خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 17:21کد خبر31831

ساعت چهارونیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. عفت براى شرکت در مراسم ازدواج بستگان به رفسنجان رفت. ساعت هشت و نیم، براى بازدید از نمایشگاه [رشد و توسعه] هفته دولت به محل دایمی نمایشگاه بین المللى تهران رفتیم؛ سه ساعت طول کشید. اکثر غرفه ها را دیدم. براى

ساعت چهارونیم صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. عفت براى شرکت در مراسم ازدواج بستگان به رفسنجان رفت. ساعت هشت و نیم، براى بازدید از نمایشگاه [رشد و توسعه] هفته دولت به محل دایمی نمایشگاه بین المللى تهران رفتیم؛ سه ساعت طول کشید. اکثر غرفه ها را دیدم. براى من چیز تازه اى نداشت. به منظور آگاهى مردم و تبلیغ کارهای دولت اقدام شده است.

هنرمندیِ یکى از مجریان برنامه عصرهاى پنجشنبه رادیو به نام [داریوش] کاردان، برایم جالب بود؛ با لهجه هاى مختلف ایران و زبان هاى تُرکی، فارسى و.... به خوبى حرف مى زد. شیوه هاى گریم هم در غرفه سازمان صداوسیما، برایم جالب بود. مصاحبه اى انجام دادم و گفتم در استان ها هم باید نمایشگاه استانى برپا شود.

به دفتر رفتم. [آقای کروالی شیولی]، معاون نخستوزیر گرجستان آمد. از قرارداد تحویل ششصد میلیون مترمکعب گاز به قیمت بین المللى و با مهلت سه سال براى پرداخت قیمت، خوشحال بود. تا ساعت پنج بعد از ظهر، کارها را انجام دادم. آقاى [محسن] کنگرلو، مقدارى از ابزارآلات اطلاعاتى و عملیات تخریب را آورده بود؛ تماشا کردم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا