خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مهر ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 19:39کد خبر32977

کار مرور و اصلاح خاطرات سال 1360 را تمام کردم. به دفتر کوشک رفتم و گزارش ها را خواندم. از استخر و سونا استفاده کردم. عصر کتاب شرح حال حاج آقا مصطفى خمینى را براى سخنرانى پس فردا خواندم. مقدارى وقت هم صرف کلید قرآن شد. یکى از بستگان در کرج فوت کرده

کار مرور و اصلاح خاطرات سال 1360 را تمام کردم. به دفتر کوشک رفتم و گزارش ها را خواندم. از استخر و سونا استفاده کردم. عصر کتاب شرح حال حاج آقا مصطفى خمینى را براى سخنرانى پس فردا خواندم. مقدارى وقت هم صرف کلید قرآن شد.

یکى از بستگان در کرج فوت کرده بودکه عفت براى تسلیت به آنجا رفت. شب،آقاى [محمدحسن] رحیمیان، [رییس بنیاد شهید] و دو فرزندشان آمدند. بر سخت گیرى بیشتر در مورد موادمخدر تأکید داشتند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا