خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 11:30کد خبر31484

بعد از نماز صبح برای زیارت به حرم رفتم و وداع کردم. برگشتم و صبحانه خوردم. ساعت یک ربع به هفت در فرودگاه بودیم. قرار بود دیشب مراجعت کنیم، اما به خاطر خستگى به امروز موکول شد، ولى جمعى از همراهان دیشب مراجعت کردند. آقاى طبسى نرسیده بود. گشتى در

بعد از نماز صبح برای زیارت به حرم رفتم و وداع کردم. برگشتم و صبحانه خوردم. ساعت یک ربع به هفت در فرودگاه بودیم. قرار بود دیشب مراجعت کنیم، اما به خاطر خستگى به امروز موکول شد، ولى جمعى از همراهان دیشب مراجعت کردند. آقاى طبسى نرسیده بود. گشتى در فرودگاه زدم. ایشان رسید و خداحافظى کردیم و به سوى تهران پرواز نمودیم.

یکسره به دفترم رفتیم. تا ساعت ده ونیم کارهاى عقب مانده را انجام دادم. آقاى محمدخان، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] براى کسب نظر دربارة کارش و همکاران جدیدش آمد. دکتر ولایتى آمد. گزارش سفر به نیویورک و کُره جنوبى را داد و مذاکرات با وزیران امورخارجه انگلیس، مصر، امارات، کویت و... را گفت. اطلاع داد که سعودی ها با خواست من در مورد گذرنامه عُمره که به فهد گفته بودم، موافقت کرده اند. گفتم مسأله مذاکره با سعودالفیصل را پیگیرى نماید و همچنین مسأله بازداشت متهم آلمانى را که قرار نبود بازداشت شود. راجع به سفر آسیاى میانه و احتمالاً آذربایجان صحبت شد.

عصر شوراى اقتصاد جلسه داشت. دربارة آیین نامه واگذارى صنایع دولتى به بخش خصوصى مذاکره داشتیم؛ ناتمام ماند. تا ساعت هشت شب کارهاى مانده را انجام دادم و به خانه آمدم. با عفت و یاسر، سریال لبخند زندگى را تماشا کردیم. شیر آب گرم شوفاژ را باز کردیم و از شومینه هم استفاده نمودیم؛ هوا سرد شده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا