برای ادای احترام به محل قربانیان جنگ و محل جنازه هوشی مینه رفتیم. هر دو جا، تاج گل گذاشته شد. محل جنازه هوشی مینه، تحت تعمیر بود. نشد جنازه مومیایی شده او را ببینیم. به محل خانه مسکونی و محل کار هوشی مینه- که کنار اقامتگاه خودمان است- رفتیم که سال های پس
برای ادای احترام به محل قربانیان جنگ و محل جنازه هوشی مینه رفتیم. هر دو جا، تاج گل گذاشته شد. محل جنازه هوشی مینه، تحت تعمیر بود. نشد جنازه مومیایی شده او را ببینیم. به محل خانه مسکونی و محل کار هوشی مینه- که کنار اقامتگاه خودمان است- رفتیم که سال های پس از آزادشدن هانوی، محل زندگی و کار او بوده. محقر است، با وسایل ساده زندگی، ولی باصفا در یک باغ وسیع و کنار یک استخر. توضیحات دادند و جملاتی در دفتر یادبود، از عظمت هوشی مینه و مبارزات مردم ویتنام نوشتم.
سپس به موزه جنگ رفتیم. بخشی از آثار جنگ را جمع کرده اند. بد نیست و چند فراز برجسته دارد؛ مثل پیروزی مهم بر فرانسوی ها در «دین بین فو» که فیلم و منطقه عملیات و توضیحات خوبی دارد و نیز عملیات آزادسازی هانوی و منظرة اولین تانکی که دروازه کاخ حاکم هانوی را شکست. در دفتر آنجا هم جملات خوبی نوشتم و یک نوار توضیحات را هم گرفتیم.
سپس به خواست من، مقداری در خیابان های شهر و میدان ها، ما را گرداندند. در قسمت هایی از شهر، خیابان ها بد نیست و مغازه ها هم اجناس داخلی و خارجی دارند. دریاچه های زیادی در سطح شهر وجود دارد که از اجتماع آب باران، در اراضی گود به وجود آمده و اطراف آنها را درخت و پارک ساخته اند و محله های جالبی شده است. در کنار یکی از آنها پیاده شدیم. توریست ها و دستفروشان و تماشاگرانی بودند. صید ماهی و تفریحات دیگر هم هست. ناهار و نماز و استراحت در اقامتگاه داشتیم.
عصر ژنرال جیاپ ، فرمانده عملیات دین بین فوآمد؛ خودم گفتم ایشان را بیاورند. پیرمرد 85 ساله است، ولی سرحال و باروحیه. آیت الله خامنه ای، در تهران یادم آوردندکه خوب است او را ببینم. خوشحال شده بود، از اینکه او را خواسته ام و به عملیات تاریخی دین بین فو اهمیت داده ام. یک کتاب که درآن باره تألیف کرده بود، هدیه کرد؛ گفتم ترجمه شود. توضیحاتی دربارة طرح عملیات و علت آن و آثار آن، شرح کار داد و گفت، چند روز قبل از شروع عملیات، تاکتیک به مسئولیت خودش عوض شد. این از بزرگترین تصمیمات در زندگی اش بوده. هم اکنون دربارة استراتژی توسعه ویتنام کار می کنند. خیلی به انقلاب ایران ابراز علاقه کرد. او را به تهران دعوت کردم و هدیه ای به ایشان دادم.
با رییس جمهور، مذاکرات دور سوم داشتیم. توافق های وزرا، جمع بندی شد؛ خوب است. در چندین مورد به توافق رسیده اند. بعد از نماز مغرب، برای مصاحبه مطبوعاتی، در محل ساختمان میهمان سرای دولت رفتیم که جمعی از همراهان آنجا بودند. سئوالات، نوعاً اقتصادی و عادی بود . روحیات معمول خبرنگاران دیگر کشورها اینجا نیست. اصولاً مردم آرام و سر به زیر و سختکوش اند.
سپس به محل رزیدانس سفارت رفتیم؛ اخیراً به ماهی شش هزار دلار اجاره شده است. آقایان [سیدکمال] سجادی، [سفیر ایران در ویتنام] و علیرضایی، دربارة وضع کشور و سفرا و قیمت ها و شرایط سیاسی، اقتصادی و چشم انداز همکاری توضیحات دادند و من هم چند کلمه ای صحبت کردم. برای شام به اقامتگاه آمدیم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام