خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 17:54کد خبر26600

صبح زود، با یاسر و مهدى و پاسدارها به نمایشگاه بین المللى [تهران] رفتیم و از غرفه هاى ابتکارات و صنایع ایران، بازدید کردیم. سه ساعت طول کشید. خیلى خسته شدم. صاحب هر غرفه، انتظار داشت به درد دلش گوش بدهم؛ زیاد معطل مى شدیم. برنامه اجرا نشد. خیلى از جاها را

صبح زود، با یاسر و مهدى و پاسدارها به نمایشگاه بین المللى [تهران] رفتیم و از غرفه هاى ابتکارات و صنایع ایران، بازدید کردیم. سه ساعت طول کشید. خیلى خسته شدم. صاحب هر غرفه، انتظار داشت به درد دلش گوش بدهم؛ زیاد معطل مى شدیم. برنامه اجرا نشد. خیلى از جاها را ندیدیم. غرفه هاى خارجى، انتظار داشتند از آنها دیدن کنم؛ وقت تمام شد. مصاحبه اى هم با صداوسیما در این باره کردم. تا شب در خانه بودم. اخبار مهمى نداشتیم. خانم رشیدیان با معرفى اخوان مرعشى آمد و از حکم آقاى خلخالى - در مورد مصادره خانه اش- تظلم داشت؛ طبق معمول نوشتم، مسئولان جلوی ظلم را - اگر وجود دارد - بگیرند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا