خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آبان ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 11:38کد خبر31498

از دیشب بارش برف در آلماتی شروع و هوا سرد شده است. صبح مقدارى در خیابان هاى میهمانخانه قدم زدیم و ثبت خاطرات را تکمیل کردم. ساعت نُه صبح به [میدان پانفیلاف]، محل شهداى جنگ دوم جهانى رفتیم و با مراسم رسمى، تاج گل نثار شد. گفتند در دفاع از مسکو، یک

از دیشب بارش برف در آلماتی شروع و هوا سرد شده است. صبح مقدارى در خیابان هاى میهمانخانه قدم زدیم و ثبت خاطرات را تکمیل کردم. ساعت نُه صبح به [میدان پانفیلاف]، محل شهداى جنگ دوم جهانى رفتیم و با مراسم رسمى، تاج گل نثار شد. گفتند در دفاع از مسکو، یک لشکر کامل قزاقستان شرکت داشتند که همه شهید شده اند و فقط بیست و هشت نفر زنده مانده اند و این بنا به یادبود آنها ساخته شده است.

امروز ظهر از نمایشگاه کالاهاى ایرانى بازدید کردیم؛ یکصد و پنجاه غرفه که همگى در زمینه فروش راضى بودند. مقادیر زیادی کالا پیش فروش کرده اند. مشکل شان در برگرداندن پول از قزاقستان است. اجازه خروج ارز ندارند و بیشتر از طریق خرید کالا عمل مى شود؛ راه خوبى نیست. آنها نوعاً براى خود کالاهایى پیدا کرده بودند که در ایران گران تر است؛ مثل کفش، پوست، یخچال، اتومبیل هاى اوراقی، مواد شوینده و مواد

عکس آسیای میانه

عکس آسیای میانه

شیمیایى. تقاضا داشتند مسأله پول را حل کنیم.

سپس به مقر ریاست جمهورى رفتیم. ابتدا مذاکراتى با حضور وزیران امورخارجه، در مورد افغانستان، تاجیکستان، روابط دو جانبه، عدم دخالت در امور داخلى آنها از طریق امور دینى و موارد امکان مبادلات تجارى انجام دادیم. سپس در جلسه مذاکرات رسمى، با حضور سایر اعضای هیأت و خبرنگاران داشتیم که همان مسایل مذاکرات خصوصى تکرار شد.

سپس در حضور خبرنگاران، موافقت نامه ها امضا شد و مصاحبه مشترک مطبوعاتى داشتیم. به اقامتگاه آمدیم. بعد از نماز و ناهار و کمى استراحت، به سوى ارتفاعات مجاور براى بازدید از پاتیناژ [=اسکی روی یخ] حرکت کردیم. دو تیم هاکى روى یخ، مشغول مسابقه بودند. محلى به اندازه یک زمین فوتبال را با یخ آماده کرده بودند. متصدی آنجا توضیح داد. سدی هم بالاتر از آن بود که آب رودخانه آلماتى را تنظیم مى کند. مدعى بودند، کار عمده سد را با انفجار انجام داده اند، ولى توضیح قانع کننده نداشتند.

از آنجا به آکادمى علوم پایه رفتیم. رییس فرهنگستان توضیحات داد که ده هزار عضو دارد که نیمى از آنها علمى اند و کتابخانه شان بیش از شش میلیون جلد کتاب دارد. گفت بعد از استقلال، وضع مادی شان خراب و حقوق شان کم شده و قبل از استقلال، حقوق دانشمندان بیشتر از دیگران بوده و امروز کمتر است. در آمفى تأتر مراسمى بود. رییس و یکى از محققان، سخنرانى ستایش آمیز نمودند و هدایایى دادند. من هم صحبت کردم. سپس از مخزن کتابخانه بازدید کردیم؛ به نظرم نیامد که شش میلیون جلد کتاب داشته باشد.

از آنجا به مسجد جامع آلماتى رفتیم. [آقای رابتیک بن نیسان بای]، مفتى کل کشور قزاقستان و جمعى از طلبه ها بودند. کمى نشستیم. او و من صحبت کردیم. گفت تعداد چهار مسجد و صدها طلبه در داخل و خارج دارند. به اقامتگاه برگشتیم.

سرشب آقاى نظربایف به اقامتگاه آمد. دو سند را با هم امضا کردیم و با حضور چند نفر از همراهان، شام خصوصى در اقامتگاه داشتیم. باز هم مذاکرات طولانى و جامعى دربارة همکارى ها انجام دادیم. قرارشد مسأله [رژیم حقوقی] دریاى خزر را ایشان پیگیرى کند و مسأله افغانستان را ما پیگیرى کنیم.

به خاطر سرماى زودرس و برف زیاد در شمال قزاقستان، قرار شد سفر به شهرهای دیگر را لغو کنیم و به جاى آن در مسیر آذربایجان، به بندر اوکتائو در شمال دریای خزر برویم. بعد از جلسه خودمان، جلسه اى در مورد آذربایجان داشتیم. مذاکره کردیم و توقعات زیادی علیف از ما در نزاع با ارامنه دارد. سپس به آقاى شمسایى در مورد کنترل اخبار سفر و تهیه گزارش ویژه تذکر دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا