تا ساعت یازده صبح، در خانه مطالعه داشتم. به دفتر كوشك رفتم و تا ساعت پنج به انجام كارها و مطالعه بولتنها و جرايد گذشت.
تا ساعت یازده صبح، در خانه مطالعه داشتم. به دفتر كوشك رفتم و تا ساعت پنج به انجام كارها و مطالعه بولتنها و جرايد گذشت؛ منجمله يك بولتن در مورد نويسندگان و هنرمندان كه مواردي از آثار و اقدامات ضدانقلابيشان جمع آوري شده و آنها را به عنوان پايههاي تهاجم فرهنگي معرفيكرده و تقصير را به گردن عملكرد وزارت ارشاد در دو سال اخير انداخته است.
پيش از ظهر آقاي كرباسچي به دادگاه رفته و از آنجا به زندان اوين منتقل شده است. جمع زيادي از مردم و مديران شهرداري هم او را بدرقه و به نفع او تظاهرات كردهاند. جمعي هم در مخالفت با او شعار دادهاند. فائزه هم گفته است كه محاكمه سياسي بوده و اتهام دادن تخفيف در مورد زمين پنج نفر از مديران شهرداري كه اجازه وزيركشور را هم داشته و در اكثر اُرگانها چنين عمل شده، دليل جرم نميشود و چون جرمي ندارد، جاي تقاضاي عفو نيست.
عصر ياسر آمد و گزارشي از توزيع كتاب [عبور از بحران] خاطرات سال 1360 را داد وگفت، ميخواهد خاطرات سال 1361 را آماده چاپ كند. به توصيه محسن، به او گفتم ضميمهها - مصاحبهها، خطبههاي نمازجمعه، سخنرانيها، پيامها و نامههاي مهم و... - هم منتشر شود.
سر شب آقايان عبدالله نوري و علي هاشمي آمدند. نامهاي از آقاي كرباسچي آوردند كه به عنوان خداحافظي و نوعي تظلم نوشته بود؛ متأثر شدم و چند جملهاي به عنوان جواب در خصوص لياقت و تعهدش و اظهار تأسف از محروم شدن جامعه از خدمات او، در عين احترام به قانون، روي نامهاش نوشتم. آقاي [عبدالله] نوري از مقامات ارشد عصباني است و اين پيشامدها را ناشي از آن ميداند و نقل ميكنند كه آقاي [عطاءالله] مهاجراني، يك روز در جلسه حزب كارگزاران سازندگي گفته كه در جلسهاي مطرح شده كه آقاي كرباسچي گردنكلفتي ميكند، گفته شده كه خواهد ديد كه گردنكلفتتر از او هم هست.
عفت به نمايشگاه كتاب رفته بود؛ از مناظري كه ديده، ناراحت است.گفت،گروه گروه درگوشه وكنار، جوانان جمع بودند و سخنرانيهاي تُند و سئوال و جواب سياسي بود؛ منجمله مهندس [عزتالله] سحابي، [ماشاءالله] شمسالواعظين و فائزه.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام