیت آن از کمیته امداد است. نگران است که براى اتخاذ مواضع به نفع خط آنها، فشار بیاورند. به آقاى [واعظ] طبسى تذکر دادم که مراعات کنند. مدیران روزنامه قدس آمدند. مصاحبه مفصلى داشتند. على همشیره زاده و بچه هایش و احمدآقا و مهدی آقای وفادار براى دیدنى آمدند.
جلسه خصوصى با آقاى [واعظ] طبسى در مورد مسایل سیاسى و انتخابات خبرگان داشتیم. بعد از نماز به زیارت رفتم و وداع کردم. ساعت نُه شب به فرودگاه رفتیم و به سوى تهران پرواز کردیم. در مسیر با آقاى [سیدهاشم] رسولى محلاتى مذاکره کردیم. گفت در دو سه ماه اخیر، حدود 20 درصد از وصول وجوه شرعى براى رهبرى، به خاطر رکود بازار کم شده است.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام