خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:55کد خبر26604

با اینکه خسته بودم، از صبح زود، کارها شروع شد. بعد از نماز، مسئولان نیروى دریایى آمدند و از نیازهاى نیروى دریایى گفتند و از اینکه طرح اسکله نیروى دریایى، در خلیج چابهار - کنارک تغییر یافته و به شکل غیرقابل اطمینانى، در دست اجرا است، شاکى بودند.

با اینکه خسته بودم، از صبح زود، کارها شروع شد. بعد از نماز، مسئولان نیروى دریایى آمدند و از نیازهاى نیروى دریایى گفتند و از اینکه طرح اسکله نیروى دریایى، در خلیج چابهار - کنارک تغییر یافته و به شکل غیرقابل اطمینانى، در دست اجرا است، شاکى بودند. [آقاى هادى نژادحسینیان] وزیر راه [و ترابرى] را خواستم؛ در مذاکرات شرکت کرد. قرار شد، تعقیب کنیم. بهتر است، همان طرح قبلى بندر اجرا شود که در آینده به سواحل بلوچستان در دریاى آزاد، احتیاج داریم.  

دو نفر از روحانیون آمدند و راجع به سیاست کیفیت رفتار با مولوى هاى اهل سنت، مشاوره و اتخاذ تصمیم شد. عده زیادى از آنها، قلباً با جمهورى اسلامى موافقند؛ تعدادى هم موذى گری هایى دارند و بعضی ها با قاچاقچیان و اشرار هم رابطه دارند؛ قرار شد خوبان شان را تقویت، بدان شان را ارشاد و بى تفاوت ها را جذب کنند.

در مراسم صبحگاه مشترک نیروهاى مسلح، درباره اهمیت پایگاه و مردم و تقویت جنوب و شمال استان و توطئه شوروى و آمریکا حرف زدم. مصاحبه اى با صداوسیماى استان کردم و نتایج سفر را گفتم و در ساعت هفت و نیم به طرف بندرعباس پرواز کردیم. صبحانه را در هواپیما خوردیم و نتایج کار را با وزرا جمع بندى کردیم. ساعت هشت و نیم وارد فرودگاه [بندرعباس] شدیم. در استقبال رسمى، نظامیان، علما، نهادها، مسئولان و مردم شرکت داشتند - معمولاً چنین است - از فرودگاه، یکسره به پایگاه نیروى دریایى رفتیم. کمى استراحت کردیم، تا صحنه صبحگاه مشترک نیروهاى مسلح، آرایش یافت و موزیک چى ها از فرودگاه برگشتند. مراسم انجام یافت و من سخنان مبسوطى، درباره اهمیت تنگه هرمز و قدرت ایران و اهمیت آنجا براى جهان و امکان ناامنى آن، در صورت آسیب دیدن خارک و تهدید متجاوزان، ایراد کردم.  فرمانده ناوگان [خلیج فارس] ناخدا [قهرمان] ملک زاده -که فردى متین است - صحبت کرد؛ با قدردانى.

به دیدار مرکز تعمیر کشتى پایگاه رفتیم؛ جالب است. حوضچه هایى که کشتی ها در آن تعمیر مى شود و کارگاه ها را بازدید کردیم. کارکنان، احساسات گرمى نشان دادند. قبل از این دیدار، در اتاق جنگ پایگاه، دو افسر، موقعیت دریا و نیروهاى خودمان و دشمنان را توضیح دادند. اطلاعات مفیدى گرفتم. سپس با تمامى همراهان، براى دیدن دریا و عملیات دریایى حرکت کردیم. ما سوار بر ناوشکن زال و بعضى همراهان سوار بر ناو فرامرز شدند. در مدخل کشتى، مراسم استقبال رسمى به عمل آمد. کارکنان کشتى، خیلى منظم عمل کردند. از ساعت یازده صبح تا شش بعد از ظهر، روى آب بودیم. هوا خیلى گرم بود. در اتاق فرماندهى و عملیات و عرشه کشتى و... توضیحات کافى دادند و قسمت عمده بخش ها و اسلحه ها و ابزار کشتى را معرفى کردند. عملیات جنگى را هم با استفاده از خمپاره انداز و توپ ها و پرتاب راکت منور، به نمایش گذاشتند؛ خیلى موفق نبود. استفاده از قایق اتوماتیک نجات را هم نمایش دادند که جالب بود. در سالن درجه دارها، ناهار خوردیم و بر عرشه کشتى، نماز جماعت خواندیم. دکتر [محمدتقى] بانکى [رییس سازمان برنامه و بودجه] هم به دریا پرید و در صحنه استفاده از قایق نجات شرکت کرد.

شب، به مهمانسراى استاندارى [هرمزگان] رفتیم. برق بندرعباس، خاموش بود. نیروگاه عظیم یک هزاروسیصد مگاواتى، به خاطر ترکیدن لوله گاز، از کار افتاده بود. احتمال خرابکارى، به خاطر سفر ما مى رود؛ خیلى گرما شدید شد. ملاقاتى با روحانیون سنى و شیعه استان داشتیم که دو امام جمعه شیعه و سنى صحبت کردند و من هم مفصلاً صحبت کردم.  رؤساى نهادهاى انقلاب هم آمدند؛ هماهنگ اند، و مشکلات شان را هم گفتند. در گرما، نتوانستم شام بخورم. دوش آب گرفتم و خوابیدم. خواب نمى رفتم؛ بالاخره با پیشنهاد پاسدارها، حدود ساعت دوازده شب، به محل نیروى دریایى - که برق داشت - رفتیم و خوابیدیم؛ یاسر و مهدى هم، طفلک ها در گرما کلافه شده بودند. از خواب بیدارشان کردیم و بردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا