خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 13:26کد خبر28984

سارا [دختر فاطی] برای اولین بار عازم مدرسه بود. فاطی فیلم و عکس تهیه می کرد و تشریفات داشت. من هم هدیه ای دادم: دویست تومان پول جیبی در مدرسه اش. ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای هاشمی [گلپایگانی] برای تنظیم برنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد.

سارا [دختر فاطی] برای اولین بار عازم مدرسه بود. فاطی فیلم و عکس تهیه می کرد و تشریفات داشت. من هم هدیه ای دادم: دویست تومان پول جیبی در مدرسه اش. ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای هاشمی [گلپایگانی] برای تنظیم برنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد.

رؤسای دانشگاه ها آمدند. برای آنها در اهمیت رسالت آموزش عالی صحبت کردم . قرار شد به هریک از رؤسای دانشگاه ها مبلغی برای دست گردان بدهیم. معاونان، آقایان [سیدمنصور] رضوی ، [حمید] میرزاده، [حسن] حبیبی و [رضا] امراللهی، هر یک برای حوزه کار خود آمدند. دکتر ولایتی آمد. گزارش سفر به مالزی وبنگلادش را داد و در مورد چند سفیر و معاون نظر خواست.

تلفنی با وزرای کشور، صنایع سنگین و معادن و فلزات درباره امور خودشان صحبت کردم. عصر برای افتتاح نمایشگاه بین المللی رفتیم. سخنرانی کردم و از غرفه های صنایع سنگین و صنوف تولیدی و کیش بازدید نمودم . به دفترم برگشتم.

در جلسه سران قوا در دفتر آقای [مهدی] کروبی [رئیس مجلس شورای اسلامی] شرکت کردم. درباره راجر کوپر [انگلیسی متهم به جاسوسی] تصمیم گیری شد. احمدآقا از آقای [محمد] یزدی [رئیس قوه قضائیه] راجع به عزل آقای [آشیخ محمد] هاشمیان از ریاست دادگستری رفسنجان پرسید که جواب دادند به خاطر مشاغل زیاد و نرسیدن به دادگستری است. قرار شد جلسه ما یک هفته در میان باشد. شب در مقر خوابیدم تا کارهای فردا را صبح زود شروع کنم. فرم صورت اموال خود و بستگان درجه اول را در اجرای اصل 142 قانون اساسی برای قوه قضائیه پر کردم .

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا