خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آبان ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
چهارشنبه 1405/07/29 - 07:44کد خبر31126

آقاى [حسن] غفورى فرد، [رییس سازمان تربیت بدنی] آمد. از مشکلات اعتبارى، ایذاء رسانه هاى عمومى، عدم همکارى صداوسیما و اذیت هاى انجمن اسلامى که انتقادات زیادى نموده و من از ایشان خواسته ام گفت؛ دلداری اش دادم. تیمسار [منصور] ستارى، [فرمانده نیروی هوایی]

آقاى [حسن] غفورى فرد، [رییس سازمان تربیت بدنی] آمد. از مشکلات اعتبارى، ایذاء رسانه هاى عمومى، عدم همکارى صداوسیما و اذیت هاى انجمن اسلامى که انتقادات زیادى نموده و من از ایشان خواسته ام گفت؛ دلداری اش دادم.

تیمسار [منصور] ستارى، [فرمانده نیروی هوایی] آمد. خواستار دخالت بیشتر در کنترل هواپیماهاى کشورى و استفاده بیشتر از امکانات رادارى و کنترلى و هدایت نهاجا شد که در زمان صلح راکد است. براى ساختن فرودگاه ها و مخصوصاً فرودگاه امام خمینى اظهار آمادگى کرد. به وزیر راه و ترابری گفتم همکارى کنند.

[آقای جورجیو جیاکملی]، معاون دبیرکل سازمان ملل و مسئول برنامه کنترل بین المللی مواد مخدرآمد. از تلاش هاى ایران در مبارزه با قاچاق مواد مخدر تجلیل کرد. از مرزهاى شرقى بازدید کرده است. او را تشویق کردم و گفتم بعضى از مراکز بین المللى، منجمله کمیسیون حقوق بشر و سازمان عفو بین الملل با زیر سئوال بردن مبارزات ایران، عملاً در خدمت قاچاقچیان موادمخدر هستند و شاید خواسته قدرت هاى استکبارى در ادامه جنگ تریاک باشد. بر ضرورت جلوگیرى از کاشت خشخاش در افغانستان و پاکستان تأکید نمودم.

دکتر هاشمى[گلپایگانی]، براى دستور شوراى عالى انقلاب فرهنگى و مطالبه اعتبارات بیشتر در سال 1372 آمد. دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور] براى امور جارى آمد و طرح تحقیقات را براى درج در برنامه دوم آورد.

ساعت چهار و نیم، براى استقبال از [آقای نورسلطان نظربایف]، رییس جمهور قزاقستان، به فروگاه [مهرآباد] رفتیم. به موقع رسیدند. پس از تشریفات رسمى و مصاحبه تلویزیونى، با هم به اقامتگاه سعدآباد رفتیم. در راه صحبت هاى زیادى کردیم. گفت در آنکارا تسلیم خواسته ترکیه که یک طرفه بوده، نشده و حال آنها را گرفته است. مى خواستند بر محور پان تُرکیسم و برادر بزرگتر بیانیه صادر شود. گفت حدود بیست درصد از تولیدشان بعد از استقلال کم شده است و مشکل کارشناسى، مدیریتى، توقع زیادى مردم و آزادى زیاد مردم را دارند.

مغرب به خانه آمدم. نماز را خواندم و خاطرات را نوشتم. پیش نویس بیانیه مشترک را که تهیه شده مطالعه کردم و سپس براى مذاکره و صرف شام به ساختمان همراهان سعدآباد رفتم. قبل از مذاکرات رسمى، مذاکرات خصوصى داشتیم. ایشان خواست، علت ترس و نگرانى بعضى از دولت ها از ما را بداند. گفتم به خاطر مخالفت ما با سلطه غربى ها در منطقه و کندن دست آنها از ایران، علیه مان تبلیغات مى کنند.

از سیاست چین در مورد آزادسازى تدریجى راضى است و خودشان همان شیوه را عمل مى کنند. از [میخاییل] گورباچف انتقاد داشت که پیش از اصلاحات اقتصادى به صورت انفرادى، روى آزادى و دموکراسى تأکید کرد که نظم و انضباط را در شوروى به هم ریخت که دیگر نمى شود جمع و جور کرد. معتقد است گورباچف، اصلاً پایگاه مردمى ندارد. از [بوریس] یلتسین، [رییس جمهور روسیه] انتقاد داشت که به صورت افراطى و منجمله بدون آمادگى، با ترغیب غربى ها، آزادى اقتصادى داد و اکنون به بن بست رسیده و جایگزین درستى هم ندارد. آنها به مشکل افتاده اند و 50 درصد تولیدشان کم شده و مشکلات اقتصادى روسیه، از طریق روبل به کشورهاى دیگر مشترک المنافع سرایت مى کند و به خاطر مخلوط بودن شدید اقتصادشان، به آسانى نمى توانند پول ملى خودشان را چاپ کنند.

بر سر میز شام، مذاکرات و صحبت ها، بیشتر روى همکارى هاى دو کشور بود که قرار شد کمیته های سیاسى، نفتى، راه و ترابرى، فرهنگى و اقتصادى، توافق نامه ها را آماده کنند. جلسه دوستانه و تفاهم آمیز بود. قرار شد بر محور دریاى خزر و کنفرانس آسیا همکارى کنیم. خواست که با روسیه بیشتر نزدیک شویم.

سر میز شام هم صحبت خصوصى ادامه داشت. قرار شد به مشهد هم سفر کنند. مایل است تظاهر به امور مذهبى و اسلامى داشته باشد. تقاضاى ملاقات با رهبرى نکرده بودند که گفتیم بکنند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا