خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 08:27کد خبر26473

بعد از نماز آقایان[آیت الله] خامنه اى و ربانى [املشى عضو شوراى نگهبان] به مجلس آمدند و درباره نامزدان شوراى مرکزى و مسایل کلى حزب و مملکت مشاوره کردیم. در جلسه علنى، طرح تأسیس وزارت اطلاعات داشتیم؛ نسبتاً پیشرفت خوبى داشت. پیش از دستور، ضمن سخنان آقاى

بعد از نماز آقایان[آیت الله] خامنه اى و ربانى [املشى عضو شوراى نگهبان] به مجلس آمدند و درباره نامزدان شوراى مرکزى و مسایل کلى حزب و مملکت مشاوره کردیم. در جلسه علنى، طرح تأسیس وزارت اطلاعات داشتیم؛ نسبتاً پیشرفت خوبى داشت. پیش از دستور، ضمن سخنان آقاى [سعید] امانى نماینده تهران، اعتراضات نمایندگان، نظم را به هم زد. من از آنها انتقاد کردم.  

ظهر گروهى از جوانان عازم به جبهه ها که هر یک چند بار مجروح شده اند، آمدند. براى آنها صحبت کردم و خیلى تحت تأثیر روحیه آنها واقع شدم. چند ملاقات هم انجام دادم. عصر آقاى وزیر راه و ترابرى آمد و گزارش سفر خود به چین را داد. تحت تأثیر بعضى از دستاوردهاى آنها در جهت خودکفایى قرار گرفته بود. راجع به راه آهن و راه ها و بندرها و حمل و نقل توضیحاتى خواستم. تا ساعت هشت و نیم گزارش ها را خواندم و کارها را انجام دادم.

خبر رسید که عراق به چاه هاى نفت فروزان در خلیج فارس- منطقه مشترک با عربستان سعودى - حمله موشکى کرده که مؤثر واقع شده است. شب به خانه آمدم. مصاحبه [رضا] شلتوکى از حزب توده  و فیلم اشک تمساح را تماشا کردم. دیروقت خوابیدم. نامه اى از امام جمعه کرمان رسید، که در سمینار ائمه جمعه براى امضاى نامه به امام، ایشان را فریب داده اند. نامه اى از آقاى [جلال الدین] طاهرى [امام جمعه اصفهان] هم رسید که به نحوى مى خواهد از شرکت در کار تحریر و امضاى نامه، خود را تبرئه کند و یا موجه جلوه بدهد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا