خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آبان ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 19:45کد خبر32984

بعد از نماز صبح به کوه رفتیم. از دره نیزار، تا انتهاى دره رفتیم. قسمت هاى زیادی از اطراف رودخانه را گرفته اند. نشانه هاى متعددی هم در مسیر است. در چند جا پاسداران فیلم ویدئو گرفتند. در شرق دره، جاده اى ساخته اند که گفته شد، وزارت امورخارجه ساخته است. در

بعد از نماز صبح به کوه رفتیم. از دره نیزار، تا انتهاى دره رفتیم. قسمت هاى زیادی از اطراف رودخانه را گرفته اند. نشانه هاى متعددی هم در مسیر است. در چند جا پاسداران فیلم ویدئو گرفتند. در شرق دره، جاده اى ساخته اند که گفته شد، وزارت امورخارجه ساخته است. در غرب هم قسمتى را شهردارى ساخته و بالاتر هم ارتش جاده کشیده است. کنار آخرین آبشار، کمى نشستیم و خرما و شیر خوردیم و مراجعت کردیم. ساعت هشت و نیم صبح به خانه رسیدیم.

پس از صبحانه و مقدارى کار براى کلید قرآن، به دفترکوشک رفتیم. گزارش ها و کارها را آوردند؛ خواندم و ارجاع دادم. از استخر و سونا و جکوزى استفاده کردم . تلفنى به آقاى [علی] رازینى، [رییس دادگستری استان تهران] گفتم، سعى کند برادر قبه را آزاد کنندکه خطر از خواهرش رفع شود؛ گفت، براى توضیح مى آید و توضیحاتى هم از ارفاق و اجازه ملاقات داد.

عصر به منزل برگشتم و به کار قرآن پرداختم. شب محسن آمد و خاطرات اصلاح شده سال 1360 [= کتاب عبور از بحران] را براى آماده سازی براى چاپ بُرد. قرار شد، دو سه نفر از دوستان، براى مشورت ببینند.گزارش جلسه اى را داد که با آقایان دکتر [علی اکبر] ولایتى، دکتر [عبدالله] جاسبى و [محمدرضا] رحیمى، استاندار سابق کردستان و... داشته که آقاى رحیمى، پیگیر تشکیل حزب بوده و دکتر ولایتى در حد جلسه مرتب قبول داشته و دکتر جاسبى، بیشتر مشکل فشار روى دانشگاه آزاد را مطرح مى کرده و دکتر ولایتى از اشتباه جناح شان در نپذیرفتن پیشنهاد من، در مورد جذب خبرگان در انتخابات هاى مجلس و ریاست جمهورى گفته است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا