خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آبان ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 11:34کد خبر31496

در اخبار مطلب مهمى نبود. در گزارش هاى صبحِ تلویزیون، صحنه هایى از برنامه من پخش شد، اما آن حالت چموشى اسب نبود، ولى منظره سوار شدن آرام من بود. بعد آقاى نیازُف گفت که او گفته آن قسمت را نگذارند. قبل از صرف صبحانه خبر دادند که آقاى نیازُف به اقامتگاه آمده

در اخبار مطلب مهمى نبود. در گزارش هاى صبحِ تلویزیون، صحنه هایى از برنامه من پخش شد، اما آن حالت چموشى اسب نبود، ولى منظره سوار شدن آرام من بود. بعد آقاى نیازُف گفت که او گفته آن قسمت را نگذارند.

قبل از صرف صبحانه خبر دادند که آقاى نیازُف به اقامتگاه آمده است. بدون صرف صبحانه با ایشان به سوى فرودگاه حرکت کردیم و از آنجا با بدرقه مسئولان تراز اول به سوى مرو پرواز کردیم. در راه مذاکرات گوناگون داشتیم، منجمله گفت که در زمان گورباچف، از او خواسته شده که با هماهنگى یک بانک اسراییلى، پول هاى حزب کمونیست شوروى را در ترکمنستان بیاورند و در پوشش یک شرکت کشاورزى، آنها را نگه دارى کنند و او نپذیرفته است. گفت حدس مى زند حدود پانزده میلیارد دلار بوده که معلوم نیست کجا مصرف شده است.

در فرودگاه مرو و جاده هاى اطراف مرو، استقبال مردمى بسیار با شکوهى از ما شد و مخصوصاً برنامه هاى بچه ها و خوشامدگویى آنها جالب بود؛ با عبارات، اشعار و جملات زیبا به فارسى، به ترکمنى و به انگلیسى ادا و با دکلمه هاى مناسب انجام مى شد. همه جا با سینى هاى نان و نمک مواجه مى شدیم که ریش سفیدهاى ترکمنى به سنت خودشان براى میهمانان ارایه مى دادند و ناچار لقمه اى مى گرفتیم. مستقبلان روسى در فرودگاه که در قسمتى از صف بودند، موقع ورودمان از مقابل آنها نگذشتیم؛ چون فرش مسیر را به گونه اى تنظیم کرده بودند که از جلوی آنها نمى گذشت، ولى موقع خداحافظى که از مقابل تمام صف ها گذشتیم، دیدم روس ها هستند، زن و مرد و کودک و خیلى خوشحال شدند. عجیب اینکه خودشان توجه نداشتند و بعداً آقاى نیازُف از این توجه من تشکر کرد.

از مرو به سوى روستاى «رفسنجانى» که در گذشته به نام من نام گذارى کرده اند، حرکت کردیم. همه جا در مسیر، مواجه با امواج عظیم استقبال کنندگان پُرشور بودیم. از چند کارخانه در دست احداث گذشتیم که گفتند با سرمایه گذارى ایتالیا یا آمریکا و یا ترکیه در دست احداث است. استاندار مرو توضیحات خوبى دربارة وضع کشاورزى و صنعت و اجتماعى استان داد و گفت، امروز تحویل چهارصدوبیست هزار تُن پنبه استان به دولت که

عکس سفر آسیای میانه

عکس سفر آسیای میانه

تکلیف در برنامه بوده، کامل شده و بقیه محصول، در دست مردم ارزان مى ماند. اظهار رضایت زیادی از سیاست هاى موفق دولت در خودکفایى و رشد تولید گندم و پنبه و گوشت نمود.

در روستاى «رفسنجانى» مراسم خوبى داشتند. خیرمقدم گرم و صحبت چند پیرمرد به زبان فارسى خراسانى و اظهار شادمانى از فروریختن دیوار آهنى و ایجاد رابطه مجدد با مردم ایران و درخواست توسعه راه ها براى سهولت در رفت و آمد به ایران و شروع کار ساختمانى مسجدی به مناسبت حضور ما، با چیدن چند آجر توسط من و آقای نیازُف و سپس خیرمقدم خوب حاکم ولایت و صحبت مفصل من و صحبت کوتاه نیازف؛ برنامه خوبى اجرا شد.

در مسیر برگشت، در یک میهمانسراى صحرایى، ضیافت خوبى برپا کرده بودند و در خیمه اى با انواع غذاهاى خوب محلى پذیرایى کردند و هدایایى دادند؛ منجمله قالى هایى که عبارت تقدیمى روستاى رفسنجانى روى آن نوشته شده بود.

در مسیر برگشت هم مستقبلان زیادی داشتیم. به سوى منطقه خوارزم، شهر «داش حوض» پرواز کردیم. آنجا هم استقبال گرم شبیه مرو بود و با ابتکارات جدید، در میدان شهر یک شتر و بچه شتر هدیه دادند و مراسم هنرى داشتند. جشن پایان موفقیت آمیز برنامه تولید پنبه را اجرا کردند. آقای نیازُف، من و استاندار به ترتیب صحبت کردیم. سپس با هلى کوپترها به سوى شهر «اورگنج»، براى دیدن آثار باستانى پرواز کردیم. منطقه مستعدی است. یک کانال، شصت متر آب مکعب در ثانیه از رود جیحون به اینجا مى آورد و باعث شده است فعالیت عمرانى وسیعى داشته باشند و به زودی بسیار آباد خواهد شد. گفتند طرح در زمان شوروى شروع شده و اخیراً تکمیل گردیده است.

در «اورگنج» هم استقبال مردمى وسیعى داشتیم. در میهمانسراى یک کارخانه نماز خواندیم. عصرانه ای شبیه ناهار دادند. سپس از چند اثر باستانى زمان خوارزم شاه بازدید گردید. مقبره نجم الدین کُبری که گفتند آنجا محل دفن سیصدوشصت عارف مشهور است. مناره عظیم شصت و پنج مترى که گفتند بزرگترین مناره دنیا بعد از مناره مسجد دهلى است. چند جای دیگر را دیدیم، بد نگه دارى شده اند. قرار شد براى شناخت آنها گروه کارى مشترک درست کنیم. اول شب به عشق آباد برگشتیم و به خاطر خستگى، برنامه شام خصوصى را که با رییس جمهور داشتیم، لغو کردیم.

تقریباً در تمام مدت اقامت، آقاى نیازف همراه من بود و در مسیرها، در ماشین و جلسات خصوصى، سر میزهاى ناهار و شام و عصرانه یکسره صحبت داشتیم. از گفتن اسرار ابایى نداشت و در مسایل مهم مشورت مى کرد. مجموعاً از روس ها و قزاقستان و اُزبکستان ناراحت است و نوعى دشمنى و عدم اعتماد بین شان حاکم است. خوف توطئه هم دارد و به آقاى علی اف هم اعتماد ندارد و او را تابع روسیه مى داند، ولى مصلحتى و به خاطر شرایط موجود و وضع قره باغ و [جنگ آذربایجان با] ارامنه. حتى اظهارات آنها در جلسات خصوصى و شراب خوارى شان را توضیح مى دهد. یکى از مسایل مورد بحث شان، نزدیکى بیشتر ترکمنستان به ایران است که آنها نمى پسندند. مى گوید در مذاکراتى مثل دریاى خزر و بنیادگرایى و اسلام خواهى و دخالت در امور داخلى آنها، ایشان حامى اسلام است.

دکتر ولایتى از اینکه در مذاکرات خصوصى حضور نداشته، گله داشت، ولى مى دانست که این خواست آنها بود. براى عفت و همراهان هم برنامه هاى جالبى ترتیب داده بودند؛ گاهى جداگانه و گاهى همراه ما. در مجموع به نظر مى رسد، کشورهاى زیادی، حتى لیبى، مشغول سرمایه گذارى در ترکمنستان در ساخت هتل و فروشگاه هستند، ولى ما از ظرفیت و امکانات موجود بهره بردارى نکرده ایم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا