خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آبان ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/07/29 - 07:48کد خبر31135

بعد از نماز صبح تا ساعت نُه، وقت به مطالعه گزارش ها گذشت.آقاى [الیاس] حضرتى، نماینده رشت آمد. از حاکمیت جناح راست بر مجلس و از ستادهایى که علیه آقاى [مهدی] کروبى راه افتاده است، اظهار نگرانى کرد و خواست چاره کنیم. براى سفر من به گیلان و کمک به عمران

بعد از نماز صبح تا ساعت نُه، وقت به مطالعه گزارش ها گذشت.آقاى [الیاس] حضرتى، نماینده رشت آمد. از حاکمیت جناح راست بر مجلس و از ستادهایى که علیه آقاى [مهدی] کروبى راه افتاده است، اظهار نگرانى کرد و خواست چاره کنیم. براى سفر من به گیلان و کمک به عمران استان استمداد نمود.

آقاى [سیدکمال الدین] شهریارى، نماینده [دشتی، تنگستان، دیّر و کنگان] بوشهر آمد. براى سفرم به استان و ارزان کردن آب از لوله محرم و ساخت سینما و مراکز فرهنگى استمداد کرد. [آقایان سید محمود کاظم دینان و سید حسن شجاعی کیاسری]، نمایندگان آمل و سارى آمدند؛ هم استمداد براى امور عمرانى و هم تقاضاى سفرم به استان مازندران را داشتند و هم تسریع در معرفى استاندار را خواستند.

دکتر [حسن] روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. اوضاع فعلى مرکز تحقیقات[استراتژیک ریاست جمهوری] را گزارش داد؛ اخیراً مسئولیت این مرکز به ایشان واگذار شده است. براى استفاده از نیروهاى قدیمى و جدید مشورت کرد. کپسولى آورد که براى معالجه ترش کردن معده خوب است.

تا مغرب کارها را انجام دادم. در مسیر خانه به بیمارستان اختر رفتم که سعید [لاهوتی] دندانم را اصلاح کرد؛ پُرکردگى خالى شده بود، پُر کردیم. بعد از اصلاح دندان، رییس بیمارستان و سوپروایزر آمدند، خوشامد گفتند و وضع بیمارستان را توضیح دادند؛ مشکل ندارند.

ساعت هفت و نیم به خانه رسیدم. عفت از رفسنجان برگشته بود.کلى از آنجا تعریف داشت و از نوق و کشکوییه و رفسنجان و والده و بستگان دیگر گفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا