خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آبان ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 11:40کد خبر31509

تا ساعت نُه و نیم صبح کارها انجام شد. آقایان [محمد] عبایى[خراسانی] و [محمد] جعفرى گیلانى، [مسئولین دفتر تبلیغات اسلامی قم] آمدند. از کمبود اعتبارات نالیدند و کمک خواستند. از تفاوت زیاد امکانات سازمان تبلیغات اسلامی و دفتر تبلیغات[اسلامی قم] گله

تا ساعت نُه و نیم صبح کارها انجام شد. آقایان [محمد] عبایى[خراسانی] و [محمد] جعفرى گیلانى، [مسئولین دفتر تبلیغات اسلامی قم] آمدند. از کمبود اعتبارات نالیدند و کمک خواستند. از تفاوت زیاد امکانات سازمان تبلیغات اسلامی و دفتر تبلیغات[اسلامی قم] گله داشتند و از وضع مرجعیت اظهار نگرانى کردند؛ خواستار مداخله من بودند و نیز از مسأله ریاست جمهورى آینده، با توجه به قانون اساسى اظهار نگرانى و پیشنهاد تغییر قانون اساسى داشتند که نپذیرفتم.

آقاى [سید حسین] موسویان، سفیرمان در آلمان آمد. از جریان ها و نوسانات روابط مان با آلمان و مزاحمت هایى که از ناحیه اقدامات غیرمسئولانه برخورد با بعضى از آلمانى ها و فشارهایى که انگلستان و آمریکا در رابطه با سفر وزیر اطلاعات آوردند، گزارشى داد و براى تسریع در آزادی [گرهارد آلفرد] باخمن آلمانى کمک خواست.

شرکت کنندگان در کنفرانس مدیریت بین کشورهاى اقیانوسیه و آسیا آمدند. آقاى [سیدمنصور] رضوى، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور] و آقای کاتمن، رییس اجلاس، گزارش دادند. من هم صحبت کردم و نظراتى ابراز کردم. سپس عکس دسته جمعى با من گرفتند و تشکر نمودند. عصر تا غروب کارها را انجام دادم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا