خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 19:49کد خبر32994

در خانه بودم. تمام روز به مطالعه گذشت؛ براى مرور خاطرات و مطالعه تاریخ معاصر و گزارش ها. نامه طولانى آقاى [احمد] آذرى قمى به رییس جمهور، وقت زیادی گرفت. خیلى کم محتوا و جسورانه است؛ بیشتر در انتقاد از رهبرى و گاهى اهانت آمیز. گویا باعث خشم طلبه هاى قم

در خانه بودم. تمام روز به مطالعه گذشت؛ براى مرور خاطرات و مطالعه تاریخ معاصر و گزارش ها. نامه طولانى آقاى [احمد] آذرى قمى به رییس جمهور، وقت زیادی گرفت. خیلى کم محتوا و جسورانه است؛ بیشتر در انتقاد از رهبرى و گاهى اهانت آمیز. گویا باعث خشم طلبه هاى قم شده که اعلان راهپیمایى علیه آقاى آذرى براى روز جمعه کرده اند. به نظر مى رسد تعادل را از دست داده است.

ظهر فائزه غذا آورد و شب یاسر. در گزارش ها، بحران عراق و آمریکا هنوز ادامه دارد. شب محسن اطلاع داد که [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار [تهران]، پس از سه ساعت بازجویى به خانه برگشته و ادامه بازجویى در روز یکشنبه است.

شب، مقدارى وقت صرف تماشاى مسابقه فوتبال تیم هاى عربستان و چین کردم؛ در ریاض برگزار شد و در ایران هم مستقیم پخش می شد. یک به یک مساوى کردندکه به نفع تیم ایران تمام شد و امید حفظ مقام اول را براى ما بیشترکرد.

مشهدی رجب، نامه یک خانم کارمند بیمارستان شهدا را آورد که نوشته بود، بچه ای را که صاحبش کنار منزل شان رهاکرده بودند، برداشته اند. در نامه اى که همراه بچه گذاشته اند، نوشته شده که سید است و به بچه علاقه مند شده اند و از من خواسته اندکه به بهزیستى بگویم، سرپرستى کودک را به خودشان بدهند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا