دیشب دیروقت خوابیدم و خوب هم نخوابیدم. امروز خسته بودم. از دیروز عصر تاکنون یک دم باران داریم. سفیر آرژانتین براى خداحافظى آمد و خبر داد که یک شرکت مهم آرژانتینى که در ترکمنستان مشغول کار است، بسیارى از نیازهاى خود را از ایران تأمین مى کند. هدایاى سفر
دیشب دیروقت خوابیدم و خوب هم نخوابیدم. امروز خسته بودم. از دیروز عصر تاکنون یک دم باران داریم. سفیر آرژانتین براى خداحافظى آمد و خبر داد که یک شرکت مهم آرژانتینى که در ترکمنستان مشغول کار است، بسیارى از نیازهاى خود را از ایران تأمین مى کند.
هدایاى سفر را دیدم. بخشی موزه اى و بخشی مصرفى است. آقاى [علی] آقامحمدی آمد. در مورد پیشنهاد رفتن به گمرک صحبت شد. گفت شب جواب مى دهد. شب آمد و گفت موافق نیست؛ گفتم بیشتر فکر کند.
آقاى [محمدعلی] صدوقى آمد. راجع به آب یزد، استاندار یزد، مجمع روحانیون مبارز و گلایه از برخی فشارها و مشکلات واحدهاى صنعتى گفت.آخر وقت آقاى [محمدرضا] فاکر آمد. از آقاى صدوقى خواست که بخشى از ساختمان مدارس علمیه بنیاد صدوق در قم را به مدیریت حوزه واگذار کند. من هم کمک کردم؛ قرار شد تفاهم کنند و نیز آقاى فاکر، ضمن تأیید مطلق کارهاى اقتصادی دولت، براى کامپیوتر و چاپخانه براى انتشارات جامعه مدرسین کمک خواست.
سر شب آقاى [علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات] آمد. گزارش سفر به چین و قرارها را داد. مخفیانه سفر کرده اند. راضى بود. نتایج سفر به آلمان بررسى شد. گزارش شکایت علیه روزنامه سلام را گفت؛ گفتم سختگیری نشود. تا ساعت هشت و نیم شب، کارهاى عقب مانده سفر را انجام دادم و به روز رساندم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام