تا ساعت نه ونيم در مجلس مطالعه مى كردم. گروهى از مجاهدان مؤمن لبنان آمدند و خبر وحدت سه گروه از علماى مجاهد، اتحاديه دانشجويان و مؤمنين امل را دادند و مشورت كردند. قرار است شورايى براى تصميم گيرى داشته باشند. براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم و ناهار
تا ساعت نه ونيم در مجلس مطالعه مى كردم. گروهى از مجاهدان مؤمن لبنان آمدند و خبر وحدت سه گروه از علماى مجاهد، اتحاديه دانشجويان و مؤمنين امل را دادند و مشورت كردند. قرار است شورايى براى تصميم گيرى داشته باشند. براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم و ناهار به مجلس برگشتم.
تا شب در مجلس بودم. آقاى [محمود] كريمى نورى سرپرست بنياد كه از طرف نخست وزير عوض شده، آمد و گله داشت، كمى ناراحتي اش را تخفيف دادم و با نخست وزير صحبت كردم. قرار شد كه فردا در مراسم تحويل و تحول مطالبى گفته شود كه حيثيت و خدمات ايشان محفوظ باشد. ساعت هشت ونيم به خانه آمدم. مهمان داشتيم، خانه خيلى شلوغ بود و من هم خسته به كتابخانه ام پناه بردم تا به نوشتن خاطرات و مطالعه بپردازم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام